بسم الله الرحمن الرحیم

دسته بندی : تربیت اقتصادی

۲۱ شهریور ۱۳۹۶

photo_2017-09-12_13-05-41

تحقيقات بسياري ثابت کرده‌اند که موفقيت مالي در دوره بزرگسالي، تا حدود زيادي نتيجه شيوه آموزش ما در دوران کودکي است. اما بسياري از والدين از اهميت اين مسأله غافل هستند. آنها تلاش زيادي مي‌کنند تا کودک خود را از انواع آموزش‌ها برخوردار سازند، لوازم مورد نياز او را تهيه کنند و زندگي امن و شادي برايش فراهم کنند. در حالي که تمام اين موارد بدون ارتقاي آگاهي‌هاي مالي کودک و هوشمند ساختن او در خصوص پول فايده چنداني ندارد. در حقيقت، هرچه کودک در زمينه‌هاي متفاوت رشد کرده و مهارت‌هاي متنوعي را کسب نموده باشد، بدون دانش مالي کافي، که از طريق مهارتي کسب شده باشد، قادر نيست زندگي موفقي را در دوران بزرگسالي ايجاد کند. در ادامه به هشت قانون اصلي در تربيت کودکاني هوشمند و آگاه نسبت به پول اشاره شده است. توجه به اين قوانين در پرورش مناسب کودکان نقش بسيار مهمي ايفا مي‌کند.

 

۱- قدرت خود را کنترل کنيد

مطالعات نشان مي‌دهند که والدين بيشترين و عميق‌ترين تأثير را روي کودکان بر جاي مي‌گذارند که اين مسأله در خصوص پول نيز صادق است. در برخي از مطالعات نشان داده است که درصد زيادي از افراد بزرگسال، رويه‌هاي مالي خود را بر اساس فرآيندهايي سامان داده‌اند که از والدين خود به صورت مستقيم و غيرِ مستقيم آموخته‌اند. از اين رو، مهمترين گام در پرورش استعدادهاي پولي کودک کنترل قدرت تأثيرگذاري است. شايد شما از آزاد گذاردن فرزند خود احساس خوبي نداشته باشيد و تصور کنيد که مهارت يا دانش اندک او باعث دردسر خواهد شد. اما بدون آزادي عمل و تجربه مستقيم، کودک شما هيچ مهارتي را کسب نخواهد کرد. نيازي نيست که در اين آموزش‌ها امور پيچيده اقتصادي را آموزش دهيد. صرفاً کودک را آزاد بگذاريد تا در امور روزمره خود تصميم‌گيري نموده و مهارت لازم را کسب کند. به او اجازه دهيد به صورت مستقل از پولي که در اختيار دارد استفاده کند و عواقب تصميمات را به تنهايي متحمل شود.

 

۲- گام‌هاي کوچک او را با پاداش‌هاي بزرگ حمايت کنيد

کودکان توانايي ادراکي محدودتري دارند و بسياري از امور اقتصادي را به درستي نمي‌فهمند. براي آموزش اين نکات بايد از روش‌هاي غيرمستقيم استفاده کنيد. به طور مثال اگر مي‌خواهيد فرآيند وام را به کودک خود آموزش دهيد، بازي‌هايي را طراحي کنيد و يا با قرض دادن مقداري پول و پس گرفتن آن در روزهاي بعدي به او بفهمانيد که ماهيت وام چگونه است. در مورد سرمايه‌گذاري نيز مي‌توانيد به مانند بانک عمل کنيد. مبالغي را از کودک دريافت کرده و پس از مدت مشخصي با ميزان سود به او بازگردانيد. به اين طريق کودک امور اساساً پيچيده مالي را به ساده‌ترين شکل ياد خواهد گرفت. البته در اين مسير پاداش و تشويق را فراموش نکنيد. اين کار باعث تربيت ذهن کودک شده و آموزش‌ها را به بخشي از شخصيت او تبديل مي‌کند.

