بسم الله الرحمن الرحیم

دسته بندی : مجله

۰۱ شهریور ۱۳۹۶

Jeld 36

 

جای خالی سواد مالی در نظام آموزشی کشور

 

جالب است بدانیم تربیت اقتصادی درگذشتۀ نه‌چندان دور پیش از آن‌که ده‌ها مؤسسه برای آن در آمریکا شکل بگیرد، در ایران و در قالب آموزش‌های غیررسمی و معمولاً به‌واسطۀ روحانیون و والدین وجود داشته است؛ به‌گونه‌ای که بلوغ اقتصادی جوان‌ها زودتر یا همراه با سن بلوغ آنان بوده است. اما متأسفانه امروز علاوه‌بر جایِ خالی سواد مالی و تربیت اقتصادی در نظام آموزشی کشورمان، در نظام آموزشی غیررسمی ‌ما نیز به‌دلیل القای نادرست رسانه‌ها و تغییر سبک زندگی مردم و درنتیجه ادراک و رفتار نامناسب والدین دچار مشکل‌های فراوانی شده‌ایم به‌گونه‌ای که فاصلۀ بلوغ جوانان با بلوغ اقتصادی آن‌ها زیاد شده است و در سنین بالا به فهم اقتصادی می‌رسند.

 

تا همین بیست‌سی سال پیش، کمتر جوانی بود که در اوقات فراغتش کار نکند. کمتر جوانی بود که خرید روزانۀ خانه را انجام ندهد و کمتر جوانی بود که قلک و پس‌انداز نداشته باشد؛ ولی اکنون، خلأ این آموزش‌های عملی در سبک زندگی اقتصادی مردم و به‌ویژه جوانان مشهود است که علت آن تغییر رفتار و ذهنیت والدین است. به‌گونه‌ای که به‌سبب دلسوزی فرزند خود را به خرید نمی‌فرستند، به پس‌انداز وادار نمی‌کنند و ترجیح می‌دهند که فرزندانشان در اوقات فراغت به کلاس‌های آموزشی و فوق‌العاده مثل شنا و زبان و…  بروند، به امید این‌که فرزندشان در آینده با مشکل کمتری مواجه شود. درحالی‌که همین دلسوزی‌های نابه‌جا و تغییر اولویت‌ها ازسوی والدین سبب  شکل‌گیری تربیتی ناقص و احتمالاً آینده‌ای مملو از مسئله برای فرزندشان خواهد شد.

 

بهترین و کارآمدترین نظام آموزشی تربیت اقتصادی مربوط به کشور آمریکاست. این نظام آموزشی گسترده و منظم سبب نمی‌شود دختر رئیس‌جمهور پیشین آن کشور، باراک اوباما، از کار کردن در رستوران خود را بی‌نیاز بداند یا دانش‌آموزان مدرسۀ شهر سنت پترزبورگ فلوریدای آمریکا برای تأمین مالی جشن کوچکِ مدرسه‌شان از شستن خودرو ابایی داشته باشند. پس باید نظام تربیتی رسمی و غیررسمی و والدین آمریکایی را بی‌رحم و غافل بدانیم و فرهنگ نفتی مدارس و دلسوزی نادرست والدین ایرانی را هم لطف و بذل توجهشان تلقی کنیم.

 

aaaa

سارا اوباما دختر رئیس‌جمهور پیشین آمریکا در رستوران غذای دریایی، ایالت ماساچوست

 

باتوجه به نکات ذکر شده، موارد زیر را می‌تواناز اصلی‌ترین مشکلات در حوزۀ رشد سواد مالی و تربیت اقتصادی کشور دانست:

۱- فقدان نظام آموزشی رسمی و استاندارهای محتوایی مرتبط با آن؛

۲- کمبود میزان آموزش‌های غیررسمی در قالب‌های گوناگون همچون کتاب، فیلم و پویانمایی و…؛

۳- ناتوانی خانواده در ارائۀ آموزش‌های صحیح و عملی سواد مالی و تربیت اقتصادی؛

۴- معرفی نشدن افرادی مناسب برای الگوگیری در بُعد اقتصادی زندگی.

