بسم الله الرحمن الرحیم

دسته بندی : اقتصاد زندگی

رازهای موفقیت تام هنکس تام هنکس در نقش بازیگر، کارگردان و تهیه کننده کارنامۀ درخشانی دارد. فیلم های او مبلغ اعجاب آور 5/8 میلیارد دلار در جهان فروش داشته است. البته اگر درآمد حاصل از کپی و پخش غیرقانونی فیلم ها را هم که چیزی از آن نصیب سرمایه گذاران نمی شود، به این مبلغ اضافه کنیم، احتمالاً به عدد 17 ...

رازهای موفقیت تام هنکس
تام هنکس در نقش بازیگر، کارگردان و تهیه کننده کارنامۀ درخشانی دارد. فیلم های او مبلغ اعجاب آور ۵/۸ میلیارد دلار در جهان فروش داشته است. البته اگر درآمد حاصل از کپی و پخش غیرقانونی فیلم ها را هم که چیزی از آن نصیب سرمایه گذاران نمی شود، به این مبلغ اضافه کنیم، احتمالاً به عدد ۱۷ میلیون دلار خواهیم رسید. بد نیست بدانید در سال ۱۳۹۴ ارزش صادرات غیرنفتی ایران (البته منظور صادرات به واقع غیرنفتی است؛ یعنی بدون احتساب میعانات) ۳۵ میلیارد دلار بوده است.

به شهادت همگی همکاران و همسایگان تام هنکس، او بسیار با اخلاق و محبوب است. بسیاری از عقاید شخصی او در نقش هایی که بازی کرده، متبلور شده است. او به عنوان یک بازیگر مؤلف، همواره نقش هایی را پذیرفته است که واجد مشخصه های انسانی خاصی بودهاند. همگی این مشخصه ها به نوعی در چارچوب تلاش انسان برای بازگرداندن قطارِ خارجشده از ریل زندگی به مسیر اصلی خود میگنجد. این مسئله که محور اصلی دغدغه های تمام انسان های بزرگ و کارآفرینان درطول تاریخ بوده است، شاخصۀ اصلی قهرمانان خلق شده توسط تام هنکس است:

 

۱- آمادگی برای بداهه پردازی
میلر در «نجات سرباز رایان»، لاول در «آپولو ۱۳»، فیلیپس در «کاپیتان فیلیپس» و کاپیتان سولنبرگر در فیلم «سولی»، درتمام این نقش ها، قهرمان فیلم، درحال انجام کاری طبق برنامه ریزی قبلی است که ناگهان همۀ برنامه ها به هم می ریزد. اما او با داشتن اعتماد به نفس کافی، می تواند کار را با بداهه پردازی در زمان لازم انجام دهد.

 

۲- نگاه به آینده
وقتی که شما برای انجام کاری دشوار که تاکنون انجام نداده اید، آماده می شوید، نگاه به آینده و تصور اینکه وضعیت شما باتوجه به متغییرهای محیطی چگونه خواهد بود، می تواند مانع از سرخوردگی و ناامیدی شما در مواجه با موانع بزرگ شود. کارآفرینان همواره به ویژه در ابتدای راه، با موانع و مشکلات پیش بینی نشده ای مواجه می شوند که درصورت نداشتن آمادگی ذهنی برای عبور از این موانع، اعتماد به نفس لازم برای ادامۀ راه را ازدست خواهند داد. بسیاری از قهرمان های هنکس با چنین دیدگاهی به موفقیت دست یافته اند. شخصیت چاک نولند در فیلم «جدا افتاده» از این دست است. چاک با ردّ امیدهای واهی و پذیرش اینکه ممکن است سال ها مجبور به اقامت در جزیرهای متروک گردد، موفق می شود اعتماد به نفس لازم برای یافتن راه های بقا و درنهایت رهایی از این وضعیت را درخود ایجاد و تقویت کند.

 

۳٫ تمرین لازمة کمال
آمادگی و تمرین همیشه به ثمر میرسد. اغلب قهرمانانی که هنکس به جای آنان نقش آفرینی کرده است، با تلاش و ممارست در کار خود به کمال رسیده اند. میلر در فیلم «نجات سرباز رایان» ماه ها قبل از حملۀ «D-Day» مشغول انجام تمرینات سخت نظامی بوده است. جیم لاول هم قبل از شرکت در پروژه «آپولو ۱۳»، هزاران ساعت به عنوان خلبان و فضانورد به کار و تمرین پرداخته است. هردو کاپیتان فیلیپس و سولنبرگر نیز دارای سال ها تجربه دریانوردی هستند.
حالا، او در سن ۶۰ سالگی، اسرار موفقیتش را برای شما فاش میکند:

۱- خطر کنید و ترس را در آغوش بگیرید
دست کشیدن از برنامۀ هر روزة ساعت ۸ تا ۱۶ که برنامۀ کاری امن و قابل پیشبینی است و قدم نهادن در مسیر کارآفرینی بسیار هراس انگیز است. شما با به خطر انداختن زمان، پول و حسن شهرتتان برای تحقق یک رؤیا، دست به قمار خطرناکی می زنید. اما وقتی خطرکردن شما به نتیجه می رسد، بخش عظیمی از احساس شعفی که به شما دست می دهد ناشی از همین غلبه بر لحظات ترس برای رسیدن به موفقیت است. تام هنکس هم مانند سایر کارآفرینان، این حس را به خوبی درک میکند.