 

۳- آمـوزش‌ها را با سن کودک هماهنگ کنيد

کودکان در هر سني توانايي‌هاي خاصي در ارتباط با فهم مسائل مالي دارند. به طور مثال، در سنين پيش از مدرسه، کودکان به شيوه مادي و مستقيم مسائل را درک مي‌کنند. فهم آنها از مسائل پولي به اسکناس، سکه و ديگر ابزارهاي قابل مشاهده محدود است و به سختي مي‌توان اموري مانند سرمايه‌گذاري يا بدهي را براي آنها توضيح داد. از اين رو براي آموزش کودکان در اين سنين بايد از روش‌هاي غيرمستقيم مهارتي استفاده کرد، به نحوي که کودک در نهايت با نتيجه مادي مواجه شود. پس از اين دوران، توانايي‌هاي انتزاعي کودک رفته‌رفته افزايش مي‌يابد. اينک او مي‌تواند فرآيند غير قابل مشاهده اقتصادي را نيز تا حدودي درک کند و به همين دليل، آموختن اين گونه مسائل به او آسان‌تر است. البته بديهي است که اگر کودک خود را با آموزش‌هاي غيرمستقيم در سنين پايين‌تر پروش داده باشيد، در اين دوران، درک بهتري از مسائل يافته و پيشرفت سريع‌تري خواهد داشت.

 

۴- اجازه دهيد کودکان مديريت پول را خود بر عهده بگيرند

کودک نيز به مانند تمام انسان‌ها نسبت به مسئوليت مستقيم حساس است. اگر مديريت تمام کارها را به تنهايي بر عهده بگيريد، کودک بي‌توجه به شرايط تا جايي که قادر باشد به خرج کردن پول شما خواهد پرداخت. اما اگر شرايط را به گونه‌اي تنظيم کنيد که او مجبور باشد از پول خودش خرج کند، خواهيد ديد که شرايط به نحو غير قابل تصوري تغيير خواهد کرد. به طور مثال، مي‌توانيد مقرري ماهيانه يا هفتگي خاصي را براي او در نظر بگيريد و آنگاه از کودک بخواهيد که بخش خاصي از هزينه‌هاي خود را با همين مبلغ مديريت کند. احساس مسئوليت ناشي از اين شرايط تازه، توانايي‌هاي غريزي فرزند شما را درباره پول بيدار خواهد کرد. او با تفکر درباره پول، رفته‌رفته مهارت بيشتري مي‌يابد و مي‌تواند اوضاع را تحت کنترل درآورد. در کنار اين روش، مي‌توانيد با پرداخت مبالغ محدودي به عنوان پاداش کمک در امور خانه، ارتباط ميان کار و دستمزد را نيز در ذهن کودک تقويت کنيد. اين روش باعث خواهد شد که کودک درک بهتري از نظام پاداش و حقوق اجتماعي پيدا کند و در آينده رويکرد بهتري نسبت به مسائل کاري داشته باشد. البته توجه داشته باشيد که در کاربرد اين روش زياده‌روي نکنيد. کودک در کنار آشنايي با شيوه کار و دريافت دستمزد، بايد مسئوليت‌پذيري را نيز بياموزد. اينکه برخي از مسئوليت‌ها بر عهده او است و قرار نيست براي انجام هر کاري دستمزدي دريافت کند.

 

۵- مانند کودکان فکر کنيد

برگه موافقت با وام يا کارت اعتباري ممکن است براي شما بسيار جذاب باشد. اما کودکان، به ويژه در سنين پايين، قادر نيستند معناي مستقيم آنها را درک کنند. از اين رو تلاش براي آشنايي کودک با فرآيندهاي پولي از طريق چنين ابزارهايي راه به جايي نخواهد برد. براي موفقيت در اين مسير بايد تفکر بزرگسالي را کنار گذاشته و مانند کودکان فکر کنيد. آنها بيش از هر چيز به دنبال لذت مستقيم هستند، معناي انتزاعي پول را چندان درک نمي‌کنند و مي‌خواهد لوازم و کالاهاي محبوب خود را مستقيماٌ در اختيار داشته باشند. از اين رو بايد بدون تکيه زياد بر روي پول، رفته‌رفته معناي آن را از طريق ارتباط با کالاهاي محبوب کودک برقرار کنيد. اين روش باعث مي‌شود تا بتوانيد کودک خود را در چارچوب ذهني مناسبي تربيت کنيد. چرا که اصرار بر فهماندن مقولات مناسب بزرگسالان هيچ تأثيري بر ارتقاي آگاهي او نسبت به پول نخواهد داشت.

