بسم الله الرحمن الرحیم

دسته بندی : داستان جلد

۱۳ شهریور ۱۳۹۶

1

اغلب کتابها، مقالات و روش‌های پیشنهادی برای دستیابی به موفقیت، چارچوبیساده را به شما پیشنهاد می‌کنند که می‌توانید با استفاده از آن مسیر خود را برای ارتقای سطح موفقیت مادی و مالی هموار نمایید. این چارچوب ساده، علی‌رغم تمام نکات و پیشنهاداتی که در خصوص آن مطرح می‌شود از چهار بخش اصلی زیر تشکیل شده است:

۱- خود را از بدهی خلاص کنید

۲- راه‌هایی برای افزایش درآمد بیابید

۳- کمتر از درآمد خود خرج کنید

۴- روش‌های تازه‌ای را برای سرمایه‌گذاری مورد استفاده قرار دهید.

 

این چارچوب آسان برای کاربرد بهینه به ملاحظات دقیقی درباره دوره‌های صعود و نزول و آگاهی از چرخه‌های اقتصادی نیاز دارد. در واقع با آنکه بسیاری از افراد تمام یا بخشی از این روش چهاربخشی را به کار می‌گیرند، با این حال ناآگاهی نسبت به افت و خیزهای اقتصادی باعث ضرر کردن آنها می‌شود. در مقابل، اگر با نگاه به چرخه‌های اقتصادی و آگاهی از چند و چون آنها اقدام کنید، موقعیتها و فرصت‌های جدیدی پیش روی شما قرار می‌گیرد که استفاده از این ساختار پیشنهادی را سودآورتر می‌سازد.

پیش از هر چیز اجازه دهید اصول چرخه‌های اقتصادی را در سطح کلان مورد بررسی قرار دهیم و سپس با ارائه تمثیلی طبیعی فهم و کاربرد آن را برای شما آسان‌تر سازیم.

 

ارزیابی اقتصاد کلان

اقتصاد شامل مجموعه تمام مبادلات و تراکنش‌هایی است که در آنها افراد به معامله و انتقال پول میان یکدیگر می‌پردازند. بر این اساس، هدیه یا پول توجیبی اندکی که یک پدر به فرزند خود می‌دهد به مانند گردش مالی بزرگترین شرکت‌های تجاری بخشی از اقتصاد محسوب می‌شود. البته بررسی دقیق میلیون‌ها تراکنشی که در طول هر روز توسط ساکنان یک کشور انجام می‌شود بسیار دشوار است، اما دولت‌ها با استفاده از امکانات و ابزارهای مالی که در اختیار دارند، مجموع این داد و ستدها را اندازه‌گیری کرده و در قالب گزارشاتی چون تولید ناخالص داخلی یا GDP آنها را منتشر می‌کنند. اگر دولت در دو دوره سه ماهه متوالی با افت نرخ GDP مواجه باشد، این به معنای آغاز دوران رکود است که در طی گزارشاتی به مردم اطلاع داده می‌شود.

با این حال ارتباط برقرار کردن با شاخصی انتزاعی مانند نرخ تولید ناخالص چندان آسان نیست.از این رو می‌توان از شاخص‌های دیگری مانند نرخ بیکاری استفاده کرد که به دلیل ارتباط مستقیم با اشتغال و درآمدزایی مردم با سادگی بیشتری قابل لمس هستند. زمانی که شمار زیادی از مردم مشغول به کار و کسب درآمد باشند، می‌توان شرایط اقتصادی را خوب ارزیابی کرد و در مقابل اگر نرخ بیکاری بالا باشد، به احتمال زیاد بحرانی اقتصادی درکار است. نکته جالب توجه آنجاست که بیشتر این شاخص‌های اقتصادی با یکدیگر هماهنگ هستند و چرخه‌های حاکم بر نرخ بیکاری به صورتی همزمان با دوران نزول یا صعود تولید ناخالص داخلی ظاهر می‌شوند.