 

۱- در کشورهایی چون آمریکا، آلمان، ژاپن و کره جنوبی و… سال‌هاست مفاهیم اقتصادی چون کمیابی، هزینۀ فرصت، عرضه و تقاضا، بهره‌وری، کارآفرینی، تورم و… را در قالب استاندارهایی تدوین کرده‌اند که آموزش و مرور این مفاهیم از پیش‌دبستانی تا دانشگاه ادامه می‌یابد. درحالی‌که در نظام آموزشی کشور ما، هنوز استانداردی متناسب با فرهنگ، جغرافیا و دینمان تعریف ‌نشده است. لذا علاوه‌بر عقلانی بودن ضرورت آموزش مفاهیم اقتصادی ازلحاظ شرعی نیز به سبب مفاهیم و احکام اقتصادی فراوان در دین اسلام همچون خمس، زکات و… باید توجه مضاعفی به تربیت اقتصادی  مسلمانان بشود.

 

۲- در نظام آموزشی غیررسمی به‌تازگی فعالیت‌هایی شروع‌شده است، هرچند همۀ این فعالیت‌ها ۱۰ درصد از نیاز کشور را هم کفاف نمی‌دهد. این مؤسسه‌ها سعی کرده‌اند مفاهیم اقتصادی را در قالب‌های گوناگونی مثل کتاب، داستان، پویانمایی، کارتون، کلیپ، بازی و… منتشر کنند؛ به‌گونه‌ای که مخاطبشان بتواند این مفاهیم را به‌آسانی و سادگی بفهمد. والدین می‌توانند با جست‌وجو در کتاب‌فروشی، اینترنت و شبکه‌های مجازی مفاهیم اقتصادی مرتبط را یاد بگیرند و به فرزندشان نیز آموزش دهند.

 

۳- متأسفانه ازنظر فرهنگی و تاریخی شاهد رویکرد بدی نسبت‌به ثروت و کارآفرینی در جامعه هستیم. به‌گونه‌ای که با قرار دادن افراد در دوراهی ثروت و علم، ثروتمند بودن به ضد ارزش تبدیل می‌شود؛ لذا ابتدا والدین باید متوجه شوند که هر انسانی علاوه‌بر یادگیری دانش باید یک‌سری از مهارت‌ها را نیز در زندگی‌ فراگیرد. یکی از مهم‌ترین و مؤثرترین مهارت‌ها در زندگی افراد، سواد مالی است. سواد مالی تأثیرگذاری فراوانی در رقم زدنِ زندگیِ حال و آیندۀ افراد دارد. پدر و مادر باید با واگذاری امور اقتصادی به فرزندانشان، آن‌ها را با مصادیقی چون خرید، رصد قیمت‌ها و پس‌انداز و… به یادگیری عملی سواد مالی ترغیب کنند.

 

۴- فرزندان ما باید ضمن شناخت صحیح الگوهای بزرگ اقتصادی پیشینیان، الگویی عینی، قابل لمس و در دسترس در بُعد اقتصادی هم داشته باشند. در این میان معرفی ناقص زندگی یک فرد در بُعد اقتصادی به‌عنوان الگوی افراد جامعه می‌تواند تأثیر بدی در فهم افراد داشته باشد. برای نمونه در سیرۀ اقتصادی ائمه همچون حضرت علی (ع) تنها به ذکر سادگی زندگی‌شان اکتفا می‌شود و هیچ اشاره‌ای به تلاش و ثروت‌آفرینی ایشان نمی‌شود؛ درحالی‌که ایشان یکی از ثروتمندترین افراد زمان خودشان بوده‌اند. این روایت ناقص در سیرۀ ائمه دیگر مثل حضرت امام صادق (ع) و امام رضا (ع) نیز مشهودتر است. البته در زمان معاصر نیز الگوهای خوبی معرفی نکرده‌ایم، با افتخار سخن از جابز یا بیل گیتس می‌گوییم درحالی‌که در میان هر خانواده می‌تواند یک کارآفرین و ثروت‌آفرین باشد که به سبب عینی بودن و قرابت بیشتر با فرهنگ جامعه الگویی مناسب‌تر است.

 

نویسنده: حمیدرضا ارفع

ماهنامه معیشت، شماره ۳۶، مهر ۹۶

  جای خالی سواد مالی در نظام آموزشی کشور   جالب است بدانیم تربیت اقتصادی درگذشتۀ نه‌چندان دور پیش از آن‌که ده‌ها مؤسسه برای آن در آمریکا شکل بگیرد، در ایران و در قالب آموزش‌های غیررسمی و معمولاً به‌واسطۀ روحانیون و والدین وجود داشته است؛ به‌گونه‌ای که بلوغ اقتصادی جوان‌ها زودتر یا همراه با سن بلوغ آنان بوده است. اما متأسفانه امروز علاوه‌بر ...