او می گوید: «کار من حتی از تفریح هم مطبوع تر است؛ ولی بهتر از همه این است که این کار هنوز هم برای من ترسناک است. انگار همیشه روی طناب بندبازی راه می روید… اگر روزی دیگر نتوانم به کارم ادامه بدهم، بیشترین چیزی که دلم برایش تنگ می شود همین ترس است. این ترس باعث می شود زنده بودن را احساس کنم؛ احساس بی نظیری که هیچ چیز دیگری در جهان شبیه آن نیست.»
۲- هیچ چیز ساده نیست
او میگوید: «در دوران دبیرستان، اتفاق مهمی برای من رخ داد. من در یک کلاس نمایش شرکت کردم که آیندۀ کاری مرا تعیین کرد. من در هنرهای نمایشی سرآمد شدم. به کالج چابوک رفتم که دارای یک گروه بزرگ تئاتر بود. من کار خودم را با نورپردازی و ساخت دکور آغاز کردم. پس از آن به گریت لیکس در کلیولند رهسپار شدم و در نقش بردهه ای کارگر، در جشنوارۀ شکسپیر به اجرا پرداختم. این فرصت بزرگی برای من بود، چون وقتی به ساکرامنتو برگشتم دیگر یک بازیگر حرفهای محسوب می شدم و بعد از آن با زن و فرزندم به نیویورک رفتم. زندگی در نیویورک به معنای واقعی، نزاع برای بقا بود. من بیکار بودم و دربه در به دنبال نقش می گشتم. این وضعیت دو سال به طول انجامید. درنهایت در فیلمی کم خرج کاری پیدا کردم و بعد از آن شبکهABC با من قرارداد بست و ما به کالیفرنیا رفتیم.»

جادۀ موفقیت اغلب طوفانی است. شما به عنوان یک کارآفرین فراز و فرودهای زیادی را تجربه خواهید کرد و بسیاری اوقات ناچار به استفاده از راه های فرعی خواهید بود. به پاداش چشم بدوزید، گام های کوچک بردارید و تشنة کار سخت باشید.

 

۳- اجازه ندهید موفقیت شما را متکبر و تنبل کند
هنکس می گوید: «وقتی که در فیلم موفقی شرکت می کنید، توجه زیادی به شما جلب میشود. دو تا از اولین فیلم های من یعنی «اسپلش» و «مهمانی مجردی» به ترتیب ۸۰ و ۴۰ میلیون دلار فروش داشتند. شاید هرکس به جای من بود فکر میک رد: «خوب… دیگر همه چیز را یادگرفتم»؛ باید بگویم که شما بعد از دو فیلم حتی شروع به یاد گرفتن هم نکرده اید. اما این طرز تفکر شما را متکبر و تنبل می کند.»

ممکن است با چشیدن طعم اولین موفقیت ها، به خودتان تبریک بگویید و احساس کنید که کار را تمام کرده اید. اما بهترین کارآفرینان به شما خواهند گفت که این کار را نکنید. هیچ تضمینی وجود ندارد که این موفقیتِ مقطعی تداوم داشته باشد. به ویژه اگر هنوز تصور درستی از تصویر کلی نداشته باشید. پس هیچ موفقیتی مجوز توقف تلاش و یادگیری را به شما نمی دهد.

 

۴-شکست را به فرصتی برای یادگیری تبدیل کنید
تام هنکس بعد از یک دوره ناکامی در فروش فیلم هایش در دهة هشتاد، با کار توان فرسا در فیلم «ترنر و هوچ» توانست بار دیگر موقعیت خود را به عنوان یک بازیگر پولساز در هالیوود به دست آورد. «شما بیشتر از کارهایی که درست درنمی آید، چیز یاد می گیرید تا آنهایی که به درستی انجام می شود. کاری که روی فیلم «ترنر و هوچ» (۱۹۸۹) کردم، بیش از کاری بود که برای ۸۰درصد از فیلم هایم انجام دادم.»

گام اول در فهمیدن اینکه چرا در کاری موفقیم، این است که بفهمیم چرا در کاری ناموفقیم. اشتباه کردن، بخش عمدهای از فرایند کارآفرینی است. تجربۀ برداشتن گام های اشتباه در ابتدای راه، می تواند شما را به پیروزی های چشمگیر در ادامه رهنمون شود.

۵- یک الگو داشته باشید
هنکس در پاسخ به این سؤال که چه کسی الهام بخش اوست میگوید: «خیلی ها: رابرت دوال. تنها کاری که لازم است او انجام بدهد این است که درعرض خیابان قدم بردارد. البته قطعاً جک نیکولسون و رابرت دنیرو. من تمام کارهای جیسون روبارد را دیده ام. همچنین استیو مک کوئین که واقعاً جالب است. درمیان کارگردانان هم استنلی کوبریک برای من ارزش دیگری دارد.»
کسانی که قبل از شما این راه را طی کرده اند میتوانند برای شما منبع مهمی از الهام و عبرت محسوب شوند. افرادی که در زندگی شما الهام بخش بودهاند می توانند اهداف و استراتژی های شما را شکل دهند.

 

ماهنامه معیشت، شماره ۲۹، بهمن ۹۵

کتابهای منتشره

اصل بعیدبودن: چرا هم‌رخدادی‌ها و رویدادهای معجزه‌آسا و نادر همه‌روزه رخ می‌دهند

این کتابی‌ست درباره‌ی رویدادهای خارق‌العاده‌ی نامحتمل و ‏بعید؛ درباره‌ی این‌که چرا چیزهایی بسیار بعید رخ می‌دهند. و ناگفته نماند، درباره‌ی ‏این‌که چرا پشت سر هم رخ می‌دهند و رخ می‌دهند، و باز هم رخ می‌دهند. ‏ در نگاه نخست،...[]