با عضویت در خبرنامه از 10 درصد تخفیف در خرید مجله معیشت بهره مند شوید


معیشت”آذر ماه”منتشر شد

زمان مطالعه: 5 دقیقه
تاریخ انتشار مطلب : ۲۱ آذر ۱۳۹۵

ضیافت
تاکسی های ما، بی اختیار آدم را به یاد کتاب ضیافتِ افلاطون می اندازند: «آگاتون گفت: بنابه نتیجه ای که از استدلال خود گرفتیم، هرگز! چون، وقتی کسی چیزی را دارد، دیگر محتاج و نیازمند آن چیز نخواهد بود که آن را بخواهد.
سقراط گفت: درست است. زیرا کسی که آن فضائل را داراست، نمی تواند آن ها را نداشته باشد. اما ممکن است کسی بگوید، گاهی اوقات افرادی که این چیزها را دارند، درعین حال خواهان همان چیزها هم هستند.
….
گفتم: ای دیوتیما، اگر حقیقت را میدانستم دربرابر دانش و معرفت تو چنین شگفت زده نمی ماندم. تو خود بگو. چه، من پیش تو آمدهام تا نادانسته ها را ازتو بیاموزم.
گفت: خوب، به تو خواهم آموخت، پس خوب گوش بده.
….
گفتم: دیوتیما، آدمی باید به اسرار غیبی آگاه باشد تا مفهوم سخنان تورا درک کند. من از درک سخنان تو درمانده ام. بیشتر توضیح بده.»
یکی دو ساعت که از اول صبح می گذرد و مردم حوصلۀ حرف زدن پیدا می کنند بحث ها یا همان «تاکسی کنفرانس»ها شروع می شوند. معمولاً محور این بحث ها «بدبختی» است و نتیجۀ اخلاقی همۀ این بحث ها اینکه ما خیلی بدبختیم و خارجی ها (غربی ها) خیلی خوشبخت. این بحث ها یا درارتباط با اخبار روزند و یا دراثر وقوع یک حادثه آغاز می شوند. خیلی وقت ها هم چراغ اول را یکی از حضار با شکایت از یک سازمان دولتی روشن می کند.
با توجه به اینکه سرانۀ مطالعه درکشور، اندکی بالای صفر است و آن اندکی هم به مدد کتاب های گاج و مدرسان شریف به دست آمده، این اشتیاق ملی برای بحث وبررسی «همه چیز»، واقعاً اعجاب آور است. این بحث ها که از راه  کارهای پیشگیری از آبریزش بینی گرفته تا مسائل کلان جهانی مانند نزاع ناتو و روسیه در دریای سیاه، همه چیز را دربر می گیرد، محدود به تاکسی ها نمی شود و در هرجمعی به سرعت درمیگیرد. اما موضوع بحث هرچه و محل آن هرکجا که باشد، نتیجه همیشه یکی است: «ما بدبختیم».
البته اگر شب قبل گشتی درکانال های ماهواره ای و تلگرامی زده باشید، صحبت ها برایتان تکراری خواهد بود. انگار یک کنترل نامرئی دردست دارید و کانال را از «منو تو» به «بی بی سی فارسی» یا «وی اواِی» تغییر می دهید. البته دراین میان، پست های داغ تلگرامی را هم بسیار می شنوید.
حالا به بررسی چند رابطة علت ومعلولی دراین مباحثات می پردازیم:

• با سرفة یکی از مسافران، سیل پست های تلگرام برزبان حاضران جاری می شود: «ترفندهای ساده برای درمان سرفه و آنچه دربارۀ سرفه نمی دانید.» بعد یکی از حاضران می گوید که درخارجه کسی دارو مصرف نمی کند و پزشکان هم تا بیمار به حال مرگ نباشد دارو تجویز نمی کنند، و این هم «بدبختی ما ایرانی هاست» که برای هربیماری ساده ای متوسل به داروهای شیمیایی می شویم.

