با عضویت در خبرنامه از 10 درصد تخفیف در خرید مجله معیشت بهره مند شوید


روش‌های استقلال مالی و مدیریت دارایی‌ها توسط کودکان و نوجوانان

زمان مطالعه: 4 دقیقه
تاریخ انتشار مطلب : ۲۰ بهمن ۱۳۹۷

همیشه در مطالبی که منتشر می‌کنم دربارۀ وابستگی مالی فرزندان به والدین ابراز نگرانی می‌کنم. آن‌ها ضرر کردن را تجربه نکرده‌اند و نیاموخته‌اند که چگونه دارایی‌های خود را مدیریت کنند و چگونه به‌طور مناسب و مؤثر از چیزی انتقاد کنند. اغلب می‌بینم که والدین به‌شدت خود را به زحمت می‌اندازند تا تمام چیزهایی را که اطرافیان دارند، برای فرزندانشان فراهم کنند. معمولاً درک نمی‌کنم که والدین این کار را برای خودشان انجام می‌دهند یا فرزندانشان. متأسفانه چنین مواردی را به‌کرّات مشاهده می‌کنیم؛ اما آیا محبت کردن به فرزندان فقط به‌معنای برآوردن بی چون و چرای تمام مخارج زندگی آن‌هاست؟ آیا همه‌چیز باید برای فرزندان ما مهیا باشد بدون این‌که زحمتی برای آن کشیده باشند؟ شما تا چه زمان باید هزینه‌های زندگی فرزاندانتان را تأمین کنید؟

من به این مسئله بسیار اندیشیده‌ام که چگونه می‌توانیم از فرزندان خود حمایت کنیم و در همان زمان نیز به آن‌ها کمک کنیم که علاوه‌بر بلوغ جسمی و ذهنی به استقلال مالی نیز دست یابند. منظورم از استقلال مالی این نیست که والدین یک چک بنویسند، آن را امضا کنند و به فرزند خود بدهند تا او بی حساب و کتاب پول خرج کند، بلکه منظورم این است که یک کودک یا نوجوان بتواند نیازهای مالی خودش را تأمین کند، تبادل مالی انجام بدهد، اشتباه کند و یاد بگیرد.

اجازه بدهید از مستمری یا همان پول توجیبی شروع کنیم. به‌جای این‌که برای فرزندانمان مستمری مقرر کنیم، چرا نباید به آن‌ها اجازه بدهیم مستمری خود را خودشان دربیاورند؟ یادم می‌آید وقتی ما کودک بودیم، والدین تنها زمانی به ما پول می‌دادند که یک فعالیت مثبت و تحسین‌برانگیز انجام می‌دادیم. نمی‌دانم چرا این رسمِ خوب در خانواده‌ها فراموش شده است.

ما در خانۀ خود همیشه یک ستاد خانوادگی تشکیل می‌دهیم و دربارۀ بودجه‌بندی مناسب و چگونگی استفاده از درآمدها و منابع خانواده بحث و تصمیم‌گیری می‌کنیم. در این مواقع، معمولاً با موافقت همۀ اعضای خانواده، مبلغی به انجام کارهای خیرخواهانه اختصاص می‌یابد. ما می‌توانیم به همان طریقی که خودمان در امور خیر شرکت می‌کنیم، فرزندانمان را نیز در این امور دخیل کنیم و از این طریق مهارت‌های پولی قدرتمند و ماندگاری را به آن‌ها بیاموزیم. این کار علاوه‌بر اثرات لحظه‌ای دارای آثار طولانی‌مدت نیز هست.

وقتی فرزندان ما نوجوان هستند، باید از آن‌ها بخواهیم کار کنند. بله، رقابت‌های شغلی در این ردۀ سنی بسیار داغ است؛ اما این‌که نوجوانان بیاموزند که کار کنند و پول خود را پس‌انداز نمایند، برای آن‌ها بسیار مفید است. در بعضی از موارد حتی لازم است که شما مستمری فرزند خود را قطع کنید و از او بخواهید برای به‌دست آوردن پول کاری معین را انجام دهد. البته دقت کنید که این کار را درنهایت مهربانی و به‌دور از هرگونه خشونت و درگیری انجام دهید. می‌توانید فرزند نوجوان خود را قانع کنید که این تصمیم به سود او خواهد بود.

