بسم الله الرحمن الرحیم

دسته بندی : برنامه ریزی شغلی

۰۷ شهریور ۱۳۹۶

site (17)

مطابق آمارها تنها ۷٫۵ درصد از افراد شاغل آمریکایی از کار روزانه خود رضایت دارند. این رقم که در سایر کشورها نیز در بازه مشابهی قرار دارد، همزمان حیرت‌آور و نگران‌کننده است. چراکه رضایت شغلی و شادمانی ناشی از کار نه تنها به لحاظ فردی اهمیت بسیاری دارد بلکه در بهره‌وری سازمان‌ها نیز مؤثر است. از این رو در هر دو سطح فردی و کلان باید در پی یافتن راه‌کارهایی برآمد تا شادمانی افراد و رضایت شغلی آن ها بیشتر شود و از این طریق فرد و جامعه در شرایط مطلوب‌‌تری قرار گیرند.

تاریخچه توجه به مسأله رضایت شغلی را می‌توان تا سال‌های ابتدایی قرن بیستم دنبال کرد. در این دوران، با افزایش بی‌سابقه تولید و کارِ بیشتر کارگران، احتمال خطا و خستگی در آن ها بالاتر رفت. به همین دلیل، مدیران به دنبال روش‌هایی بودند که با ارتقای روحیه و رضایت کارکنان، از احتمال خطاها کاسته و کیفیت محصولات را بالاتر ببرند. آن ها می‌دانستند که کارگران شادمان‌تر دقت بیشتری دارند، محصول باکیفیت‌تری تولید می‌کنند و احتمال فرسودگی جسمی و روانی آن ها کمتر است.

بر این اساس، رضایت شغلی و شادمانی در محیط کار به یکی از مسائل اصلی در حوزه روانشناسی صنعتی و مدیریت تبدیل شد. البته متخصصان رفته‌رفته دریافتند که هیچ فرمول واحدی برای رضایت شغلی وجود ندارد، زیرا هر یک از افراد اولویت‌های خاص خود را دارا است و نمی‌توان تمام انسان‌ها را در قالبی واحد جای داد. با این حال، سال‌ها پژوهش در زمینه رضایت شغلی برخی کیفیات و ویژگی‌ها را آشکار ساخته‌اند که برخورداری فرد از آن ها به بهبود رضایت شغلی و شادمانی کاری او می‌انجامد. عوامل زیر از جمله مهمترین ویژگی‌های مؤثر در شادمانی و رضایت شغلی هستند:

 

۱- اشتیاق

کارکنانی که به صورت فعال با کار خود در ارتباط هستند، برای انجام امور اشتیاق بیشتری دارند و نوعی سرمایه‌گذاری فردی (مالی یا غیرمالی) را در کار خود انجام داده‌اند. این کارمندان محصولات بسیار بهتری تولید می‌کنند و رضایت بالاتری را در فرآیند انجام امور تجربه می‌نمایند. البته ارزیابی دقیق و عادلانه کیفیت کار، برنامه‌های تشویقی، مشارکت افراد در سودِ کسب و کار و حمایت‌های آموزشی و اجتماعی نیز می‌توانند به افزایش سطح اشتیاق فرد برای انجام کار بینجامد.

 

۲- رویارویی با چالشها

بر اساس مطالعات، بالاترین سطح انگیزش زمانی در افراد ایجاد می‌شود که آن ها را در برابر موقعیت‌های دشوار (البته نه غیرممکن) قرار دهیم. مواجهه با چالش‌های جدی، اگر به درستی مدیریت شود، می‌تواند تمایل کارکنان را به کار سخت افزایش دهد، چراکه پس از گذشت مدتی، مساله سازمان به چالشی شخصی برای آن ها تبدیل خواهد شد. طبیعی است که احساس مشارکت در رقابتی دشوار، به مانند تمامی مسابقات، لذت‌بخش است و می‌تواند روحیه افراد را بهبود دهد. البته این چالش‌ها نباید از آستانه تحمل و توانایی‌های فرد فراتر رود، چراکه در این صورت نتیجه‌ای معکوس به دست خواهد آمد و اشتیاق کاری کمتر می‌شود.