• یکی از مسافران کیسه خریدی دردست دارد که یک بطری روغن مایع درآن دیده می شود: آژیر هشدارهای تلگرامی از هر طرف بلند می شود. ازاین که این روغن ها مشتقات نفتی اند و پالم دارند و عامل تمام مریضی ها و مرگ ومیرها همین روغنهاست و این که در خارج کسی جرأت نمی کند ازین چیزها دست مردم بدهد و اساساً خارجی ها غذاهای سرخک ردنی نمی خورند و این از «بدبختی ما ایرانیها»ست که مردم جای دنبه و روغن حیوانی باید این چیزها را بخورند.

• رادیوی تاکسی، خبر سقوط هواپیما، تصادف قطار یا یک حادثۀ جاده ای ناگوار را اعلام می کند: شبکۀ منو تو شروع به پخش برنامه می کند: «این خط آهن و جاده ها و فرودگاه های موجود هم همگی یادگار گذشته اند و تمام این حوادث هم دراثر قدمت و فرسودگی این یادگارهای تاریخی اتفاق می افتند» آیا دلیل محکم تری بر «بدبختی ما ایرانی ها» می خواهید؟ چرا قبلاً ازاین اتفاقات نمیا فتاد؟ و بعد سخن دربارۀ عجایب جاده ها، راه آهن و حمل ونقل هوایی خارجی ها به راه می افتد.

• تاکسی از جلوی تجمعی درمقابل مجلس یا وزارت کشور عبور می کند و کانال های ماهواره ای و تلگرامی همزمان شروع به پخش برنامه می کنند. «آیا ما که از تبار کوروش کبیر هستیم باید اینقدر بدبخت باشیم؟ آیا تا بهح ال کسی یک خارجی را دیده است که ناراضی باشد؟ درخارج، به چنان مرتبه ای از رفاه رسیده اند که حالا فقط به فکر نجات حیوانات اند. آن وقت «ایرانی های بدبخت» باید برای نان شبشان جلوی سازمان های دولتی گردن کج کنند.

در پیرامونِ بدبختی
بدبختی واقعیتی عینی نیست و نمی توان تعریف مشخصی ازآن ارائه کرد. بدبختی یک احساس درونی است که حتی مانند حواس پنجگانه، قابل اندازه گیری و طبقه بندی هم نیست؛ بنابراین کاملاً طبیعی است که درشرایط یکسان، گروهی احساس خوشبختی و جمعی احساس بدبختی کنند. برای نمونه درسال ۱۳۵۶، اگر از اعضای یک خانوادة شش نفره که درخانه ای نقلی با دو اتاق تودرتوی اجاره ای زندگی می کردند و کل اثاثیه شان، یک چراغ سه فیتیله ای، یک والور نفتی، یک تلویزیون سیاه وسفید ۱۴اینچ، دو تخته قالی خرسک و یک بقچه رختخواب بود، دربارۀ وضع زندگیشان سؤال می کردید، احتمالاً آنان ضمن اظهار خوشحالی و خوشبختی، خداوند را برای سلامت خود و فرزندانشان، همچنین داشتن سرپناه و درآمد مستمر، هزاران بار شکر می گفتند. اما بسیاری از چهره های عبوسی که این روزها با آنان مواجه م یشویم مالک خانه هایی با مبلمان کامل و آشپزخانۀ مجهز و تلویزیون ۵۰اینچ الئیدی هستند و کافی است زخمه ای به دلشان بزنی تا نوای بدبختی و استیصال، سربه آسمان بردارد.