در هنگام رفتن به دانشگاه، فرزند خود را مجبور کنید که هزینه‌های اضافه‌اش را خود بپردازد. چون در این هنگام شما مخارج زیادی ازقبیل شهریه، هزینۀ کتاب، خوابگاه و… را متحمل می‌شوید، او باید سایر مخارج شخصی خود را تأمین کند. زمانی‌که ما به مدرسه می‌رفتیم، پدرم در آغاز هر ترم مبلغ معینی به ما می‌داد. ما باید این پول را برای همۀ نیازهای خود بودجه‌بندی می‌کردیم و مجبور بودیم هزینه‌های مازاد را نیز خودمان فراهم کنیم. من زیر و زبر بودجه‌بندی را از آن زمان یاد گرفتم و پس‌از اشتباهات مالی آموختم که چگونه پول خود را مدیریت کنم.

دربارۀ چگونگی پرداخت هزینه‌هایِ زندگیِ فرزندانتان پس‌از دانشگاه با آن‌ها رو راست باشید. صاحب‌نظران معتقدند تنها کار خوبی که شما می‌توانید با پول برای فرزندانتان انجام دهید، تأمین هزینۀ لازم برای تحصیل آن‌ها و نیز فراهم کردن سرمایه برای آن‌ها جهت راه‌اندازی کسب‌وکار مناسب است. من با این نظر موافقم. به‌نظرم فرزندان ما باید پس‌از دوره‌ای معین به استقلال مالی دست یابند و هزینه‌های زندگی خود را بپردازند. البته بسیار بهتر است که ما به آن‌ها کمک کنیم تا یک شغل برای خودشان راه‌اندازی کنند. در این صورت دیگر ازنظر مالی به والدین وابسته نیستند، اما خاطر ما آسوده است که آن‌ها راهی برای گذران امور زندگی خود دارند.

گاهی اوقات شما می‌خواهید فرزند خود را از اشتباهات مالی نجات دهید، ولی در اغلب موارد مداخله نکردن شما به نفع اوست؛ زیرا کمک کردن به او در این زمان‌ها کار صحیحی نیست. البته همه با این ایده‌ها موافق نیستند؛ اما من معتقدم اغلب افراد فرزندان خور را طوری پرورش می‌دهند که دچار معلولیت اقتصادی می‌شوند. مراعات مطالبی که در بالا ذکر شد، شاید به بهبود این وضعیت کمک کند. ممکن است ما بخواهیم با مداخله در امور مالی فرزندانمان از ضرر کردن آن‌ها جلوگیری کنیم، اما خوب است بدانیم گاهی ضرر کردن چنان درس‌های آموزنده‌ای به کودکان و نوجوانان خواهد داد که سبب موفقیت اقتصادی آن‌ها در آینده خواهد شد.

توجه داشته باشید که استقلال مالی فرزندان و اهمیت مدیریت مخارج به‌معنای سلب مسئولیت از والدین نیست. والدین نباید از اهمیت استقلال مالی فرزندان سوءاستفاده کنند و آن‌ها را در مضایق مالی قرار دهند. گاهی تأمین هزینه برخی از ملزومات زندگی برای کودکان و نوجوانان غیرممکن است و کمک والدین به‌شدت الزامی است. گاهی نیز تأمین بی حد و حساب همۀ ملزومات زندگی برای فرزندان باعث ناآشنایی آن‌ها با امور مالی می‌شود. به‌هرحال نه افراط و نه تفریط در این مقوله جایز نیست.

نکتۀ دیگری که لازم می‌دانم به آن بپردازم این است که کار کردن کودکان و نوجوانان برای آموختنِ استقلال مالی منحصر به اقشار ضعیف و کم‌درآمد نیست. ثروتمندانی که از درک و شعور اقتصادی بالایی برخوردارند، با جدیت بیشتری استقلال مالی و مدیریت دارایی‌ها را به فرزندان خود می‌آموزند؛ زیرا این توانایی فرزندان برای حفظ دارایی‌های خانوادگی در آینده ضروری است. چه‌بسا ثروتمندانی که به‌دلیل کسب نکردن همین توانایی‌ها در دوران کودکی و نوجوانی، ثروت هنگفتِ به‌ارث‌برده از والدین خود را در زمانی کوتاه به فنا داده‌اند.



نظرات

یک دیدگاه

  • سلام , مهمان