 

۳- اعتماد مدیران

مدیریت نامناسب و تلاش مدیران برای دخالت در تمامی امور، فضای اندکی را برای خلاقیت و مداخله کارکنان باقی می‌گذارد. این امر بیش از هر چیز ناشی از صلاحیت ناکافی مدیر و عدم توانایی او در مدیریت روانی خود است. این رویه در نهایت به کاهش روحیه کار، رفاه و انگیزش کارکنان خواهد انجامید. افراد در هر زیرمجموعه سازمانی، انسان هستند و نمی توان از آن ها انتظار داشت مانند ماشین‌ها کاری ثابت را که از آن ها خواسته شده انجام دهند. بدین ترتیب، مدیریت منابع انسانی با کنترل فرآیندهای صنعتی تفاوت دارد و بی‌توجه مدیران به این مسأله، دشواری‌هایی جدی را در هر دو سطح فردی و سازمانی ایجاد خواهد کرد.

 

۴- انعطافپذیری

زمان‌بندی انجام کارها نیز از جمله بخش‌های تاثیرگذار روی کیفیت کاری و شادمانی شغلی افراد است. اگر برنامه‌های کاری بیش از اندازه سخت‌گیرانه باشند، کارکنان رفته‌رفته دچار فرسودگی می‌شوند و نمی‌توانند به لحاظ روانی با موقعیت تطبیق یابند. به علاوه سخت‌گیری برنامه‌ای ممکن است افراد را وادار کند برای انجام صحیح امور مطابق زمان تعیین شده از وقت استراحت و بودن با خانواده بکاهند؛ امری که تاثیر بسیار جدی بر شادمانی و رضایت شغلی آن ها خواهد داشت. بنابراین در برنامه‌ریزی و زمان‌بندی امور، باید به روحیه کاری افراد و فضای استراحت آنها نیز توجه کافی صورت گیرد.

 

۵- ورزش

اهمیت فعالیت ‌بدنی و ورزش در طول زمان کاری از سال‌ها پیش مورد توجه متخصصان قرار گرفته است. آمارها نشان می‌دهند کارمندانی که روز کاری خود را با فعالیت بدنی آغاز می‌کنند کارایی و انرژی بسیار بیشتری نسبت به سایرین دارند.    به علاوه فعالیت بدنی و نرمش در میان زمان کار نیز با ارتقای سلامتی افراد و جدا کردن آن ها از فشار کاری، انرژی و روحیه را بالاتر برده و به شادمانی بیشتر می‌انجامد.

 

۶- سفر

البته این مساله بیشتر از آن که به مدیریت مجموعه مرتبط باشد، امری شخصی به نظر می‌رسد. اما در واقع چنین نیست. مدیران باید برای بهبود کیفیت زندگی و روحیه کاریِ افراد سازمان خود برنامه‌ریزی نمایند. یکی از مهمترین بخش‌های چنین برنامه‌ای بدون شک سفر کردن است. خارج از شدن از فضای همیشگی و تکراری به کارکنان اجازه خواهد داد فشارها را فراموش کنند و در بازگشت، با انرژی بسیار بیشتری به کار مشغول شوند. مدیران برای کمک به کارکنان می‌توانند کمک‌ هزینه‌هایی را برای سفــر کردن    آن ها در نظر بگیرند و یا از طریق برنامه‌های کاری، شرکت در سمینارها و یا تفریحات دسته‌جمعی روحیه کارکنان را ارتقا بخشند.

 

۷- سکوت

یکی از عوامل تأثیرگذار بر کیفیت کاری و روحیه شغلی افراد که عموما مورد بی‌توجهی قرار می‌گیرد، سر و صدای محیطی است. فردی که در محلی شلوغ کار می‌کند نسبت به افراد شاغل در محیط‌های آرام تنش‌های روانی بیشتری را تجربه می‌کند و به همین دلیل از روحیه پایین‌تری برخوردار است. این سروصداهای محیطی ممکن است شامل موسیقی، حرف زدن با مشتری، صدای چاپگرها یا صفحه کلید و دیگر موارد باشد که می‌توان به سادگی آن ها را کنترل کرد. در خصوص کارگاه‌ها و مکان‌هایی که صدای زیاد مشخصه آن ها است، مدیران باید برای حفاظت از روحیه پرسنل خود علاوه بر تمهیداتی چون ابزارهای پوشیدنی که مانع شنیدن سر و صدا می‌شوند، روش‌های تشویقی بیشتری را برای بهبود روحیه کاری افراد مورد استفاده قرار دهند.

 

۸- دما

گرم یا سرد بودن محیط نیز بر روحیه و کیفیت کاری تاثیر قابل توجهی دارد. به طور مثال، مطالعات نشان داده‌اند که گرمای بیش از حد باعث افزایش تنش و ایجاد احساس ناخوشایند در افراد می‌شود. در مقابل سرمای محیطی حس بی‌اعتمادی را در افراد تقویت می‌کند. لذا برای حفظ کیفیت و شادمانی شغلی توجه به دمای مناسب و مطبوع محیط اهمیت زیادی دارد.