شناخت عاملان «بدبختی ایرانی ها»
۱٫ مورد عجیب ترامپ
با پیروزی ترامپ درانتخابات ریاست جمهوری آمریکا، موج جدید بدبختی، ازسمت غرب وارد کشور شد. این موج چنان قدرتمند بود که حتی مسئولان همیشه خندان وزارت خارجه را هم عبوس و وادار به عکس العمل کرد. ازطرفی به دلیل پیش بینی بدبختی غریب الوقوع، نرخ دلار افزایش و شاخص بورس کاهش یافت. اما آیا مسئول بدبختی ما، آمریکاست؟

۲٫ بیماری های داخلی
آلودگی هوا، اختلاس، حقوق های نجومی، قاچاق کالا، نشست زمین، خشک سالی، سانحه های هوایی، جادهای و ریلی و ده ها مورد مشابه، زمینه را برای شناسایی مسئولان، به عنوان عاملان «بدبختی ایرانی ها»، فراهم می کند.

۳٫ کار، کار انگلیس هاست
نظریۀ توطئه انگلیس ها، هنوز هم طرفداران متعصبی دارد که تنها یا دستکم مهم ترین عامل «بدبختی ایرانی ها» را دستها ی پنهان بریتانیا می دانند.

۴٫ شطحیات
حتی کسانی هم پیدا می شوند که عوامل ثروت و خوشبختی سایر ملت ها را عامل «بدبختی ایرانی ها» می دانند. برای نمونه عده ای براین عقیده اند که نفت مهم ترین عامل بدبختی ماست.

۵٫ در دامگه حادثه
افرادی هم هستند که اتفاقات قرون و اعصار گذشته را متهمان اصلی بدبختی امروز ما می دانند؛ مانند: حملۀ اعراب به ایران یا روی کارآمدن سلسلۀ صفویه (قاجاریه، پهلوی)، یا وقایع متأخری مانند کودتای ۲۸ مرداد، تشکیل اوپک توسط شاه، انقلاب اسلامی، تسخیر لانه جاسوسی و جنگ تحمیلی. البته داغت رین مدافعان عوامل تاریخی «بدبختی ایرانی ها»، طرفداران اصول گرایان، اصلاح طلبان، اعتدالیان، سبزها و بنفش ها هستند که هریک، دورۀ زمامداری دیگری را عامل بدبختی مملکت می داند.

درآینه
گشتی درتاریخ و جغرافیا، به فور متوجهمان می کند که این احساس عمیق بدبختی پدیده ای غیرطبیعی است. بیانِ جمعیِ هراحساسی، باعث هم افزایی و شدت یافتن آن می شود. (بدین دلیل است که طرفداران فوتبال، مصائب رفتن به استادیوم را برخود هموار میک نند.) درگیری شبانه روزی ما دربحث هایی با موضوعات سیاست و اقتصادکلان، که عموماً بدون مطالعه و با هیجان و تعصب دنبال می شود، با تشدید افکار و احساسات منفی، نشاط و روحیۀ ما را تحلیل برده و جامعه را عبوس و پرخاشگر کرده است. واقعیت این است که درمقایسه با میلیاردها نفر از مردم جهان، ما دارای وضعیت رفاهی قابل قبولی هستیم؛ اما ازحیث شادی و حس رضایت از زندگی، حتی ازآن چند میلیارد نفر هم، وضعیت اسفبارتری داریم. البته این گفته به معنای عدم پیگیری مطالبات و حقوق شهروندی، چشم بستن برمفاسد اقتصادی یا نکوهش فعالیت مدنی نیست. بلکه هدف از یادآوری آن، افزایش مهارت فردی و اجتماعی کنترل احساسات منفی است.
هر یک از رویدادهایی که نام بردیم، به نسبتهای مختلف، آثار مثبت و منفی روی زندگی ما داشته است و خواهند داشت. ولی به نظر میرسد امروز، مهم ترین عامل «احساس بدبختی ایرانی ها»، خود ما هستیم. شادبودن به وضعیت یا امکانات خاصی نیاز ندارد. و سخن آخر اینکه اگر به هردلیل دغدغۀ مسائل سیاسی و اقتصاد کلان را داریم، بهتر است برای طرح آن برنامه ریزی کنیم و زمان و مکانی مشخص و محدود به آن اختصاص دهیم

معیشت / آذر ۹۵



نظرات

یک دیدگاه

  • سلام , مهمان