با عضویت در خبرنامه از 10 درصد تخفیف در خرید مجله معیشت بهره مند شوید


هزینه تجملاتی بودن به منافعش نمی ارزد

زمان مطالعه: 4 دقیقه
تاریخ انتشار مطلب : ۰۶ شهریور ۱۳۹۶

مزایای شگفتآور جذاب نبودن!

بسیاری از افراد در سنین نوجوانی به دنبال جذابیت ظاهری هستند. آنها دائماً تلاش می‌کنند تا بر جذابیت خود بیفزایند، دوستان جذاب‌تری داشته باشند و با صرف هر هزینه‌ای این جذابیت‌ها را حفظ کنند. به طور مثال، من در سنین نوجوانی از پدرم درخواست کردم تا برای افزایش همین «جذابیت» کفش گران‌قیمتی را برایم خریداری کند. البته این درخواست در آن شرایط تا حدودی نامعقول و حتی غیرمنصفانه بود، چراکه قیمت کفش مورد نظر و «جذاب» چندین برابر قیمتی بود که به طور معمول برای خرید یک کفش پرداخت می‌کردیم.

پدرم توانایی خرید این کفش را نداشت و یا دست کم مایل به این کار نبود. به همین دلیل از من خواست که در فصل تابستان کاری پیدا کنم و خودم هزینه خرید کفش را تأمین نمایم. فکر می‌کنم پدر این پیشنهاد را بیشتر به این دلیل مطرح کرد که از فکر خرید آن کفش‌ها منصرف شوم، اما من چنین نکردم. در واقع، علیرغم سختی کار، گرما و تنبلی خاص دوران نوجوانی، آنقدر در طلب جذابیت بودم و نقش کفش مورد نظرم را در این مساله جدی می‌دانستم که حاضر شدم در سال اول دبیرستان برای تامین هزینه دست به کار شوم. نمی‌دانم، شاید هم می‌خواستم در مقابل پدر خودی نشان دهم.

به هر حال تمام تابستان را به کار کردن گذراندم (بماند که چه کار دشواری داشتم!) و در نهایت موفق شدم هزینه مورد نیاز برای خرید کفش را به دست بیاورم. روزی که دستمزدم را از کارفرما گرفتم، یک راست به فروشگاه مورد نظر رفتم و آن کفش زیبا را خریدم. بله این من بودم، در کفش‌هایی گران‌قیمت و جذاب!

برای تعریف کردن این داستان دلیل خوبی دارم و درسی در آن نهفته است که می‌خواهم با شما در میان بگذارم. واقعیت آن است که کفش‌های زیبا و گران قیمت، بر زیبایی ظاهری من اضافه نکردند و تنها پس از گذشت چند روز، نه فقط برای دوستانم بلکه برای خودم نیز تکراری و عادی شدند. شاید اساساً ارزش آن را نداشت که ساعت‌ها وقت صرف کاری سخت کنم تا پول لازم برای خرید آنها را به دست آورم. اما این سختی به درس بزرگی که در این مسیر گرفتم می‌ارزید.

اینگونه تلاش برای افزایش جذابیت و پذیرش اجتماعی محدود به کودکان و نوجوانان نیست و در دوران بزگسالی نیز به صورت جدی حضور دارد؛ تنها شکل ظهور آن تغییر می‌کند. در واقع، بسیاری از ما در تلاش و میل شدید برای پذیرفته شدن و تایید از سوی دیگران هستیم. این میل باعث می‌شود که بخشی از زندگی خود را صرف خرید اقلام «جذاب‌کننده» نماییم که برای نوجوانی کم سن و سال یک جفت کفش است و برای بزرگسالی با سن بیشتر خانه، خودرو، لباس، وسایل خانه و موارد دیگر را شامل می‌شود. مثلا به خانه‌های بسیاری  افراد دقت کنید. آنها پول و زمان خود را صرف خرید خانه‌های بزرگ و اشرافی می کنند. تلویزیونی شصت اینچی می‌خرند، چندین خودرو دارند، لباس‌های بسیار گران‌قیمت را از برندهای مشهور تهیه می‌کنند و بسیاری از آنها را یک یا چند بار بیشتر نمی‌پوشند. همه این کارها برای جلب تصدیق و تایید دیگران است. آنها تصور می‌کنند (شاید به درستی) که قضاوت عمومی بر اساس این عوامل ظاهری است و اگر شخصی نتواند در میان گروه دوستی و کاری خود این موارد را تامین کند، در نهایت طرد شده و تنها خواهد ماند. اما زمانی که این رویه قطع شود، آسیب‌هایی که در طول زمان به دارایی‌های افراد وارد شده خود را نشان خواهند داد. در واقع توقف این نوع نگاه به زندگی و کنترل میل به جذاب بودن، عاملی موثر در افزایش دارایی‌های شما است و موفقیت بلند مدت را دسترس‌پذیر می‌سازد. در نتیجه اگر فکر می‌کنید که جذاب نیستید، خوش به حا‌لتان؛ این موقعیتی بسیار عالی است! چراکه از مزایای چشمگیر عدم جذابیت بهره خواهید برد. موارد زیر نمونه‌هایی از این مزایا را به شما معرفی می‌کند:

