با عضویت در خبرنامه از 10 درصد تخفیف در خرید مجله معیشت بهره مند شوید


مهارت‌های رهبری کردن به توصیۀ بیل گیتس

زمان مطالعه: 4 دقیقه
تاریخ انتشار مطلب : ۱۸ بهمن ۱۳۹۷

بیل گیتس فقط وارن بافِت را برای داشتن یک مهارت کلیدی در رهبری ستود. حال ما چگونگی توسعۀ چنین مهارتی را برای شما شرح می‌دهیم.

بیل گیتس دربارۀ مهارتی از رهبری که دوستش وارن بافت دارای آن است و اغلب خود آن را نادیده گرفته توضیح می‌دهد و شش راه برای پرورش این مهارت بیان می‌کند.

درواقع تعداد کلیدهای مهم و انتقادی برای رهبری در راستای تقویت وضعیت کاری یک رهبر به قدری زیاد است که رهبر برای افزایش مهارت خود یا افت با نقصان مواجه نمی‌شود. اما بیل گیتس توجه اصلی خود را به مهارتی نادیده‌گرفته‌شده و کاملاً حیاتی اختصاص داده است که البته از وجود این مهارت در دوست خود، وارن بافت، یاد می‌کند. در آستانۀ نشست سالانه Berkshire Hathaway بیل گیتس این مطلب را در پروفایل لینکدین خود به اشتراک گذاشت:

من منتظر نشستِ سالانۀ Berkshire Hathaway هستم. با وجود تمام تغییرات پیش‌آمده درطول دوران فعالیت وارن بافت، وی همچنان با همان اصول یکپارچه و ایجاد ارزش‌های یکسو برای کسب‌وکار زندگی کرده است. هرچند حال دیگر نزدیک به سه دهه است که وارن بافت به‌خوبی شناخته شده است، اما من هرگز یادگیری از او را متوقف نکرده‌ام.

ثبات

برای تأیید اهمیت این ویژگی بهتر است که تأثیر آن بر رهبران متناقض را بررسی کنیم. تحقیقی از دیوید د. کرمر از دانشگاه ماستریخت در هلند نشان می‌دهد که عامل ایجاد تضاد در یک سازمان عدم قطعیت است که گیج‌کننده است، اعتماد را به‌شکل محسوسی کاهش می‌دهد و سبب ترس می‌شود. در اصل یک سکون و عدم پویایی همه‌گیر را ایجاد می‌کند که طی آن کارمند به‌علت شبهات و شک‌های پیش‌آمده تقریباً دچار فلج کاری ناشی از عدم قطعیت می‌شود و موجب خاموشی و عدم تعامل سازنده با مدیر نیز می‌شود. البته در اینجا تخلف اصلی بر گردن مدیر است، زیرا وی هدف و قطعیت را نادیده گرفته است.

در اینجا شش راه برای جلوگیری از رفتارهای نامناسبی که ممکن است توسط یک مدیر رخ دهد بیان می‌شوند:

  1. اولویت‌های خود را پایۀ امور قرار دهید.

پیام‌های متداول و متناقض در مورد اهداف، استراتژی‌ها و چشم‌اندازهای سازمان به‌صورت چشمگیری سبب ایجاد بی‌اعتمادی و سردرگمی می‌شوند. همین امر از منظر دیگری مادامی‌که شما نسبت‌به اولویت‌های شخصی و فردی خود نیز بی‌اعتماد هستید، سبب ایجاد بی‌انگیزگی و بی‌اطمینانی در سایر اعضای سازمان می‌شود. بهتر است اولویت‌های سازمانی و کاری خود را براساس تصمیمات و اقدامات دائمیِ یکسو پیش ببرید، درواقع این همان چیزی است که مایۀ انسجام حیاتی در یک کسب‌وکار می‌شود، پس مالک آن شوید.

  1. دوربین را در زاویۀ مناسب قرار دهید.

این در اصل تمرینی ساده است تا به کمک آن ناسازگاری‌های خود را رفع کنید. تصور کنید هر زمان که شما درحال هدایت دیگری، اتخاذ تصمیمات یا برخورد با فردی در وضعیتی خاص هستید، یک دوربین در گوشه‌ای از اتاق درحال ضبط احوالات شماست. پس‌از بررسی فیلمِ این دوربین، نباید دیگر مشکلات حاصل از تناقض‌های رفتاری شما دوباره حاصل شوند. درواقع دنیای شما باید رفتار شما را به‌گونه‌ای منطبق با باورها، اعمال، استراتژی‌ها و اهداف شما ببیند.

  1. به روش بیان منطبق با مشاهدات بیشتر فکر کنید.

