با عضویت در خبرنامه از 10 درصد تخفیف در خرید مجله معیشت بهره مند شوید


درسی که از اولین دعوایمان بر سر پول گرفتیم

زمان مطالعه: 1 دقیقه
تاریخ انتشار مطلب : ۰۳ دی ۱۳۹۳
ماهنامه معیشت

در این بخش فرصت صحبت را در اختیار کسانی می گذاریم که دیدگا ه های بحث انگیزی درباره پول دارند. مطالبی که اینجا می خوانید دیدگاه آنهاست نه ما، اما از جوا ب های شما هم استقبال می کنیم. در مطلب امروز نویسنده توضیح می دهد که ماجرایی در سفر او و شوهرش به خارج از کشور به آنها، که تازه با هم ازدواج کرده بودند، یاد داد درباره پول چه طور با هم حرف بزنند.
من و شوهرم، رضا، دو هفته بعد از عروسیمان، عازم دبی شدیم. چیزی که همراهمان داشتیم ۳,۰۰۰ دلار پول بود و دو تا بلیط یک سره و دو تا کوله پشتی – و البته دو دیدگاه کاملاً متفاوت درباره اینکه از پولمان چه طور استفاده کنیم. من طوری بزرگ شده بودم که از آن جور پول خرج کردن هایی که انگار یک جور بیماری است می ترسیدم، اما شوهرم در طول زندگی همیشه پیش خودش این طور فکر کرده بود که «بی خیال! همه چی درست میشه!» و همین طرز فکرش باعث شده بود قبل از اینکه با هم آشنا بشویم وام های خیلی زیادی بگیرد و نتواند اقساطشان را بپردازد. تعداد وام هایی که گرفته بود آن قدر زیاد بود که آدم تعجب می کرد. اگر در تهران مانده بودیم و سر همان کارهای یکنواخت خودمان میرفتیم، شاید صدای این قضیه اصلاً در نمی آمد و من متوجه این نوع نگاه شوهرم نمی شدم، اما با این سفر و ماجرایی که برایمان پیش آمد، قضیه دیگر نمی توانست مخفی بماند. ما که به سفر خارج رفته بودیم و همه دار و ندارمان پولی بود که قبلاً پس انداز کرده بودیم و سر عقد و عروسی هدیه گرفته بودیم…

 

دی ۹۳



نظرات

یک دیدگاه

  • سلام , مهمان