با عضویت در خبرنامه از 10 درصد تخفیف در خرید مجله معیشت بهره مند شوید


تفاوت بین کارآفرین و تاجر

زمان مطالعه: 3 دقیقه
تاریخ انتشار مطلب : ۲۶ فروردین ۱۳۹۸
کارآفرینی

آیا شما اغلبِ فرصت‌هایی که بسیاری از افراد آن‌ها را ازدست‌رفته می‌دانند، مغتنم می‌شمارید؟

گاهی باید به این فکر کنیم که تعریف درست و واضح از خصوصیات شخصیتی کارآفرین چیست؟ شاید در این زمینه، نکتۀ اصلی برای بیشترِ مردم این است که بدانند واقعاً چه چیزی کارآفرین واقعی را از سایر تجار و بازارگانان متمایز می‌کند. به‌واقع کارآفرینان چه خصوصیتی دارند که تاجران ندارند. شاید اصلی‌ترین تفاوت توانایی دیدن فرصت‌ها و امکانات به‌شکلی متفاوت با سایرین باشد.

کارآفرین واقعی می‌تواند به‌درستی به وضعیت نگاه کند و راه‌حل مناسبی را برای مشکلات پیشِ‌رو بیابد و مسیر درستی برای گذر از موانع ایجاد کند و فرصت‌های ازدست‌رفته را دوباره زنده کند. کارآفرین خوب نیازهای جدید را بهتر می‌بیند و درجهت رفع آن‌ها راهی مناسب برای کسب درآمد ایجاد می‌کند.

نورمن برادسکی می‌گوید: اخیراً وقتی خانمی کارآفرین به نام لیندا پاگان را دیدم، درابتدا فکر کردم که او فقط کلاه‌فروشی ساده است؛ یعنی صرفاً در یک فروشگاه کلاه‌فروشی در نیویورک، واقع در گوشه‌ای از منهتن، کلاه می‌دوزد و می‌فروشد.

من (نورمن برادسکی) و همسرم، آیلین درحال قدم زدن بودیم که در اواخر مسیر به این فروشگاه برخوردیم و وارد آن شدیم. همسرم مایل بود که کلاهی با قیمت مشخص را انتخاب کند و آن را بخرد. در همین حین متوجه وجود جعبه‌هایی جالب برای بسته‌بندی کلاه‌ها شد و یکی از آن‌ها را هم خواست. لیندا، صاحب مغازه، گفت: تمام کلاه‌های ما این جعبه‌های خاص را دارند و درواقع کارخانۀ ساخت بسته‌بندی‌های کاغذی در بروکلین این جعبه‌ها را برای ما می‌سازد. سپس لیندا به‌نوعی جعبۀ خاص در گوشۀ مغازه اشاره کرد و گفت: این جعبه را ببینید، این جعبۀ بزرگ و ویژه موجب افزایش زیاد فروش ما شده و دلیل این طراحی خاص هم، لطفی است که تولیدکنندۀ آن به فروشگاه ما دارد.

با تعحب پرسیدم: منظور شما چیست؟ آیا واقعاً طراحی این جعبه‌های بزرگ و ظاهراً عجیب، سبب افزایش فروش برای محصولات شما شده‌ است؟

لیندا به افزایش درخواست مشتریان از مدتی پیش برای خرید کلاه‌هایی با لبه‌های بزرگ اشاره کرد و گفت: اخیراً به‌سبب تقاضای تعداد زیادی از بانوان برای شرکت در یک کنسرت در کنتاکی، درخواست‌های زیادی برای کلاه‌هایی با لبه‌های بزرگ داشته‌ایم. در آن زمان ما جعبه‌هایی به این حد بزرگ برای بسته‌بندیِ کلاه‌هایی در این مقیاس بزرگ نداشتیم و من با مسئول کارخانه ملاقات کردم و وضعیت را برای وی شرح دادم. مسئول کارخانه نیز گفت که دیگر چنین برش‌هایی مدت‌هاست منسوخ شده و حتی دستگاه‌ها از تنظیم برای چنین برش‌هایی به‌شکل صنعتی خارج شده‌اند و هزینۀ انجام این برش‌ها برای کارخانه به‌صرفه نیست؛ زیرا نیاز به تعمیر و تغییراتی در دستگاه‌ها دارد و ازاین‌رو، درحال‌حاضر چنین جعبه‌هایی نداریم؛ چراکه بخش مربوط به این سایز هم مدت‌هاست تعطیل شده است.