 

۹- میز و صندلی مناسب

در کنار سر و صدا و دما، ابزارهای مورد استفاده کارکنان نیز در شکل‌گیری احساسات آن ها موثر است. به طور مثال، نامناسب بودن میز یا صندلی فرد، احساس ناخوشایندی را به صورت دائمی ایجاد می‌کند. ممکن است این احساس در ابتدا ناخودآگاه باشد اما با گذشت روزها و ماه‌ها تبدیل به امری جدی شده و به صورت‌های متفاوتی بروز می‌یابد. به علاوه میز و صندلی فرد (در محیط‌های دفتری) مستقیما جسم او را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد و از این جهت، بی‌کیفیتی آن ها منجر به کاهش انرژی، دردهای جسمانی و نارضایتی شغلی خواهد شد.

 

۱۰- ارتباط چشمی

یکی از روش‌هایی که در سال‌های اخیر مورد توجه طراحان دفاتر قرار گرفته، استفاده از اتاقک‌های محدود با پوشش شیشه‌ای یا فلزی است که کارکنان در آن ها بدون ارتباط با دیگران به کار مشغول می‌شوند. اما اگر مدیری به دنبال ارتقای روحیه کاری سازمان و افزایش کیفیت است، این روش انتخابی بسیار نامناسب محسوب می‌شود. بخشی از احساسات مثبت انسان‌ها در اثر ارتباط مستقیم چشمی ایجاد می‌شود. از این رو برای شادمان‌تر ساختن کارکنان باید راهی برای ارتباط مستقیم و دیداری آن ها با یکدیگر یافت.

 

ماهنامه معیشت، شماره ۱۲، شهریور ۹۴

 

مطابق آمارها تنها 7.5 درصد از افراد شاغل آمریکایی از کار روزانه خود رضایت دارند. این رقم که در سایر کشورها نیز در بازه مشابهی قرار دارد، همزمان حیرت‌آور و نگران‌کننده است. چراکه رضایت شغلی و شادمانی ناشی از کار نه تنها به لحاظ فردی اهمیت بسیاری دارد بلکه در بهره‌وری سازمان‌ها نیز مؤثر است. از این رو در هر ...

مطابق آمارها تنها ۷٫۵ درصد از افراد شاغل آمریکایی از کار روزانه خود رضایت دارند. این رقم که در سایر کشورها نیز در بازه مشابهی قرار دارد، همزمان حیرت‌آور و نگران‌کننده است. چراکه رضایت شغلی و شادمانی ناشی از کار نه تنها به لحاظ فردی اهمیت بسیاری دارد بلکه در بهره‌وری سازمان‌ها نیز مؤثر است. از این رو در هر دو سطح فردی و کلان باید در پی یافتن راه‌کارهایی برآمد تا شادمانی افراد و رضایت شغلی آن ها بیشتر شود و از این طریق فرد و جامعه در شرایط مطلوب‌‌تری قرار گیرند.

تاریخچه توجه به مسأله رضایت شغلی را می‌توان تا سال‌های ابتدایی قرن بیستم دنبال کرد. در این دوران، با افزایش بی‌سابقه تولید و کارِ بیشتر کارگران، احتمال خطا و خستگی در آن ها بالاتر رفت. به همین دلیل، مدیران به دنبال روش‌هایی بودند که با ارتقای روحیه و رضایت کارکنان، از احتمال خطاها کاسته و کیفیت محصولات را بالاتر ببرند. آن ها می‌دانستند که کارگران شادمان‌تر دقت بیشتری دارند، محصول باکیفیت‌تری تولید می‌کنند و احتمال فرسودگی جسمی و روانی آن ها کمتر است.

بر این اساس، رضایت شغلی و شادمانی در محیط کار به یکی از مسائل اصلی در حوزه روانشناسی صنعتی و مدیریت تبدیل شد. البته متخصصان رفته‌رفته دریافتند که هیچ فرمول واحدی برای رضایت شغلی وجود ندارد، زیرا هر یک از افراد اولویت‌های خاص خود را دارا است و نمی‌توان تمام انسان‌ها را در قالبی واحد جای داد. با این حال، سال‌ها پژوهش در زمینه رضایت شغلی برخی کیفیات و ویژگی‌ها را آشکار ساخته‌اند که برخورداری فرد از آن ها به بهبود رضایت شغلی و شادمانی کاری او می‌انجامد. عوامل زیر از جمله مهمترین ویژگی‌های مؤثر در شادمانی و رضایت شغلی هستند:

 

۱- اشتیاق

کارکنانی که به صورت فعال با کار خود در ارتباط هستند، برای انجام امور اشتیاق بیشتری دارند و نوعی سرمایه‌گذاری فردی (مالی یا غیرمالی) را در کار خود انجام داده‌اند. این کارمندان محصولات بسیار بهتری تولید می‌کنند و رضایت بالاتری را در فرآیند انجام امور تجربه می‌نمایند. البته ارزیابی دقیق و عادلانه کیفیت کار، برنامه‌های تشویقی، مشارکت افراد در سودِ کسب و کار و حمایت‌های آموزشی و اجتماعی نیز می‌توانند به افزایش سطح اشتیاق فرد برای انجام کار بینجامد.

 

۲- رویارویی با چالشها

بر اساس مطالعات، بالاترین سطح انگیزش زمانی در افراد ایجاد می‌شود که آن ها را در برابر موقعیت‌های دشوار (البته نه غیرممکن) قرار دهیم. مواجهه با چالش‌های جدی، اگر به درستی مدیریت شود، می‌تواند تمایل کارکنان را به کار سخت افزایش دهد، چراکه پس از گذشت مدتی، مساله سازمان به چالشی شخصی برای آن ها تبدیل خواهد شد. طبیعی است که احساس مشارکت در رقابتی دشوار، به مانند تمامی مسابقات، لذت‌بخش است و می‌تواند روحیه افراد را بهبود دهد. البته این چالش‌ها نباید از آستانه تحمل و توانایی‌های فرد فراتر رود، چراکه در این صورت نتیجه‌ای معکوس به دست خواهد آمد و اشتیاق کاری کمتر می‌شود.

 

۳- اعتماد مدیران

مدیریت نامناسب و تلاش مدیران برای دخالت در تمامی امور، فضای اندکی را برای خلاقیت و مداخله کارکنان باقی می‌گذارد. این امر بیش از هر چیز ناشی از صلاحیت ناکافی مدیر و عدم توانایی او در مدیریت روانی خود است. این رویه در نهایت به کاهش روحیه کار، رفاه و انگیزش کارکنان خواهد انجامید. افراد در هر زیرمجموعه سازمانی، انسان هستند و نمی توان از آن ها انتظار داشت مانند ماشین‌ها کاری ثابت را که از آن ها خواسته شده انجام دهند. بدین ترتیب، مدیریت منابع انسانی با کنترل فرآیندهای صنعتی تفاوت دارد و بی‌توجه مدیران به این مسأله، دشواری‌هایی جدی را در هر دو سطح فردی و سازمانی ایجاد خواهد کرد.

 

۴- انعطافپذیری

زمان‌بندی انجام کارها نیز از جمله بخش‌های تاثیرگذار روی کیفیت کاری و شادمانی شغلی افراد است. اگر برنامه‌های کاری بیش از اندازه سخت‌گیرانه باشند، کارکنان رفته‌رفته دچار فرسودگی می‌شوند و نمی‌توانند به لحاظ روانی با موقعیت تطبیق یابند. به علاوه سخت‌گیری برنامه‌ای ممکن است افراد را وادار کند برای انجام صحیح امور مطابق زمان تعیین شده از وقت استراحت و بودن با خانواده بکاهند؛ امری که تاثیر بسیار جدی بر شادمانی و رضایت شغلی آن ها خواهد داشت. بنابراین در برنامه‌ریزی و زمان‌بندی امور، باید به روحیه کاری افراد و فضای استراحت آنها نیز توجه کافی صورت گیرد.

 

۵- ورزش

اهمیت فعالیت ‌بدنی و ورزش در طول زمان کاری از سال‌ها پیش مورد توجه متخصصان قرار گرفته است. آمارها نشان می‌دهند کارمندانی که روز کاری خود را با فعالیت بدنی آغاز می‌کنند کارایی و انرژی بسیار بیشتری نسبت به سایرین دارند.    به علاوه فعالیت بدنی و نرمش در میان زمان کار نیز با ارتقای سلامتی افراد و جدا کردن آن ها از فشار کاری، انرژی و روحیه را بالاتر برده و به شادمانی بیشتر می‌انجامد.