در این میان، مهمترین نکته در فهم چرخه‌های تجاری آن است که اقتصاد نه به صورت خطی که به صورت ترکیبی از دوره‌های اوج و نزول عمل می‌کند. می‌توان این چرخه‌ها را در انواع گوناگون بلند مدت، میان مدت و کوتاه مدت مشاهده کرد و تاثیرات آنها در زندگی مالی هر یک از ما کاملا جدی و سرنوشت‌ساز است. به علاوه بر اساس نمودارهایی که متخصصان از چرخه‌های کسب و کار ترسیم می‌کنند و با یاری از روش‌های تحلیلی (که البته تخصص ویژه خود را طلب می‌کنند) می‌توان دوره‌های افت و صعود بعدی را نیز شناسایی کرد و به این طریق چشم‌انداز آتی چرخه‌ها را برای کمک به تصمیم‌گیری در اختیار مردم قرار داد. البته باید به این نکته توجه داشته باشید که پیش‌بینی اقتصادی به معنای پیش‌گویی قطعی آینده نیست، بلکه صرفا از احتمال بیشتر یا کمتر برای وقوع حالتی خاص سخن می‌‌گوید.

 

چگونه از چرخه‌ها استفاده کنیم؟

اما در اینجا هدف ما آن نیست که بیش از اندازه به مباحث تخصصی مرتبط با چرخه‌ها بپردازیم، چراکه این نکات بیشتر مناسب مباحث دقیق دانشگاهی است و نمی‌توان از آنها نحوه تصمیم‌گیری آینده را به سادگی دریافت و به صورت ابزاری کارآمد در اختیار همگان قرار داد. از این رو برای آسان‌تر شدن فهم کارکرد چرخه‌ها و کاربرد آنها در زندگی، باید نمودار چرخه‌ها را به صورتی همه‌فهم و قابل استفاده تفسیر کنیم. برای این هدف عموما از تمثیلی طبیعی بهره گرفته می‌شود که در آن،دوران میان دو دوره رکود یا اوج را یک چرخه می‌نامند و آن را به مانند یک سال طبیعی با چهار مقطع مجزا شناسایی می‌کنند. این مقاطع برای آسانی فهم با نام‌های فصول چهارگانه طبیعت نام‌گذاری می‌شود:

۱- بهار که دوران آغاز احیای اقتصاد است،

۲- تابستان که دوران رشد است،

۳- پاییز که دوران برداشت محصول است،

۴- زمستان که دوران رکود است.

این نام‌ها به خوبی توسط همه افراد قابل فهم هستند و درکی شهودی را در خصوص چند و چون حرکت اقتصاد در اختیار ما قرار می‌دهند. این درک شهودی به این سبب میسر می‌شود که هر یک از ما در طول زندگی خود با چرخه‌های طبیعی آشنا هستیم و به صورت مستقیم تاثیرات ناشی از فصول بهار، تابستان، پاییز و زمستان را درک می‌کنیم. از این رو زمانی که یک چرخه اقتصادی با این تمثیل معرفی می‌شود، فهم آن برای تمام افراد با هر سطحی از دانش اقتصادی امکان‌پذیر خواهد شد. در واقع، فعالیت اقتصادی هر یک از ما همچون کشاورزانی است که در فصول چهارگانه به فعالیت می‌پردازند و برای دستیابی به بهترین نتیجه باید مناسب‌ترین زمان را برای فعالیت خود انتخاب کنند.

البته پیش از کاربرد دقیق این روش، باید به چند مساله حیاتی توجه کنید:

طول زمان هر فصل : هر یک از فصول در طبیعت دقیقا سه ماه به طول می‌انجامد، در حالی که در حوزه اقتصاد، این فصول ممکن است ماه‌ها یا حتی سالها به طول انجامند. در حقیقت، فصول چرخه اقتصادی به مانند فصول طبیعت با یکدیگر برابر نیستند و ممکن است رکودی طولانی‌تر و یا بهاری کوتاه‌تر را تجربه کنیم.

ابهام در زمان‌بندی چرخه‌ها: چرخه‌های طبیعی به دقت قابل تعیین نیستند. به این معنا که نمی‌توان به طور دقیق مشخص کرد که بهار در چه روز و ساعتی آغاز می‌شود و یا پاییز چه زمانی به پایان می‌رسد. البته ما برای سادگی انجام کارها، قراردادهایی را در این زمینه مورد استفاده قرار می‌دهیم؛ اما واقعیت آن است که روز ۲۹ اسفند به لحاظ طبیعی تفاوت چندانی با اول فروردین ندارد و تنها قرارداد تقویمی است که این تفاوت را میان آنها ایجاد می‌کند. چرخه‌های اقتصادی نیز از این لحاظ مشابه با چرخه‌های طبیعی هستند و حرکت از یک فصل به فصلی دیگر اغلب به صورت فازی و تدریجی انجام می‌پذیرد. هرچند با نگاه به گذشته همواره می‌توانید آنچه پشت سر گذاشته‌اید و تغییرات به وجود آمده را به وضوح مشاهده کنید و در خصوص آینده نیز حدس‌هایی را مطرح نمایید.