 

۱- خانه ما پایینتر از سطح متوسط جامعه است

چه میزان از درآمد ماهانه خود را صرف اجـــــــاره خانـــه‌ای مجـــلل می‌کنید؟ اگر صاحبخـــانه هستید، چه میزان از دارایی و سرمایه شما در خانه‌ای بزرگ و بدون استفاده حبس شده است؟  اگر این اعداد و ارقام را بررسی کنید و آن را با مزایای اندک روانی ناشی از تأیید لحظه‌ای دیگران مقایسه نمایید، به عمق فاجعه پی خواهید برد. بسیاری از خانه‌های مجلل کاملا بدون استفاده هستند. زوجی دو یا سه نفره که در خانه‌ای بزرگ زندگی می‌کند، شاید از بسیاری بخش‌های خانه یک بار هم استفاده نکرده باشند، در حالی که برای هر متر مربع از مساحت آن میلیون‌ها تومان پول صرف کرده‌اند. تصور کنید که این پول‌ها پس‌انداز و سرمایه‌گذاری شده بودند؛وضعیت این خانواده به چه صورتی در می‌آمد؟

 

۲- تلویزیون ما کوچک و قدیمی است

البته تلویزیون تنها یکی از مثال های مرتبط با لوازم گران قیمت، اشرافی و بی‌مصرف است. لوازمی که صرفا برای در آوردن چشم دیگران (!) خریداری شده‌اند و به جز این مساله مطلقاً کاربرد دیگری ندارند. میل به جلب توجه و تایید دیگران در برخی افراد به حدی است که وسواس‌گونه به تعویض دائمی وسائل منزل مشغول هستند، مبلمان‌ها را دائما تغییر می‌دهند، لوازم صوتی و تصویری جدید و مطابق با آخرین استانداردهای جهانی می‌خرنــــد، چنـد یخچال دارند، بهترین لپ‌تا‌پ‌ها و تبلت‌ها بیش از چند هفته نزد آنها دوام نمی‌آورند و …

این پول بی‌ حساب که بدون هیچ دلیل عقلانی حیف و میل می‌شود قادر است نه تنها سرنوشت فعلی خانواده بلکه حتی موفقیت و آسایش مالی نسل‌های بعدی را نیز تضمین کند. حال آیا عاقلانه است که این امکان برای تأیید و تشویق همسایگان و دوستان دور ریخته شود؟

 

۳- خودروی ما مدل پایین است

رویای بسیاری از افراد خرید خودروهای گران‌قیمتی است که فوتبالیست‌ها یا ستارگان سینمایی بر آن سوار هستند. اما این رویا حتی از کفش مطلوب من در دوره نوجوانی هم احمقانه‌تر است. البته خودروی مورد استفاده باید امن، باکیفیت و متناسب با نوع استفاده و تعداد افراد خانواده باشد. اما پس از این موارد، هیچ نکته‌ای به جز فخرفروشی و تمایل به جلب توجه وجود ندارد که خودرویی مناسب را به وسیله‌ای  چندصد میلیونی (یا حتی میلیاردی) تبدیل کند. در هر یک از وسائل زندگی باید به میزان مصرف مستقیم و منافع آن سرمایه‌گذاری شود و خودرو نیز از این قاعده مستثنی نیست.

البته اینها تنها نمونه‌های کوچک از ولخرجی‌های مرتبط با جذابیت هستند. تصور نکنید که این گونه هزینه کردن مختص به اقشار پردرآمد جامعه است. بله، این گروه‌ها با کمک دارایی‌های بیشتر خود قادر هستند به سطوح بی‌نظیری در اسراف و هدر دادن پول دست پیدا کنند! اما دیگر اقشار و طبقات جامعه نیز هر یک در سطح توان خود با مسأله جذابیت و میل به جلب توجه درگیر هستند و به همین میزان از فرصت‌های موفقیت و سرمایه‌گذاری خود می‌کاهند.

به یاد داشته باشید که خوشبختی ما هیچ ارتباطی به تایید و تکذیب دیگران ندارد. از این رو، هدر دادن منابع مالی و دارایی‌های ارزشمند خانواده برای جلب توجه و جذاب ماندن خطایی آشکار است.

 

ماهنامه معیشت، شماره ۱۲ ، شهریور ۹۴

 



نظرات

یک دیدگاه

  • سلام , مهمان