 

۶- با کودک خود ساده و سرراست برخورد کنيد

کودکان نياز دارند تا گاهي اوقات از شما يک نه قاطع بشنوند. البته اين گونه واکنش‌ها براي تأثيرگذاري بهتر بايد با توضيح دلايل مخالفت و در صورت امکان، پيشنهاد يک مورد جايگزين همراه شوند. اگر با تمام خواسته‌هاي کودک موافقت کنيد، تربيت او را در مسير بسيار نادرستي قرار داده‌ايد. از سوي ديگر، پاسخ پرسش‌هاي کودک را نيز تا حد امکان ساده بدهيد. مثلاً اگر فرزندتان از شما مي‌پرسد که چقدر درآمد داريد، تصور نکنيد که اين پرسشِ او معنايي مشابه با دوران بزرگسالي دارد. کودک صرفاً مي‌خواهد از قدرت خريد شما در خصوص خودش اطمينان داشته باشد. از اين‌رو پاسخي مانند اينکه «پول کافي براي تأمين نيازهاي فعلي و آينده داريم» نيز او را قانع خواهد کرد. البته اگر کودک شما به اندازه کافي بالغ شده است، مي‌توانيد مباحث مالي را به صورت جدي‌تري با او مطرح کنيد و در تصميمات خانواده فرزندتان را مداخله دهيد. اين کار باعث رشد اعتماد به نفس کودک شده و بر آينده او تأثير مثبتي خواهد داشت.

 

۷- شرايط خاص هر کودک را در نظر بگيريد

اين توصيه‌ها که در مقالات و مجلات متعدد مطرح مي‌شود، راه‌کارهايي کلي هستند که براي افزايش کارآمدي بايد در نسبت با هر کودک تطبيق پيدا کنند. کودکان موجوداتي منحصر به فرد هستند و هر يک از شخصيت خاص خود برخوردار هستند. از اين رو نمي‌توان توصيه‌اي عمومي را ارائه کرد و بي‌توجه به شرايط خاص هر فرزند آن را به کار برد. پيش از طراحي شيوه‌هاي آموزشي بايد شخصيت کودک خود را به درستي تحليل کنيد. اگر نياز است، مي‌توانيد از کمک مشاوران روان‌شناس در اين زمينه بهره بگيريد. پس از اين کار، مي‌توانيد با تسلط بيشتري قوانين مورد اشاره در اين مقاله را براي فرزند خود سازگار کرده و آموزش مناسب مالي و پولي را در اختيار او قرار دهيد.

 

ماهنامه معیشت، شماره ۱۴، آبان ۹۴

 

تحقيقات بسياري ثابت کرده‌اند که موفقيت مالي در دوره بزرگسالي، تا حدود زيادي نتيجه شيوه آموزش ما در دوران کودکي است. اما بسياري از والدين از اهميت اين مسأله غافل هستند. آنها تلاش زيادي مي‌کنند تا کودک خود را از انواع آموزش‌ها برخوردار سازند، لوازم مورد نياز او را تهيه کنند و زندگي امن و شادي برايش فراهم کنند. در ...

تحقيقات بسياري ثابت کرده‌اند که موفقيت مالي در دوره بزرگسالي، تا حدود زيادي نتيجه شيوه آموزش ما در دوران کودکي است. اما بسياري از والدين از اهميت اين مسأله غافل هستند. آنها تلاش زيادي مي‌کنند تا کودک خود را از انواع آموزش‌ها برخوردار سازند، لوازم مورد نياز او را تهيه کنند و زندگي امن و شادي برايش فراهم کنند. در حالي که تمام اين موارد بدون ارتقاي آگاهي‌هاي مالي کودک و هوشمند ساختن او در خصوص پول فايده چنداني ندارد. در حقيقت، هرچه کودک در زمينه‌هاي متفاوت رشد کرده و مهارت‌هاي متنوعي را کسب نموده باشد، بدون دانش مالي کافي، که از طريق مهارتي کسب شده باشد، قادر نيست زندگي موفقي را در دوران بزرگسالي ايجاد کند. در ادامه به هشت قانون اصلي در تربيت کودکاني هوشمند و آگاه نسبت به پول اشاره شده است. توجه به اين قوانين در پرورش مناسب کودکان نقش بسيار مهمي ايفا مي‌کند.