ترتیب فصول: شاید مهمترین ویژگی این چرخه‌ها ترتیب آنها باشد. به مانند طبیعت که در آن زمستان همواره پیش از بهار قرار دارد و پاییز پس از سپری شدن تابستان آغاز می‌شود، دوره‌ها و فصول هر چرخه اقتصادی نیز کاملا به ترتیب ظاهر می‌شوند و از این رو ما قادر هستیم با نگاه به شرایط فعلی، فصل و شرایط آینده را پیش‌بینی کنیم. این واقعیت کاملا ساده و قابل فهم به نظر می‌رسد، اما جالب است بدانید که بسیاری از افراد همین واقعیت ساده را مورد بی‌توجهی قرار می‌دهند و از آن آگاهی ندارند. به همین دلیل، افراد ناآگاه در زمان نامناسب و در میانه صعود و اوج بازار، این شرایط را دائمی تلقی می‌کنند و با پذیرش ریسک بالاخود را در معرض آسیب‌های مالی قرار می‌دهند. یا آنکه دوران رکود را ابدی می‌پندارند و امید خود را از دست داده و تسلیم می‌‌شوند؛ غافل از آنکه پس از هر زمستان و رکود، دورانی از نوزایی و رشد قرار خواهد داشت.

 

ماهنامه معشت، شماره ۱۱، مرداد ۹۴

اغلب کتابها، مقالات و روش‌های پیشنهادی برای دستیابی به موفقیت، چارچوبیساده را به شما پیشنهاد می‌کنند که می‌توانید با استفاده از آن مسیر خود را برای ارتقای سطح موفقیت مادی و مالی هموار نمایید. این چارچوب ساده، علی‌رغم تمام نکات و پیشنهاداتی که در خصوص آن مطرح می‌شود از چهار بخش اصلی زیر تشکیل شده است: 1- خود را از بدهی ...

اغلب کتابها، مقالات و روش‌های پیشنهادی برای دستیابی به موفقیت، چارچوبیساده را به شما پیشنهاد می‌کنند که می‌توانید با استفاده از آن مسیر خود را برای ارتقای سطح موفقیت مادی و مالی هموار نمایید. این چارچوب ساده، علی‌رغم تمام نکات و پیشنهاداتی که در خصوص آن مطرح می‌شود از چهار بخش اصلی زیر تشکیل شده است:

۱- خود را از بدهی خلاص کنید

۲- راه‌هایی برای افزایش درآمد بیابید

۳- کمتر از درآمد خود خرج کنید

۴- روش‌های تازه‌ای را برای سرمایه‌گذاری مورد استفاده قرار دهید.

 

این چارچوب آسان برای کاربرد بهینه به ملاحظات دقیقی درباره دوره‌های صعود و نزول و آگاهی از چرخه‌های اقتصادی نیاز دارد. در واقع با آنکه بسیاری از افراد تمام یا بخشی از این روش چهاربخشی را به کار می‌گیرند، با این حال ناآگاهی نسبت به افت و خیزهای اقتصادی باعث ضرر کردن آنها می‌شود. در مقابل، اگر با نگاه به چرخه‌های اقتصادی و آگاهی از چند و چون آنها اقدام کنید، موقعیتها و فرصت‌های جدیدی پیش روی شما قرار می‌گیرد که استفاده از این ساختار پیشنهادی را سودآورتر می‌سازد.

پیش از هر چیز اجازه دهید اصول چرخه‌های اقتصادی را در سطح کلان مورد بررسی قرار دهیم و سپس با ارائه تمثیلی طبیعی فهم و کاربرد آن را برای شما آسان‌تر سازیم.

