بسم الله الرحمن الرحیم

دسته بندی : مجله

معیشت نامه هر کسی باید تپه ی خود را فتح کند مشاهده دولفین هایی که سرنشینان قایقی سرگردان در دریا را به ساحل رسانده اند، این افسانه را بر سر زبان ها انداخته است که این موجودات باهوش در پی نجات جان انسان ها هستند؛ اما کسی از سرنوشت قایق هایی که دولفین ها شناکنان آنان را به میان دریا ...

معیشت نامه هر کسی باید تپه ی خود را فتح کند مشاهده دولفین هایی که سرنشینان قایقی سرگردان در دریا را به ساحل رسانده اند، این افسانه را بر سر زبان ها انداخته است که این موجودات باهوش در پی نجات جان انسان ها هستند؛ اما کسی از سرنوشت قایق هایی که دولفین ها شناکنان آنان را به میان دریا کشانده اند خبری ندارد. در واقع دولفین ها دوست دارند با قایقها و سرنشینانش بازی کنند ولی ما تنها قایقهای سمت ساحل و نجات یافتگان را می بینیم و از آنان که در مسیر مقابل به سمت دریا، به کام مرگ کشانده می شوند، خبری نداریم.

فوتبالیست های بزرگ به درآمدی افسانه ای دست می یابند و از مزایای شهرت برخوردار می شوند و بر صدر می نشینند و قدر می بینند؛ اما در کنار توجه به جلال و جبروت این بازیکنان باید حواسمان به قاعده هرم علاقه مندان فوتبال نیز باشد که از زندگی عادی و پیشرفت تحصیلی خود باز می مانند و در آخر با مصدومیتهای گوناگون و در خط شروعی عقب تر از هم سالان خود وارد بازار کار می شوند و در این مرحله چون تمام آنچه آموخته اند و قابلیتهایی که افزوده اند نقشی در پیشرفت شغلی شان ندارد، فوتبالیست هایی که وارد حلقه فوتبال حرفه ای نشده اند در استفاده از فرصتها نیز ناکام می مانند.

این قضیه در مورد سایر ورزشها و نیز هنرها بخصوص سینما صادق است. استارت آپ ها و نمونه های موفق کسب و کار زیادی را می شناسیم که دنیا را تغییر داده اند و منجر به خلق ثروتی عظیم شده اند اما سرنوشت ایده هایی که دیر به بازار رسید یا اینکه در رقابت شکست خورده و به محاق نابوده کشیده شدند نیز درس آموز است. بالاترین نرخ های ورشکستگی در کسب و کارها و مناطقی است که بیشترین کسب و کارهای در حال رشد نیز در آن قرار دارند.

