با عضویت در خبرنامه از 10 درصد تخفیف در خرید مجله معیشت بهره مند شوید


هاشمی نام بزرگ، همیشه زنده

زمان مطالعه: 6 دقیقه
تاریخ انتشار مطلب : ۰۴ اسفند ۱۳۹۵

هاشمی، نام بزرگ همیشه زنده

 

 

در هر نام «راز» مهمی هست که ریشه در جوهرۀ آن نام دارد. نام آیت‌الله هاشمی هم به‌عنوان یک برند شخصی، سیاسی راز و درس‌هایی برای ما دارد. درس‌هایی که با شناخت آن می‌توانیم بهتر فلسفۀ اشاره به زنده‌بودن هاشمی در پیام امام خمینی (ره) را درک کنیم و از آن برای زندگی فردی خودمان در حفظ و توسعۀ «نام»مان بهره بگیریم.

 

همراه توسعه

جایگاه هر برند شخصی، سیاسی در دو بعد مختلف، یعنی موقعیت در بازار و در ذهن مخاطبان قابل بررسی است. در مورد آیت‌الله هاشمی هم اگر ما بخواهیم از نظر برندسازی به جایگاه ایشان توجه کنیم، باید دو بعد یاد شده را بررسی کنیم. بر این اساس در حوزۀ بازار ایشان علی‌رغم رد صلاحیت و بازماندن از حضور در رقابت‌های انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲، نه‌تنها توانستند شرایط رقابت‌ها را به گونه‌ای با استفاده از ارزش ویژۀ نام خود تحت تأثیر قرار دهند، بلکه در انتخابات مجلس خبرگان رهبری سال ۱۳۹۴ بیشترین میزان آرای مردم را به‌دست آورند. درحقیقت ایشان علی‌رغم تغییر شرایط مختلفی که می‌توان برای بازار، از جنبۀ سیاسی، اجتماعی، قانونی و… قائل شد، جایگاه خود را حفظ کردند و درکنار آن می‌توان به جرئت گفت که سهم بازار خود را با استفاده از هوش وافری که داشتند توسعه دادند و بسیاری از منتقدان و مخالفانشان را به دوستداران و هواداران خود تبدل کردند. این توسعه در سهم بازار با رویکردهای توسعه‌گرایانۀ شخصی آیت‌الله هاشمی همسو است. ما می‌بینیم ایشان در خاطراتشان با بیان اینکه من جزو اولین طلبه‌هایی بودم که رادیو خریدم به بخشی از این روحیۀ فردی اشاره می‌کنند که تا پایان عمر همراهشان بود.

 