 

جای خالی سواد مالی در نظام آموزشی کشور

 

جالب است بدانیم تربیت اقتصادی درگذشتۀ نه‌چندان دور پیش از آن‌که ده‌ها مؤسسه برای آن در آمریکا شکل بگیرد، در ایران و در قالب آموزش‌های غیررسمی و معمولاً به‌واسطۀ روحانیون و والدین وجود داشته است؛ به‌گونه‌ای که بلوغ اقتصادی جوان‌ها زودتر یا همراه با سن بلوغ آنان بوده است. اما متأسفانه امروز علاوه‌بر جایِ خالی سواد مالی و تربیت اقتصادی در نظام آموزشی کشورمان، در نظام آموزشی غیررسمی ‌ما نیز به‌دلیل القای نادرست رسانه‌ها و تغییر سبک زندگی مردم و درنتیجه ادراک و رفتار نامناسب والدین دچار مشکل‌های فراوانی شده‌ایم به‌گونه‌ای که فاصلۀ بلوغ جوانان با بلوغ اقتصادی آن‌ها زیاد شده است و در سنین بالا به فهم اقتصادی می‌رسند.

 

تا همین بیست‌سی سال پیش، کمتر جوانی بود که در اوقات فراغتش کار نکند. کمتر جوانی بود که خرید روزانۀ خانه را انجام ندهد و کمتر جوانی بود که قلک و پس‌انداز نداشته باشد؛ ولی اکنون، خلأ این آموزش‌های عملی در سبک زندگی اقتصادی مردم و به‌ویژه جوانان مشهود است که علت آن تغییر رفتار و ذهنیت والدین است. به‌گونه‌ای که به‌سبب دلسوزی فرزند خود را به خرید نمی‌فرستند، به پس‌انداز وادار نمی‌کنند و ترجیح می‌دهند که فرزندانشان در اوقات فراغت به کلاس‌های آموزشی و فوق‌العاده مثل شنا و زبان و…  بروند، به امید این‌که فرزندشان در آینده با مشکل کمتری مواجه شود. درحالی‌که همین دلسوزی‌های نابه‌جا و تغییر اولویت‌ها ازسوی والدین سبب  شکل‌گیری تربیتی ناقص و احتمالاً آینده‌ای مملو از مسئله برای فرزندشان خواهد شد.

 

بهترین و کارآمدترین نظام آموزشی تربیت اقتصادی مربوط به کشور آمریکاست. این نظام آموزشی گسترده و منظم سبب نمی‌شود دختر رئیس‌جمهور پیشین آن کشور، باراک اوباما، از کار کردن در رستوران خود را بی‌نیاز بداند یا دانش‌آموزان مدرسۀ شهر سنت پترزبورگ فلوریدای آمریکا برای تأمین مالی جشن کوچکِ مدرسه‌شان از شستن خودرو ابایی داشته باشند. پس باید نظام تربیتی رسمی و غیررسمی و والدین آمریکایی را بی‌رحم و غافل بدانیم و فرهنگ نفتی مدارس و دلسوزی نادرست والدین ایرانی را هم لطف و بذل توجهشان تلقی کنیم.

 

aaaa

سارا اوباما دختر رئیس‌جمهور پیشین آمریکا در رستوران غذای دریایی، ایالت ماساچوست

 

باتوجه به نکات ذکر شده، موارد زیر را می‌تواناز اصلی‌ترین مشکلات در حوزۀ رشد سواد مالی و تربیت اقتصادی کشور دانست:

۱- فقدان نظام آموزشی رسمی و استاندارهای محتوایی مرتبط با آن؛

۲- کمبود میزان آموزش‌های غیررسمی در قالب‌های گوناگون همچون کتاب، فیلم و پویانمایی و…؛

۳- ناتوانی خانواده در ارائۀ آموزش‌های صحیح و عملی سواد مالی و تربیت اقتصادی؛

۴- معرفی نشدن افرادی مناسب برای الگوگیری در بُعد اقتصادی زندگی.