 

۶- سفر

البته این مساله بیشتر از آن که به مدیریت مجموعه مرتبط باشد، امری شخصی به نظر می‌رسد. اما در واقع چنین نیست. مدیران باید برای بهبود کیفیت زندگی و روحیه کاریِ افراد سازمان خود برنامه‌ریزی نمایند. یکی از مهمترین بخش‌های چنین برنامه‌ای بدون شک سفر کردن است. خارج از شدن از فضای همیشگی و تکراری به کارکنان اجازه خواهد داد فشارها را فراموش کنند و در بازگشت، با انرژی بسیار بیشتری به کار مشغول شوند. مدیران برای کمک به کارکنان می‌توانند کمک‌ هزینه‌هایی را برای سفــر کردن    آن ها در نظر بگیرند و یا از طریق برنامه‌های کاری، شرکت در سمینارها و یا تفریحات دسته‌جمعی روحیه کارکنان را ارتقا بخشند.

 

۷- سکوت

یکی از عوامل تأثیرگذار بر کیفیت کاری و روحیه شغلی افراد که عموما مورد بی‌توجهی قرار می‌گیرد، سر و صدای محیطی است. فردی که در محلی شلوغ کار می‌کند نسبت به افراد شاغل در محیط‌های آرام تنش‌های روانی بیشتری را تجربه می‌کند و به همین دلیل از روحیه پایین‌تری برخوردار است. این سروصداهای محیطی ممکن است شامل موسیقی، حرف زدن با مشتری، صدای چاپگرها یا صفحه کلید و دیگر موارد باشد که می‌توان به سادگی آن ها را کنترل کرد. در خصوص کارگاه‌ها و مکان‌هایی که صدای زیاد مشخصه آن ها است، مدیران باید برای حفاظت از روحیه پرسنل خود علاوه بر تمهیداتی چون ابزارهای پوشیدنی که مانع شنیدن سر و صدا می‌شوند، روش‌های تشویقی بیشتری را برای بهبود روحیه کاری افراد مورد استفاده قرار دهند.

 

۸- دما

گرم یا سرد بودن محیط نیز بر روحیه و کیفیت کاری تاثیر قابل توجهی دارد. به طور مثال، مطالعات نشان داده‌اند که گرمای بیش از حد باعث افزایش تنش و ایجاد احساس ناخوشایند در افراد می‌شود. در مقابل سرمای محیطی حس بی‌اعتمادی را در افراد تقویت می‌کند. لذا برای حفظ کیفیت و شادمانی شغلی توجه به دمای مناسب و مطبوع محیط اهمیت زیادی دارد.

 

۹- میز و صندلی مناسب

در کنار سر و صدا و دما، ابزارهای مورد استفاده کارکنان نیز در شکل‌گیری احساسات آن ها موثر است. به طور مثال، نامناسب بودن میز یا صندلی فرد، احساس ناخوشایندی را به صورت دائمی ایجاد می‌کند. ممکن است این احساس در ابتدا ناخودآگاه باشد اما با گذشت روزها و ماه‌ها تبدیل به امری جدی شده و به صورت‌های متفاوتی بروز می‌یابد. به علاوه میز و صندلی فرد (در محیط‌های دفتری) مستقیما جسم او را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد و از این جهت، بی‌کیفیتی آن ها منجر به کاهش انرژی، دردهای جسمانی و نارضایتی شغلی خواهد شد.

 

۱۰- ارتباط چشمی

یکی از روش‌هایی که در سال‌های اخیر مورد توجه طراحان دفاتر قرار گرفته، استفاده از اتاقک‌های محدود با پوشش شیشه‌ای یا فلزی است که کارکنان در آن ها بدون ارتباط با دیگران به کار مشغول می‌شوند. اما اگر مدیری به دنبال ارتقای روحیه کاری سازمان و افزایش کیفیت است، این روش انتخابی بسیار نامناسب محسوب می‌شود. بخشی از احساسات مثبت انسان‌ها در اثر ارتباط مستقیم چشمی ایجاد می‌شود. از این رو برای شادمان‌تر ساختن کارکنان باید راهی برای ارتباط مستقیم و دیداری آن ها با یکدیگر یافت.

 

ماهنامه معیشت، شماره ۱۲، شهریور ۹۴

 

کتابهای منتشره

اصل بعیدبودن: چرا هم‌رخدادی‌ها و رویدادهای معجزه‌آسا و نادر همه‌روزه رخ می‌دهند

این کتابی‌ست درباره‌ی رویدادهای خارق‌العاده‌ی نامحتمل و ‏بعید؛ درباره‌ی این‌که چرا چیزهایی بسیار بعید رخ می‌دهند. و ناگفته نماند، درباره‌ی ‏این‌که چرا پشت سر هم رخ می‌دهند و رخ می‌دهند، و باز هم رخ می‌دهند. ‏ در نگاه نخست،...[]