 

ارزیابی اقتصاد کلان

اقتصاد شامل مجموعه تمام مبادلات و تراکنش‌هایی است که در آنها افراد به معامله و انتقال پول میان یکدیگر می‌پردازند. بر این اساس، هدیه یا پول توجیبی اندکی که یک پدر به فرزند خود می‌دهد به مانند گردش مالی بزرگترین شرکت‌های تجاری بخشی از اقتصاد محسوب می‌شود. البته بررسی دقیق میلیون‌ها تراکنشی که در طول هر روز توسط ساکنان یک کشور انجام می‌شود بسیار دشوار است، اما دولت‌ها با استفاده از امکانات و ابزارهای مالی که در اختیار دارند، مجموع این داد و ستدها را اندازه‌گیری کرده و در قالب گزارشاتی چون تولید ناخالص داخلی یا GDP آنها را منتشر می‌کنند. اگر دولت در دو دوره سه ماهه متوالی با افت نرخ GDP مواجه باشد، این به معنای آغاز دوران رکود است که در طی گزارشاتی به مردم اطلاع داده می‌شود.

با این حال ارتباط برقرار کردن با شاخصی انتزاعی مانند نرخ تولید ناخالص چندان آسان نیست.از این رو می‌توان از شاخص‌های دیگری مانند نرخ بیکاری استفاده کرد که به دلیل ارتباط مستقیم با اشتغال و درآمدزایی مردم با سادگی بیشتری قابل لمس هستند. زمانی که شمار زیادی از مردم مشغول به کار و کسب درآمد باشند، می‌توان شرایط اقتصادی را خوب ارزیابی کرد و در مقابل اگر نرخ بیکاری بالا باشد، به احتمال زیاد بحرانی اقتصادی درکار است. نکته جالب توجه آنجاست که بیشتر این شاخص‌های اقتصادی با یکدیگر هماهنگ هستند و چرخه‌های حاکم بر نرخ بیکاری به صورتی همزمان با دوران نزول یا صعود تولید ناخالص داخلی ظاهر می‌شوند.

در این میان، مهمترین نکته در فهم چرخه‌های تجاری آن است که اقتصاد نه به صورت خطی که به صورت ترکیبی از دوره‌های اوج و نزول عمل می‌کند. می‌توان این چرخه‌ها را در انواع گوناگون بلند مدت، میان مدت و کوتاه مدت مشاهده کرد و تاثیرات آنها در زندگی مالی هر یک از ما کاملا جدی و سرنوشت‌ساز است. به علاوه بر اساس نمودارهایی که متخصصان از چرخه‌های کسب و کار ترسیم می‌کنند و با یاری از روش‌های تحلیلی (که البته تخصص ویژه خود را طلب می‌کنند) می‌توان دوره‌های افت و صعود بعدی را نیز شناسایی کرد و به این طریق چشم‌انداز آتی چرخه‌ها را برای کمک به تصمیم‌گیری در اختیار مردم قرار داد. البته باید به این نکته توجه داشته باشید که پیش‌بینی اقتصادی به معنای پیش‌گویی قطعی آینده نیست، بلکه صرفا از احتمال بیشتر یا کمتر برای وقوع حالتی خاص سخن می‌‌گوید.

 

چگونه از چرخه‌ها استفاده کنیم؟

اما در اینجا هدف ما آن نیست که بیش از اندازه به مباحث تخصصی مرتبط با چرخه‌ها بپردازیم، چراکه این نکات بیشتر مناسب مباحث دقیق دانشگاهی است و نمی‌توان از آنها نحوه تصمیم‌گیری آینده را به سادگی دریافت و به صورت ابزاری کارآمد در اختیار همگان قرار داد. از این رو برای آسان‌تر شدن فهم کارکرد چرخه‌ها و کاربرد آنها در زندگی، باید نمودار چرخه‌ها را به صورتی همه‌فهم و قابل استفاده تفسیر کنیم. برای این هدف عموما از تمثیلی طبیعی بهره گرفته می‌شود که در آن،دوران میان دو دوره رکود یا اوج را یک چرخه می‌نامند و آن را به مانند یک سال طبیعی با چهار مقطع مجزا شناسایی می‌کنند. این مقاطع برای آسانی فهم با نام‌های فصول چهارگانه طبیعت نام‌گذاری می‌شود:

۱- بهار که دوران آغاز احیای اقتصاد است،

۲- تابستان که دوران رشد است،

۳- پاییز که دوران برداشت محصول است،

۴- زمستان که دوران رکود است.