با مردم

در بُعد جایگاه آیت‌الله هاشمی در ذهن مخاطبان هم باید به این نکته توجه داشت که ایشان و هر برند شخصی، سیاسی مجموعۀ متنوعی از مخاطبان در سطوح تأثیر‌گذاری متفاوتی را دارند. اما با توجه به اینکه ایشان در انتخابات که یک منصب مبتنی‌بر رای مردم است، شرکت می‌کردند و رأی مردم را کسب می‌کردند، ما در تحلیل جایگاه ذهنی باید به جایگاه ایشان در ذهن رأی‌دهندگان توجه کنیم. شاید خود ایشان نیز مخاطب اصلی‌شان را مردم درنظر گرفته بودند و نه جریان یا گروه سیاسی خاصی. برای همین، ایشان بر آخرین فهرستی که برای انتخابات خبرگان رهبری معرفی کردند، در سال ۱۳۹۴، نام «خبرگان مردم» را نهادند. در این فهرست، خودشان سرفهرست بودند و جمعی از افراد همسو و نزدیک به ایشان نیز در آن حضور داشتند. از این منظر هم باید توجه کنیم که اساساً مردم مجموعه‌ای یک‌شکل و هم‌عقیده نیستند و نخواهند بود. اما آنچه در تحلیل جایگاه آیت‌الله هاشمی در ذهن مردم از منظر رأی‌دهندگان در انتخابات باید به آن توجه ویژه کرد، هاشمی‌یی است که می‌خواهند به او رأی بدهند و پس از شش سال برای استفاده از فرصت قانونی تبلیغات انتخاباتی می‌بینند؛ نه هاشمی که رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و یا رئیس جمهور پیشین است و بی‌شک این هاشمی جایگاهش با آن هاشمی در ذهن مردم متفاوت است. لذا ما شاهدیم برخلاف تمام روایت‌های رقیبان و دشمنانش که برای جایگاه‌یابی درمقابل هاشمی به او شاه، عالی‌جناب، اشرافی و هزاران عبارت و توصیف دیگر لقب دادند، علی‌رغم آنکه او سوار بر بنز سورمه‌ای تشریفات بود، مثل شهروندان عادی در بیمارستان دولتی شهدای تجریش جان‌به‌جان آفرین تسلیم کرد. مطمئناً از این وجه یعنی جایگاه آیت‌الله هاشمی در ذهن مخاطبان شاهد تغییر طبقۀ ذهنی مردم بوده‌ایم و از این پس هم خواهیم بود. درواقع باید گفت هاشمی همان‌طور که در توسعۀ سهم بازار یعنی افزایش جامعۀ مخاطبان و رأی‌دهندگان خود موفق شد، در ارتقای جایگاه نام و برند شخصی، سیاسی خود در ذهن مردم نیز موفقیت‌های ویژه‌ای کسب کرد؛ زیرا مخاطب اصلی خود را مردم قرار داده بود و حتی در دیدارهای محدود خود از زاویه‌ای سخن می‌گفت که انعکاس رسانه‌ای آن توجه و احساس مردم را جلب می‌کرد.

 

وفادار به اصل

جوهرۀ برند که نقطۀ کانونی هویت برند است، اگر تغییرات عمده‌ای کند، بی‌تردید آن برند دیگر برند قبلی نیست و یک برند جدید است. نظر حاج‌قاسم سلیمانی که در توییت خود نوشتند: «هاشمی همان بود که از ابتدا بود و تا انتها بود» هم مؤید این وفاداری است. در مورد برند شخصی آیت‌الله هاشمی، تغییراتی که شاهدیم، بیشتر به‌علت وفاداری ایشان به آن جوهرۀ کانونی در تغییر شرایط بازار است. البته این تغییر شرایط بازار لزوماً نباید با انتخابات‌های دهۀ اخیر سنجیده شود. همسر شهید باکری آن‌گونه که خودشان گفته‌اند روزگاری که آیت‌الله هاشمی در سال‌های آغازین دورۀ سازندگی در نماز جمعه از بازار آزاد و مصرف و مباحثی مثل ازدواج موقت و… بحث کردند، از منظر خودشان به‌عنوان یک انقلابی ۵۷ به ایشان نامۀ تندی نوشتند و انتقادات خود را مطرح کردند. اما با گذشت زمان، خود سرکارخانم چهل‌امیرانی، همسر شهید باکری، در پذیرش مواضع آن روز آیت‌الله هاشمی می‌گویند: «قبول کردم که این کشور فقط مال انقلابی ۵۷ نیست.» با توجه این نکته اگر ما بخواهیم به هاشمی از زاویۀ سال ۸۸ و ۹۴ و ۹۵ نگاه کنیم، بی‌شک هم به ایشان ظلم کرده‌ایم و هم تحلیل درستی ارائه نداده‌ایم. باید به مجموع رفتارهای ایشان بنگریم؛ آن‌گاه در می‌یابیم که ایشان به اتکای همان هوش وافر که مقام معظم رهبری در بیان ویژگی‌های ایشان، در پیام تسلیت اشارۀ ویژه‌ای کردند، متناسب با تغییر شرایط و با وفاداری به اصل خویش (جوهرۀ برند شخصی، سیاسی) نسبت به جایگاه‌یابی مناسب اقدام می‌کردند. درحقیقت آنچه تغییرکرده هویت برند ایشان نیست، بلکه جایگاه‌یابی ایشان است که ما به‌عنوان بیرونی‌ترین وجه ظاهری یک برند در عرصۀ رفتارهای سیاسی، اجتماعی و… شاهد آن بودیم.

