با عضویت در خبرنامه از 10 درصد تخفیف در خرید مجله معیشت بهره مند شوید


مهمترین چاش های مادران شاغل چیست؟

زمان مطالعه: 3 دقیقه
تاریخ انتشار مطلب : ۰۷ بهمن ۱۳۹۶

دنیای امروز به نحوی سامان یافته است که زنان نیز پا به پای مردان (و گاه فراتر از آن‌ها) در امور مشارکت دارند و پیشرفت کشورها به نقش حیاتی آن‌ها وابسته است. اما نقش اقتصادی زنان با عامل دیگر یعنی تولد و تربیت فرزندان در تضاد قرار می‌گیرد. این عدم همسانی میان دو گونه وظایف زنان، آن‌ها را در موقعیتی دشوار قرار می‌دهد که ممکن است به ناکامی در هر دو زمینه بی‌انجامد. از این رو آموزش مهارت‌های مرتبط با هماهنگی این دو زمینه به زنان نقش قابل توجهی در موفقیت خانوادگی و حرفه‌ای آن‌ها خواهد داشت.

 

نخستین چالشی که در این راستا پیش روی مادران شاغل قرار می‌گیرد، هماهنگی میان زمان کاری و تربیت کودک است. کار تمام وقت بخش قابل توجهی از زمان روزانه را به خود اختصاص می‌دهد و زمان باقیمانده نیز به طور طبیعی باید صرف استراحت و آماده‌سازی برای روز بعد شود. در چنین شرایطی، انتظار این‌که مادر بتواند به طور کامل به نیازهای کودک خود رسیدگی کند چندان معقول نخواهد بود. این مشکل به‌طور کلی پیش روی مادران شاغل قرار دارد و به ویژه در سال‌های نخست پس از تولد کودک شدیدتر است. اما به نظر می‌رسد بتوان با برخی راهکارها از شدت آن کاست. پیش از هر چیز، شاید نیاز باشد تا مادر چند ماهی را از کار خود کناره گرفته و در روزهای ابتدایی کنار کودک خود باشد. خوشبختانه در ایران دوران پس از تولد کودک توسط بیمه پوشش داده می‌شود و این امکان برای مادران فراهم است. هرچند در برخی موارد، زنان در بازگشت به محیط کار با مشکلاتی مواجه می‌شوند.

 

دومین روشی که در کنترل این چالش به زنان کمک خواهد کرد، هماهنگی و همکاری میان همسران است. به این معنا که بخشی از وظایف نگهداری از فرزند به عهده مرد خانه گذارده شود تا همسر او امکان رسیدگی پاره وقت به امور را داشته باشد. البته این مسأله با برخی موانع فرهنگی مواجه است که حل شدن آن‌ها به زمان بیشتری نیاز خواهد داشت.

 

اما در کنار چالش نگهداری و نیازهای اولیه، تربیت روانی و اجتماعی کودک نیز بر عهده مادر است . به این معنا که یک مادر شاغل به الگویی در ذهن کودک تبدیل می‌شود و اگر نتواند با انرژی و برنامه‌ریزی وارد عمل شود، آینده کودک آسیب خواهد دید. در این زمینه هم راهکارهای مشابهی قابل استفاده است. مسأله نخست این است که نقش تربیتی پدر نیز جدی تلقی شود و همه وظایف به عهده مادر گذارنده نشود. به‌علاوه، استفاده از منابع آموزشی و مشاوره‌‌های روانشاسی نیز به تقویت نقش تربیتی مادر کمک خواهد کرد. پدران باید با خروج از الگوهای ذهنی قبلی، فضا را برای پیشرفت همه جانبه همسران خود آماده سازند. آن‌ها می‌توانند به‌صورت داوطلبانه بخشی از وظایف را بر عهده گرفته و کار مادران را سبک‌تر سازند.

 

اما در نهایت همه چیز به مناسبات میان همسران و شرایط خانوادگی وابسته است. اگر توازن مناسبی میان مسئولیت‌های زندگی برقرار بوده و تقسیم کار به صورت عادلانه صورت پذیرد، امکان ادامه کار برای مرد و زن فراهم خواهد بود. در حالی که بدون این توازن، زن قربانی الزامات تربیتی کودک می‌شود و کار و حضور اجتماعی او آسیب خواهد دید. البته چنان‌که اشاره شد، تحقق این هدف نیازمند فرهنگ‌سازی و ارتقای درک مردان است که باید از طریق نهادهای اجتماعی و مدنی پیگیری شود. به‌علاوه، دولت نیز با آگاهی بیشتر از نقش زنان در ساختن جامعه، باید به راهکارهایی تخصصی برای حل این چالش کمک کنند. تصویب قوانینی که فرایندهای کاری زنان را تسهیل می‌کند، در کنار افزودن به الزامات همکاری با آن‌ها در حین و پس از دوران نگهداری از کودک می‌تواند از جمله رهکارهای مؤثر برای حل این مسأله باشد.

 

ماهنامه معیشت، شماره ۲۲، مرداد ۱۳۹۵



برچسب‌ها : ,

نظرات

یک دیدگاه

  • سلام , مهمان