 

۱- در کشورهایی چون آمریکا، آلمان، ژاپن و کره جنوبی و… سال‌هاست مفاهیم اقتصادی چون کمیابی، هزینۀ فرصت، عرضه و تقاضا، بهره‌وری، کارآفرینی، تورم و… را در قالب استاندارهایی تدوین کرده‌اند که آموزش و مرور این مفاهیم از پیش‌دبستانی تا دانشگاه ادامه می‌یابد. درحالی‌که در نظام آموزشی کشور ما، هنوز استانداردی متناسب با فرهنگ، جغرافیا و دینمان تعریف ‌نشده است. لذا علاوه‌بر عقلانی بودن ضرورت آموزش مفاهیم اقتصادی ازلحاظ شرعی نیز به سبب مفاهیم و احکام اقتصادی فراوان در دین اسلام همچون خمس، زکات و… باید توجه مضاعفی به تربیت اقتصادی  مسلمانان بشود.

 

۲- در نظام آموزشی غیررسمی به‌تازگی فعالیت‌هایی شروع‌شده است، هرچند همۀ این فعالیت‌ها ۱۰ درصد از نیاز کشور را هم کفاف نمی‌دهد. این مؤسسه‌ها سعی کرده‌اند مفاهیم اقتصادی را در قالب‌های گوناگونی مثل کتاب، داستان، پویانمایی، کارتون، کلیپ، بازی و… منتشر کنند؛ به‌گونه‌ای که مخاطبشان بتواند این مفاهیم را به‌آسانی و سادگی بفهمد. والدین می‌توانند با جست‌وجو در کتاب‌فروشی، اینترنت و شبکه‌های مجازی مفاهیم اقتصادی مرتبط را یاد بگیرند و به فرزندشان نیز آموزش دهند.

 

۳- متأسفانه ازنظر فرهنگی و تاریخی شاهد رویکرد بدی نسبت‌به ثروت و کارآفرینی در جامعه هستیم. به‌گونه‌ای که با قرار دادن افراد در دوراهی ثروت و علم، ثروتمند بودن به ضد ارزش تبدیل می‌شود؛ لذا ابتدا والدین باید متوجه شوند که هر انسانی علاوه‌بر یادگیری دانش باید یک‌سری از مهارت‌ها را نیز در زندگی‌ فراگیرد. یکی از مهم‌ترین و مؤثرترین مهارت‌ها در زندگی افراد، سواد مالی است. سواد مالی تأثیرگذاری فراوانی در رقم زدنِ زندگیِ حال و آیندۀ افراد دارد. پدر و مادر باید با واگذاری امور اقتصادی به فرزندانشان، آن‌ها را با مصادیقی چون خرید، رصد قیمت‌ها و پس‌انداز و… به یادگیری عملی سواد مالی ترغیب کنند.

 

۴- فرزندان ما باید ضمن شناخت صحیح الگوهای بزرگ اقتصادی پیشینیان، الگویی عینی، قابل لمس و در دسترس در بُعد اقتصادی هم داشته باشند. در این میان معرفی ناقص زندگی یک فرد در بُعد اقتصادی به‌عنوان الگوی افراد جامعه می‌تواند تأثیر بدی در فهم افراد داشته باشد. برای نمونه در سیرۀ اقتصادی ائمه همچون حضرت علی (ع) تنها به ذکر سادگی زندگی‌شان اکتفا می‌شود و هیچ اشاره‌ای به تلاش و ثروت‌آفرینی ایشان نمی‌شود؛ درحالی‌که ایشان یکی از ثروتمندترین افراد زمان خودشان بوده‌اند. این روایت ناقص در سیرۀ ائمه دیگر مثل حضرت امام صادق (ع) و امام رضا (ع) نیز مشهودتر است. البته در زمان معاصر نیز الگوهای خوبی معرفی نکرده‌ایم، با افتخار سخن از جابز یا بیل گیتس می‌گوییم درحالی‌که در میان هر خانواده می‌تواند یک کارآفرین و ثروت‌آفرین باشد که به سبب عینی بودن و قرابت بیشتر با فرهنگ جامعه الگویی مناسب‌تر است.

 

نویسنده: حمیدرضا ارفع

ماهنامه معیشت، شماره ۳۶، مهر ۹۶

کتابهای منتشره

اصل بعیدبودن: چرا هم‌رخدادی‌ها و رویدادهای معجزه‌آسا و نادر همه‌روزه رخ می‌دهند

این کتابی‌ست درباره‌ی رویدادهای خارق‌العاده‌ی نامحتمل و ‏بعید؛ درباره‌ی این‌که چرا چیزهایی بسیار بعید رخ می‌دهند. و ناگفته نماند، درباره‌ی ‏این‌که چرا پشت سر هم رخ می‌دهند و رخ می‌دهند، و باز هم رخ می‌دهند. ‏ در نگاه نخست،...[]