با عضویت در خبرنامه از 10 درصد تخفیف در خرید مجله معیشت بهره مند شوید


زنان در برابر مردان

زمان مطالعه: 3 دقیقه
تاریخ انتشار مطلب : ۲۴ آبان ۱۳۹۶

یکی از باورهای عمومی در دوران پیشین آن بود که زنان برای موفقیت و پیشرفت به‌طور کامل وابسته به مردان هستند و بهترین راه برای ارتقای موقعیت یک زن، یافتن مردی نیرومند و حمایت‌گر است. هر چند در دوران معاصر این‌گونه باورها تا حدود زیادی تغییر کرده است، اما در مجموع، همچنان نوعی از نگاه تبعیض‌آمیز در این زمینه وجود دارد که در مطالعات و پژوهش‌های علمی نیز به صورت پنهان مؤثر واقع می‌شود.

 

به‌طور مثال، بسیاری از پژوهش‌هایی که بر روی ریسک‌گریزی صورت می‌گیرد، نوعی پیش‌داوری درباره ریسک‌پذیری زنان را در خود دارد. بر اساس این پیش‌داوری به زنان توصیه می‌شود سبد سهام خود را به‌گونه‌ای متناسب با سطح پذیرش ریسک خود مدیریت کنند. این در حالی است که سطح معقولی از ریسک‌گریزی و ترس از مواجهه با ضرر و زیان چیز بدی نیست. مطالعات نشان می‌دهد که مردان در زمان معامله با نوعی اعتماد به نفس کاذب عمل می‌کنند که در نهایت باعث دردسر خواهد شد. به همین دلیل سطح میانگین سود سالیانه معامله‌گران مرد اندکی کمتر از زنان حاضر در بازار سرمایه است. این مسأله درباره سرمایه‌گذاران مجردی که از حضور یک زن در کنار خود برخوردار نیستند، حتی از حالت قبلی نیز شدیدتر است و فاصله سود سالیانه مردان با زنان بیشتر می‌شود. به علاوه، زنان با تکیه بر ریسک‌گریزی معقول، در دوره‌های بحرانی آسیب کمتری می‌بینند، در حالی که بسیاری از مردان تا مرز نابودی کامل پیش می‌روند.

 

در نتیجه، با آنکه ریسک‌گریزی زنان در برخی از موقعیت‌ها نقطه ضعف محسوب می‌شود، اما در مقایسه با اعتماد به نفس کاذب مردان مشکلی جدی نیست! حال پرسش اینجا است که دلیل این اختلاف سطح در پذیرش خطرات مالی و پولی میان زنان و مردان چیست. برخی از محققان معتقد هستند که تکامل در این مسأله نقش مهمی ایفا کرده است. در ابتدای تاریخ، نقش مرد به عنوان شکارچی و آورنده غذا، مستلزم مواجهه با خطرات پرشماری بوده است، در حالی که زنان وظیفه نگهداری از کودکان را داشته‌اند و مجبور به کنترل موقعیت‌های پر خطر نبوده‌اند. از این رو زنان پیام‌های محتاطانه‌تری را از درون خود دریافت می‌کنند و کمتر حاضر به پذیرش ریسک هستند.

 

برخی دیگر از محققان تفاوت درآمدی میان زن و مرد را عامل ریسک‌گریزی بیشتر خانم‌ها می‌دانند. آنها معتقدند که در اغلب موارد، مردان سطوح درآمدی بالاتری دارند و به‌طور طبیعی بر اساس چنین پشتوانه‌ای، با اعتماد به نفس بالاتر عمل کرده و اقدام به پذیرش خطرات می‌کنند. در حالی که سطح پایین دریافتی بانوان، فشار بیشتری روی منابع آنها وارد می‌کنند و باعث افزایش احتیاط می‌شود. این محققان اعتقاد دارند که مسأله ریسک‌گریزی ارتباط چندانی با جنسیت ندارد: به یک زن نیز درآمد و منابعی مشابه مردان بدهید تا او نیز در همان سطوح پذیرای ریسک سرمایه  باشد.

 

از سوی دیگر رویکرد زنانه به ریسک، بر خلاف انتقادات برخی، کاملاً موجه، منطقی و هوشمندانه است. زنان مجرد به سبب وابستگی به منابع مالی خود، رویکردی محتاطانه دارند و بر خلاف آنکه تصور می‌شود زنان به سبب عمر طولانی‌تر، نیاز بیشتری به سرمایه‌گذاری سودآور دارند، اما این مسأله بیشتر به ثبات باز می‌گردد. زنان نیاز به ثبات دارند و این امر، در شرایط پیچیده اجتماعی ارزش خود را نشان می‌دهد.

 

به هرحال، با وجود مباحث علمی درباره مسأله ریسک‌پذیری زنان و مردان و تحلیل‌های گوناگون از آن،رویکرد متفاوت مردانه و زنانه در این‌باره به معضلی اساسی در خانواده‌ها بدل شده است. در موارد بسیاری، دو زوج با سطوح متفاوتی از پذیرش ریسک در کنار هم قرار می‌گیرند و این تفاوت تمام گام‌های  زندگی مشترک را دشوار می‌سازند. برای پرهیز از این بحران، زوجین باید بر طرحی مشترک و میانه درباره سطح ریسک‌پذیری خانواده توافق کنند و آنگاه با وفاداری به طرح خود مانع بروز مشکلات جدی شوند.

 

ماهنامه معیشت، شماره ۱۵، آذر ۹۴

 



برچسب‌ها : , , ,

نظرات

یک دیدگاه

  • سلام , مهمان