همواره در تبلیغات تصویری و تلویزیونی این امر بسیار حیاتی است که کلمات و جمله‌های بیان‌شده درحین پخشِ تبلیغ بیشترین انطباق را با تصویر یا ویدیوی درحال پخش داشته باشند. درواقع بینش و گفتار با یکدیگر منطبق باشند. در غیر این صورت شما گرفتار مجموعه‌ای از گمراهی‌ها می‌شوید. این نیز همانند اعمال رهبران است. اقدامات قابلِ‌مشاهدۀ رهبران باید همواره با کلمات و گفته‌های آنان تطابق داشته باشند در غیر این صورت افراد دچار ابهام شده و خودشان شروع به اصلاح می‌کنند. به‌طور مرتبطی با این گفته روشن می‌شود که یک برند یا نام تجاری که به وعده‌های خود عمل نمی‌کند، دیگر توسط مردم خریده نخواهد شد و رهبرانی که به سخنان خود عمل نکنند جدی گرفته نمی‌شوند.

  1. نوسانات ذهنی و انگیزه‌های شخصی خود را داشته باشید.

خُلق و خوی ناسازگار و رفتار زننده، سبب کاهش بازدهی در اعمال تجربی کارکنان می‌شود و حتی می‌تواند سبب ترس کاری شود. مادامی‌که اخلاق کاری شما به‌عنوان مدیر به‌سمت تغییرات آنی و تند و زننده برود. اگر اخلاق شما بیش‌ازحد در وضعیت غیرمتعادل باشد جدا از شخصیت مثبت شما می‌تواند سبب سوءظن در مورد مدیریت شما شود. البته هرگز انکار نمی‌کنیم که همۀ افراد در روزهای مختلف ممکن است در شرایط خُلقی متفاوتی باشند. درواقع این مهم است که شما بتوانید فاصله بین قله و درۀ رفتاری خود را به کمینه برسانید و از آن آگاه باشید حتی اگر خودتان هم تصدیق کنید که در این وضعیت شما خودِ معمولی‌تان نیستید.

  1. برخوردهای متفاوت در وضعیت‌های یکسان کارایی ندارد.

اگر رهبران برای برخورد با شرایط یکسان از سیاست‌ها و قوانین متناظر با خواسته‌ها و مطلوبیت شخصی خود استفاده کنند، مردم به یاد خواهند آورد که شرایط مشابه نتایج متفاوتی را به بار آورده است. قطعاً چنین ناسازگاری‌هایی سبب‌ساز تردیدهایی اساسی دربارۀ صداقت فرد به‌عنوان رهبر می‌شود. با توجه به نیاز به تفکرِ باز و نیاز به واکنش به داده‌های جدید در راستای رهبری شما در شرایط متفاوت، نباید این فراخوانی رفتاری و نظارتی متناقض باشد. درعوض نیاز اساسی شما در چنین شرایطی، آگاهی از عوامل مؤثر بر یکپارچگی و قوام رفتاری برای اقدامات شماست. همین دقیقاً امری است که شما نیاز دارید تا برای برخورد با افراد در شرایط کاری از آن بهره ببرید. افراد می‌خواهند که با عدالت با آن‌ها رفتار کنید نه اینکه همیشه متوجه آن‌ها باشید. یادتان باشد که طرفداری به غضب غلبه خواهد کرد، همان‌طور که تنبیه همواره قادر نخواهد بود که مساوات را ایجاد کند.

  1. هر مرحله را در جای خود انجام دهید.

شما هرگز نباید اجازه دهید که تقویم کاری پیچیده و روزهای پرمشغله به‌جای شما تصمیم بگیرند. همچنین نباید اجازه دهید که چنین فاکتورهایی، محیطی را ایجاد کنند که در آن ناسازگاری سبب اولویت نتایج فرعی شوند. برای قرار دادن و بهره‌گیری از فرایندهای مؤثر و متدوال در محیط و محل مورد نیاز، انضباط بیشتری به خرج دهید تا بتوانید در مواقع لزوم، رویکردهای خود را به شرایط جدید و غیرمتدوال نیز اعمال کنید. ازاین‌رو بسیار مهم است که با توجه به یکسویی تصمیمات اتخاذشدۀ قبلی شرایط و عواملی را که در اکثر موارد به کمک شما آمده‌اند، بهتر بشناسید و آن‌ها را بخشی از پرستیژ کاری خود برای یکسان بود در شرایط مختلف درنظر بگیرید.

حال روشن است که با هدف و تمرین، شما می‌توانید رهبری سازگار و مؤثر باشید. و چه کسی می‌داند؟ شاید خودِ بیل گیتس نیز در بسیاری موارد به‌جای حل مسئله و سازگاری، فریاد می‌زند.



نظرات

یک دیدگاه

  • سلام , مهمان