سرنوشت شکست خوردگان مورد توجه کسی نیست و همه برای کامیابان ثروتمند هورا می کشند. معدود برندگان بزرگ سرمایه گذاری در بازار بورس را باید در کنار خیل بازندگان در بازار مورد توجه قرار داد که مایملک خویش را به امید سود افسانه ای از دست داده اند. بر این فهرست می توان افزود و موارد زیادی را بر شمرد که نشان می دهند ذهن انسان می آموزد تنها بر نمونه های موفق تمرکز کند و از توجه به شکست خورده ها بپرهیزد، این خطای شناختی مهمی است که اگر در تبیین جهان و توصیه هایمان به آن توجه نکنیم فاجعه می آفریند. مواجهه با چهره مهیب واقعیت، اجازه رویا پردازی به آدمی نمی دهد و نمی توان همه را به امید کسب ثروت افسانه ای به راه اندازی کسب و کار و سرمایه گذاری در بازارهای خاص و تجارت فراخواند. اغلب انسانها تمایلی به سواری قایق سرمایه گذاری در آبهای خروشان محیطهای پر ریسک و مخاطره ندارند و ترجیح می دهند کنج خلوتی مهیا کرده و به زندگی بدون هیجان خویش مشغول باشند و اینان باید یاد بگیرند که با جریان ثابت درآمدی خود چگونه مایحتاج اولیه خود را با هزینه کم تامین کنند. وسوسه ثروت حتی این انسانهای خو گرفته به آرامش را از خود بیخود می کند و با تحریک حرص و آز افراد و کشاندن آنها به محدوده خطاهای شناختی و اختلال تصمیم گیری، سبب می شود که به ناگاه پرمخاطره ترین تصمیمات را بگیرند. همه ما پیرامون خود افراد زیادی را می شناسیم که تمام آنچه با احتیاط در طی سالها اندوخته بودند را با یک تصمیم جنون آمیز از دست داده اند. افرادی که دارایی حیاتی زندگی خود اعم از خانه و خودرو را به امید کسب ثروتی رویایی در یک حرکت قمار گونه باخته اند. برجسته کردن بزرگان موفق و افسانه سرایی از داستان زندگی آنها و بخصوص تاکید بر نقاط روشن مسیر، ذهن را گمراه می کند و گمان می کنیم که موفقیت جایی در بیرون منتظر ماست و تنها نیازمند صرف زمان و پول به شیوه ای است که مرشدان موفقیت می گویند. بخش قابل توجهی از مطالبی که در راستای موفقیت شخصی و بهبود معیشت منتشر می شود چشمان آدمی را به قلل برافراشته جلب می کنند بی آنکه هشدارمان دهند که دره ها در پیش است و راه دراز و ما در میانه راه چشم بر قله دوخته باز می مانیم. برخی ما را دچار توهم می کنند چرا که نمی گویند که آن قله در سر زمینی دیگر است که برای ما امکان دستیابی ندارد.

ماهنامه معیشت، بر این باور است که نسخه واحدی برای یک نوع موفقیت وجود ندارد و فراتر از آن موفقیت را نیز تنها در یک ساحت وجودی خلاصه نمی کند.
ما بر این باوریم که کامیابی خانواده های ایرانی در گروه شناخت خود و آگاهی به خلقیات و توانایی ها و محدودیتهای اعضای خانواده است. اصول مشخصی برای بهبود وضعیت مالی وجود دارد اما مهارتها و فنونی که افراد باید بیاموزند با توجه به ظرفیت وجودی و غایت زندگی آنها تغییر می کند. باید آموخت و تمرین کرد که بر داشته هایمان بیافزاییم و از داشته هایمان لذت ببریم، بر آستانه در نباید ایستاد و باید رو به قله حرکت کرد اما حواسمان به درّه هایی نیز باشد که ممکن است در صورت سقوط در آنها هر آنچه اندوخته ایم را تا آخر عمر از دست داد. این به معنای پرهیز از ریسک کردن نیست که موهبتهای زندگی در سایه ریسک پدیدار می شوند بلکه نباید بر سر چیزهایی غیر قابل جبران تن به پذیرش ریسک داد. قله های بلندی در برابرمان قد بر افراشته اند که هر یک سرنوشت یک موفقیت بزرگ است؛ باید چشمی بدانها دوخت و چشمی به زیر پای انداخت؛ هر یک از ما تپه ای داریم که باید آن را فتح کنیم.

ماهنامه معیشت، شماره ۳۴، مرداد ۱۳۹۶

دکمه اشتراک گذاری تلگرام

کتابهای منتشره

اصل بعیدبودن: چرا هم‌رخدادی‌ها و رویدادهای معجزه‌آسا و نادر همه‌روزه رخ می‌دهند

این کتابی‌ست درباره‌ی رویدادهای خارق‌العاده‌ی نامحتمل و ‏بعید؛ درباره‌ی این‌که چرا چیزهایی بسیار بعید رخ می‌دهند. و ناگفته نماند، درباره‌ی ‏این‌که چرا پشت سر هم رخ می‌دهند و رخ می‌دهند، و باز هم رخ می‌دهند. ‏ در نگاه نخست،...[]