پيشفرضهاي رواني که اصطلاحاً به آنها سوگيري يا bias گفته ميشود، شامل الگوها يا حالات از پيش تعيينشده در ذهن يا روان فرد است که در اقدامات و تصميمگيريها مؤثر واقع شده و باعث ميشود فرد بدون دقت در شرايط واقعي در مسيرهاي مشخص پيش رود. اين مسأله بهويژه در گروهها و اجتماعات انساني بيشتر مشاهده ميشود. هر جعي که داراي نوعي حس هويت و فرهنگ دروني باشد، از سيستمي از باورها برخوردار بوده و سوگيريهاي ذهني را در نگاه به شرايط و رفتارها دخالت ميدهد.
اين مسأله در خصوص گروههاي کاري، سرمايهگذاران و اصناف اقتصادي نيز به نحو مشابهي صادق است و مجموعهاي از باورها و پيشفرضها به عنوان راهنماي اقدامات و تصميمات بهکار گرفته ميشود. با اين حال، پيشفرضهاي پذيرفته شده همواره مفيد نيستند و ممکن است با تحريف واقعيت به قضاوت نادرست و در نتيجه تصميمات زيانبار منتهي شوند.
به طور مثال در بازار سرمايه، فرهنگ نادرستي پيرامون مسأله زمان وجود دارد. سرمايهگذاران اغلب پول و سود خود را در بازههاي زماني کوتاه مدت ميسنجند، در حالي که بازههاي بلندمدت چند ساله در بيشتر موارد کارآمدتر است. از سوي ديگر، سرمايهگذاران توجه زيادي به گذشته نشان ميدهند و معتقدند که ميتوان با تحليل شرايط پيشين، آينده را به خوبي پيشبيني کرد. در حالي که واقعيت با اين فرض فاصله بسياري دارد و تصميمات نادرستي از اين سوگيري ناشي ميشود. پيشفرض نادرست ديگر با ارزيابي نادرست سود و زيان مرتبط است. بر اساس تحقيقات، اغلب سرمايهگذاران سود خود را در دورههاي زماني کوتاهمدت محاسبه ميکنند. اين در حالي است که ممکن است همين سودها در کنار زيانها، در بلندمدت ضرر قابل توجهي را نصيب فرد کرده باشد!
از سوي ديگر، اعتماد بيش از اندازه به آگاهي از شرايط بازار نيز سوگيري مهم ديگري است که ممکن است به نتايج فاجعهباري ختم شود. بسياري از سرمايهگذاران نسبت به دانش خود نوعي اعتماد به نفس بيش از اندازه دارند. آنها پس از مدتي مطالعه و کسب تجربه در بازار، تصور ميکنند که اوضاع بهطور کامل تحت کنترل قرار دارد و از اينرو بيپروا به معامله مشغول ميشوند. غافل از آنکه بدون بازبيني مکرر و دقيق، موفقيت بسيار دشوار خواهد بود.
لذا اگر خواستار موفقيت در سرمايهگذاري هستيد و ميخواهيد پساندازهاي انباشته شده در طول زمان را به صورتي معقول صرف کنيد، بهتر است تا حد امکان به روشها و افکار خود انديشيده و سوگيريهاي نادرست را بيابيد. با اين کار نقاط ضعف خود را يافته و براي تغيير رفتار اقدام کنيد. توصيههاي چهارگانه زير در اين مسير به شما ياري خواهند رساند:
۱- هميشه بخشي از قوه تحليل خود را براي ممانعت از تأثير جو عمومي بهکار بگيريد. ميتوانيد براي آساني بيشتر، از کمک يک دوست و يا همکار استفاده کنيد. از او بخواهيد که در مورد ديدگاههاي شما و ارتباط آنها با واقعيت قضاوت کند. البته اين مشاور بايد هميشه يک نفر باشد تا با تغيير ديدگاهها و داوريها مواجه نشويد. پس از شنيدن نظرات او، با دقت تمام رفتارها و درون ذهنتان را نيز تحليل کنيد. هر جا اثري از فشار عمومي يا نوعي قضاوت ناخواسته را مشاهده کرديد، به سرعت آن را يادداشت کرده و براي حذف اين سوگيري اقدام کنيد.
۲- فهرستي از تصميمات سرمايهگذاري خود تهيه کنيد. ميتوانيد براي اين کار يک دفتر يادداشت در نظر بگيريد و به صورت روزانه يا هفتگي تصميمات و نتايج آنها را در آن ثبت کنيد. در نتيجه ميتوانيد تاثير مثبت يا منفي قضاوتهاي عمومي را به خوبي مشاهده نماييد.
۳- قواعد مشخصي را براي اقدامات خود تعريف کرده و به آنها وفادار بمانيد. اين کار در قالب يک فرآيند گام به گام قابل طراحي است که علاوه بر آسانتر شدن کارها، امکان تحريف واقعيت و انحراف احتمالي در اثر جو عمومي را نيز کاهش ميدهد.
۴- اقدامات خود را با شخصيت و تواناييهاي رواني خود هماهنگ کنيد. سرمايهگذاراني که ريسکپذيري پايينتري دارند و در برابر زيانها دچار دلهره ميشوند بهتر است با حجم پايينتري از سرمايه وارد بازار شوند و يا از ابزارهاي کمريسک استفاده نمايند.
ماهنامه معیشت، شماره ۱۴، آبان ۹۴
یک دیدگاه