جایگاه‌یابی متأثر از فرایند موقعیت‌گذاری است که یک برند انجام می‌دهد. درحقیقت آیت‌الله هاشمی موقعیت‌گذاری‌هایی متفاوت داشتند که منتج به تغییر در جایگاه‌یابی ایشان شد. کاپفرر برای موقعیت‌گذاری چهار پرسش مطرح کرده است که ما برای تحلیل موقعیت‌گذاری‌های انجام‌شده با توجه به رفتار،گفتار و مواضع آیت‌الله هاشمی باید پاسخ‌های درستی برای آن‌ها پیدا کنیم؛ این چهار سؤال عبارت‌اند از:

– برای چه کسی؟

– چرا؟

– چه وقت؟

– در مقایسه با چه کسانی؟

پاسخ‌ها در تحلیل موقعیت‌گذاری‌های آیت‌الله هاشمی باز هم مؤید این است که هاشمی همان بود که بود، با وفاداری به اصل خویش.

برای فهم جوهرۀ برند شخصی آیت‌الله باید کارکردهای مختلف، نقش‌ها و مناصب ایشان را به عنوان مجموعه دایره‌هایی با وسعت تأثیر متفاوت و گاه متحد‌المرکز، اما دائماً هم‌پوشان، تصور کرد. آن‌گاه است که می‌توان به جوهرۀ این برند شخصی، سیاسی رسید که در موقیعت‌های مختلف همیشه همراه او بوده است: از شاگردی امام (ره) تا شورای انقلاب و از شورای انقلاب تا سرپرستی وزارت کشور در دولت موقت، از آنجا تا حزب جمهوری اسلامی و ریاست مجلس شورای اسلامی، رئیس شورای عالی دفاع و جانشینی فرماندهی کل قوا، ریاست جمهوری اسلامی، ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام، یکی از ائمۀ جمعۀ موقت تهران، ریاست مجلس خبرگان رهبری و سرانجام نمایندگی مردم در مجلس خبرگان رهبری در سال‌های ۱۳۶۱ تا ۱۳۹۵. بله! بدون شک سخت است. برای ما شناخت این جوهره سخت است. برای آیت‌الله هاشمی هم سخت‌تر بوده است. همان‌گونه که رهبر معظم انقلاب حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پیام تسلیت تأکید کردند: «اختلاف نظرها و اجتهادهای متفاوت در برهه‌هایی از این دوران طولانی هرگز نتوانست پیوند رفاقتی را که سرآغاز آن در بین‌الحرمین کربلای معلّی بود به کلی بگسلد.» هاشمی همیشه همان هاشمی بوده و وفادار به جوهرۀ برند شخصی، سیاسی‌اش.

 

آفرینشگر

در طراحی جوهرۀ برند شخصی به‌طور معمول باید به سراغ کشف چیستی، کیستی، کجا بودن (موقعیت اولیه و بعد مقصد) رفت. در شناخت کیستی یعنی چه کسی بودن از آزمون‌های مشخصی مثل آزمون دیسک، آزمون شخصیت مایرزبریگز و شناخت کهن الگوی اسطوره‌ای و شناخت آرکتایپ یونگ (قهرمان درون) استفاده می‌شود. در مورد آیت‌الله هاشمی با توجه به بررسی آثار حضور ایشان در صحنه‌های مختلف، آنچه به جرئت می‌شود گفت این است که آرکتایپ یونگ (قهرمان درون) ایشان بدون شک به «آفرینشگر» نزدیک است تا «مبارز». این را ما در طرح‌ریزی و آفرینشگری نهادی مثل دانشگاه آزاد یا ارائۀ راهکار تأسیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به‌وضوح می‌بینیم.