لیندا می‌دانست که ازطرفی بدون داشتن جعبه‌هایی مناسب، نمی‌تواند کلاه‌هایش را بفروشد و ازطرف دیگر درآمد ناشی از فروش جعبه‌ها را نیز به حد چشمگیری ازدست خواهد داد. اگر لیندا قید این بخش را می‌زد، درواقع بخش زیادی از شانس خود را قربانی این بحران کرده بود؛ اما وی با فکری متفاوت، از مسئول کارخانه درخواست کرد تا هزینۀ ناشی از بازیابی و تعمیر دستگاه‌ها برای انجام برش‌های مدنظر وی را برآورد کند. مسئول نیز هزینه را چندصد دلار اعلام کرد و لیندا با خوش‌حالی قبول کرد که هزینه را بپردازد، درحالی‌که مسئول کارخانه هیچ تضمینی نداد.

در کمال تعجب، چند ماه بعد، لیندا چندین بسته حاوی جعبه‌هایی با اندازۀ مخصوص که خودش سفارش داده بود، ازسوی کارخانه دریافت کرد، اما هزینۀ لازم برای تعمیر تیغه‌ها و راه‌اندازی بخشِ مخصوص به برش این جعبه‌ها در فاکتور لحاظ نشده بود. لیندا در این مورد از صاحب و مسئول کارخانه پرس‌وجو کرد. مسئول کارخانه اعتراف کرد که پس‌از درخواست لیندا، خود او نیز با کمی تحقیق متوجه شده که درصورت راه‌اندازی دوبارۀ بخش مدنظر، می‌تواند در بازاری که به‌تازگی برای این جعبه‌ها شکل گرفته، حضور فعالی داشته باشد و با فروش نسبی و مؤثر، هزینۀ مورد نیاز برای تعمیر تیغه‌های مربوطه و ساخت جعبه‌های بزرگ را کسب کند. درواقع مسئول کارخانه متوجه شده بود که درصورت راه‌اندازی و ازسر گرفتن تولید چنین جعبه‌هایی، می‌تواند درخواست‌هایی را بسیار بیشتر از آنچه لیندا داشته است، پاسخ‌گو باشد و بخش جدید را برای درآمد بیشتر، به فعالیت دوبارۀ کارخانۀ خود اضافه کند. ازاین‌رو، وی حتی از لیندا برای ایجاد این آگاهی در مورد این فرصت بالقوه که خود کارخانه از آن بی‌خبر بود، سپاس‌گزاری کرد.

مسئول کارخانه به صراحت اشاره کرد که توانایی لیندا برای دیدن آیندۀ ناشی از چنین درخواست و فرصتی سبب شد که بفهمد، لیندا بیش از یک فروشندۀ عادی است و درواقع او کارآفرین است؛ زیرا ذکاوت او در فروش و توجه به نیازهای جدید سبب شناخت بهتر درخواست‌های مشتریان شد و این امر خود باعث شد تا مسئول کارخانه نیز تعدادی کارگر جدید برای فعالیت در بخش مربوط به‌کار گیرد و حال، هم فروش کارخانه و هم فروش مغازۀ لیندا به‌سبب تولید چنین جعبه‌های متفاوتی، ارتقا یافته و حتی سبب ایجاد تمایز مؤثر آن‌ها از سایرین در این عرصه شده است. شاید درحال‌حاضر، تعداد دیگری از تولیدکنندگان و فروشندگان نیز به این بخش برای تولید چنین بسته‌بندی‌هایی توجه داشته باشند، اما آن‌ها از امتیاز و اعتبار ناشی از پیشگام بودن برخوردارند.



شماره ماهنامه :
برچسب‌ها : , ,

نظرات

یک دیدگاه

  • سلام , مهمان