این نام‌ها به خوبی توسط همه افراد قابل فهم هستند و درکی شهودی را در خصوص چند و چون حرکت اقتصاد در اختیار ما قرار می‌دهند. این درک شهودی به این سبب میسر می‌شود که هر یک از ما در طول زندگی خود با چرخه‌های طبیعی آشنا هستیم و به صورت مستقیم تاثیرات ناشی از فصول بهار، تابستان، پاییز و زمستان را درک می‌کنیم. از این رو زمانی که یک چرخه اقتصادی با این تمثیل معرفی می‌شود، فهم آن برای تمام افراد با هر سطحی از دانش اقتصادی امکان‌پذیر خواهد شد. در واقع، فعالیت اقتصادی هر یک از ما همچون کشاورزانی است که در فصول چهارگانه به فعالیت می‌پردازند و برای دستیابی به بهترین نتیجه باید مناسب‌ترین زمان را برای فعالیت خود انتخاب کنند.

البته پیش از کاربرد دقیق این روش، باید به چند مساله حیاتی توجه کنید:

طول زمان هر فصل : هر یک از فصول در طبیعت دقیقا سه ماه به طول می‌انجامد، در حالی که در حوزه اقتصاد، این فصول ممکن است ماه‌ها یا حتی سالها به طول انجامند. در حقیقت، فصول چرخه اقتصادی به مانند فصول طبیعت با یکدیگر برابر نیستند و ممکن است رکودی طولانی‌تر و یا بهاری کوتاه‌تر را تجربه کنیم.

ابهام در زمان‌بندی چرخه‌ها: چرخه‌های طبیعی به دقت قابل تعیین نیستند. به این معنا که نمی‌توان به طور دقیق مشخص کرد که بهار در چه روز و ساعتی آغاز می‌شود و یا پاییز چه زمانی به پایان می‌رسد. البته ما برای سادگی انجام کارها، قراردادهایی را در این زمینه مورد استفاده قرار می‌دهیم؛ اما واقعیت آن است که روز ۲۹ اسفند به لحاظ طبیعی تفاوت چندانی با اول فروردین ندارد و تنها قرارداد تقویمی است که این تفاوت را میان آنها ایجاد می‌کند. چرخه‌های اقتصادی نیز از این لحاظ مشابه با چرخه‌های طبیعی هستند و حرکت از یک فصل به فصلی دیگر اغلب به صورت فازی و تدریجی انجام می‌پذیرد. هرچند با نگاه به گذشته همواره می‌توانید آنچه پشت سر گذاشته‌اید و تغییرات به وجود آمده را به وضوح مشاهده کنید و در خصوص آینده نیز حدس‌هایی را مطرح نمایید.

ترتیب فصول: شاید مهمترین ویژگی این چرخه‌ها ترتیب آنها باشد. به مانند طبیعت که در آن زمستان همواره پیش از بهار قرار دارد و پاییز پس از سپری شدن تابستان آغاز می‌شود، دوره‌ها و فصول هر چرخه اقتصادی نیز کاملا به ترتیب ظاهر می‌شوند و از این رو ما قادر هستیم با نگاه به شرایط فعلی، فصل و شرایط آینده را پیش‌بینی کنیم. این واقعیت کاملا ساده و قابل فهم به نظر می‌رسد، اما جالب است بدانید که بسیاری از افراد همین واقعیت ساده را مورد بی‌توجهی قرار می‌دهند و از آن آگاهی ندارند. به همین دلیل، افراد ناآگاه در زمان نامناسب و در میانه صعود و اوج بازار، این شرایط را دائمی تلقی می‌کنند و با پذیرش ریسک بالاخود را در معرض آسیب‌های مالی قرار می‌دهند. یا آنکه دوران رکود را ابدی می‌پندارند و امید خود را از دست داده و تسلیم می‌‌شوند؛ غافل از آنکه پس از هر زمستان و رکود، دورانی از نوزایی و رشد قرار خواهد داشت.

 

ماهنامه معشت، شماره ۱۱، مرداد ۹۴

کتابهای منتشره

اصل بعیدبودن: چرا هم‌رخدادی‌ها و رویدادهای معجزه‌آسا و نادر همه‌روزه رخ می‌دهند

این کتابی‌ست درباره‌ی رویدادهای خارق‌العاده‌ی نامحتمل و ‏بعید؛ درباره‌ی این‌که چرا چیزهایی بسیار بعید رخ می‌دهند. و ناگفته نماند، درباره‌ی ‏این‌که چرا پشت سر هم رخ می‌دهند و رخ می‌دهند، و باز هم رخ می‌دهند. ‏ در نگاه نخست،...[]