 

ترکیب رسانه‌ها

آیت‌الله هاشمی در برقراری ارتباط با مخاطبان به‌ویژه در سال‌های اخیر و انتخابات سال ۱۳۹۲ و بعد از آن، از استراتژی ترکیب رسانه‌ها بهره می‌گرفتند. خود ایشان در جایگاه مجاهد دوران انقلاب همچنان از منبر به‌عنوان تأثیرگذارترین رسانۀ علمای شیعه در طول تاریخ در دیدارها و سخنرانی‌ها استفادۀ ویژه می‌کردند. از سوی دیگر ضمن مصاحبه با رسانه‌های مکتوب و به قول تبلیغاتی‌ها BTL از رسانه‌های برخط (آنلاین) یا ATL چه به‌صورت رسمی و چه از راه تحت تأثیر قرار دادن کاربران با مواضع، خاطرات و… نیز به نحو مطلوب بهره می‌گرفتند. البته رسانه‌های خط حایل بین رسانه‌های بالا و پایین خط یعنی رادیو و تلویزیون را که رسانۀ فراگیر و در دسترس همۀ اقشار جامعه است، در اختیار نداشتند و در تبلیغات انتخابات خبرگان رهبری پس از شش سال در قاب تلویزیون و نوای رادیو تصویر و صدای ایشان ظاهر شد. اما ایشان با همان هوش وافر و جایگاه‌یابی مؤثر از این فقدان ارسال پیام‌هایشان در رسانه‌ای مثل تلویزیون و رادیو نیز با استفاده از ترکیب رسانه‌ها بهره بردند. جالب اینجاست که این امر تنها در سایۀ شناخت صحیح فرصت‌ها و نقاط قوت فراهم می‌شود و آیت‌الله هاشمی این‌گونه چالش حضورنداشتن در رسانه‌ای مثل رادیو و تلویزیون را که حضور در آن برای هر برند سیاسی، تجاری و اجتماعی لازم است، به فرصت تبدیل کردند.

 

نام بزرگ، جادوی زنده بودن

بدون شک نه‌تنها نام و یاد بلکه نهادها و دستاوردهای فکری، اجرایی ایشان همیشه زیر سایۀ نام آیت‌الله هاشمی در افق انقلاب اسلامی زنده خواهد بود؛ همان‌گونه که امام (ره) فرمودند: «هاشمی زنده است، چون نهضت زنده است.» بر همین اساس باید گفت «نام همیشه زندۀ آیت‌الله». این امر البته نه یک تعبیر از پیام تاریخی امام (ره) پس از ترور ناموفق آقای هاشمی، بلکه یک تحلیل در چارچوب تئوری نام‌های بزرگ است. اینجاست که مرز میان نام، برند و نام بزرگ یا همان نام ماندگار روشن می‌شود. همۀ نام‌ها وجود دارند؛ اما هر نامی برند نمی‌شود و همۀ برندها یک نام بزرگ نمی‌شوند. دنیا در عرصۀ سیاست، فرهنگ و تجارت شاهد برندهای بسیاری بوده که پس از زوال و مرگ دیگر هیچ بروز و ظهوری ندارند، بلکه فقط در میان بررسی‌های تاریخی از آن‌ها یاد می‌شود. اما نام‌های بزرگ کارکردهای خود را دارند؛ درحالی‌که حضور ندارند و ممکن است نه سال‌ها که قرن‌ها از پایان حیاتشان گذشته باشد. نام بسیاری ازمفاخر ادبی، سیاسی و بزرگان دینی ما در چارچوب تئوری نام بزرگ زنده‌اند و بدین دلیل ما مولانا، سعدی، کریم‌خان زند، امیرکبیر و امام خمینی (ره) را در جامعه زنده می‌بینیم. نام آیت‌الله هاشمی هم بر همین مبنا همیشه زنده است. اگر بخواهم واقعیت را بگوییم نام هاشمی نیز همچون نام‌های بزرگی که ما مجموعه‌وار از یک دوران تاریخی یا یک وجه فرهنگی یا… فرهنگ و تمدن ایرانی، اسلامی در ذهنمان دارای جایگاه ارزشمند است و به‌واقع زنده و سازنده است در کنار نام حضرت امام خمینی (ره) و آیت‌الله خامنه‌ای همیشه زنده خواهد بود

 



شماره ماهنامه :

نظرات

یک دیدگاه

  • سلام , مهمان