 

۱- قدرت خود را کنترل کنيد

مطالعات نشان مي‌دهند که والدين بيشترين و عميق‌ترين تأثير را روي کودکان بر جاي مي‌گذارند که اين مسأله در خصوص پول نيز صادق است. در برخي از مطالعات نشان داده است که درصد زيادي از افراد بزرگسال، رويه‌هاي مالي خود را بر اساس فرآيندهايي سامان داده‌اند که از والدين خود به صورت مستقيم و غيرِ مستقيم آموخته‌اند. از اين رو، مهمترين گام در پرورش استعدادهاي پولي کودک کنترل قدرت تأثيرگذاري است. شايد شما از آزاد گذاردن فرزند خود احساس خوبي نداشته باشيد و تصور کنيد که مهارت يا دانش اندک او باعث دردسر خواهد شد. اما بدون آزادي عمل و تجربه مستقيم، کودک شما هيچ مهارتي را کسب نخواهد کرد. نيازي نيست که در اين آموزش‌ها امور پيچيده اقتصادي را آموزش دهيد. صرفاً کودک را آزاد بگذاريد تا در امور روزمره خود تصميم‌گيري نموده و مهارت لازم را کسب کند. به او اجازه دهيد به صورت مستقل از پولي که در اختيار دارد استفاده کند و عواقب تصميمات را به تنهايي متحمل شود.

 

۲- گام‌هاي کوچک او را با پاداش‌هاي بزرگ حمايت کنيد

کودکان توانايي ادراکي محدودتري دارند و بسياري از امور اقتصادي را به درستي نمي‌فهمند. براي آموزش اين نکات بايد از روش‌هاي غيرمستقيم استفاده کنيد. به طور مثال اگر مي‌خواهيد فرآيند وام را به کودک خود آموزش دهيد، بازي‌هايي را طراحي کنيد و يا با قرض دادن مقداري پول و پس گرفتن آن در روزهاي بعدي به او بفهمانيد که ماهيت وام چگونه است. در مورد سرمايه‌گذاري نيز مي‌توانيد به مانند بانک عمل کنيد. مبالغي را از کودک دريافت کرده و پس از مدت مشخصي با ميزان سود به او بازگردانيد. به اين طريق کودک امور اساساً پيچيده مالي را به ساده‌ترين شکل ياد خواهد گرفت. البته در اين مسير پاداش و تشويق را فراموش نکنيد. اين کار باعث تربيت ذهن کودک شده و آموزش‌ها را به بخشي از شخصيت او تبديل مي‌کند.

 

۳- آمـوزش‌ها را با سن کودک هماهنگ کنيد

کودکان در هر سني توانايي‌هاي خاصي در ارتباط با فهم مسائل مالي دارند. به طور مثال، در سنين پيش از مدرسه، کودکان به شيوه مادي و مستقيم مسائل را درک مي‌کنند. فهم آنها از مسائل پولي به اسکناس، سکه و ديگر ابزارهاي قابل مشاهده محدود است و به سختي مي‌توان اموري مانند سرمايه‌گذاري يا بدهي را براي آنها توضيح داد. از اين رو براي آموزش کودکان در اين سنين بايد از روش‌هاي غيرمستقيم مهارتي استفاده کرد، به نحوي که کودک در نهايت با نتيجه مادي مواجه شود. پس از اين دوران، توانايي‌هاي انتزاعي کودک رفته‌رفته افزايش مي‌يابد. اينک او مي‌تواند فرآيند غير قابل مشاهده اقتصادي را نيز تا حدودي درک کند و به همين دليل، آموختن اين گونه مسائل به او آسان‌تر است. البته بديهي است که اگر کودک خود را با آموزش‌هاي غيرمستقيم در سنين پايين‌تر پروش داده باشيد، در اين دوران، درک بهتري از مسائل يافته و پيشرفت سريع‌تري خواهد داشت.

 

۴- اجازه دهيد کودکان مديريت پول را خود بر عهده بگيرند

کودک نيز به مانند تمام انسان‌ها نسبت به مسئوليت مستقيم حساس است. اگر مديريت تمام کارها را به تنهايي بر عهده بگيريد، کودک بي‌توجه به شرايط تا جايي که قادر باشد به خرج کردن پول شما خواهد پرداخت. اما اگر شرايط را به گونه‌اي تنظيم کنيد که او مجبور باشد از پول خودش خرج کند، خواهيد ديد که شرايط به نحو غير قابل تصوري تغيير خواهد کرد. به طور مثال، مي‌توانيد مقرري ماهيانه يا هفتگي خاصي را براي او در نظر بگيريد و آنگاه از کودک بخواهيد که بخش خاصي از هزينه‌هاي خود را با همين مبلغ مديريت کند. احساس مسئوليت ناشي از اين شرايط تازه، توانايي‌هاي غريزي فرزند شما را درباره پول بيدار خواهد کرد. او با تفکر درباره پول، رفته‌رفته مهارت بيشتري مي‌يابد و مي‌تواند اوضاع را تحت کنترل درآورد. در کنار اين روش، مي‌توانيد با پرداخت مبالغ محدودي به عنوان پاداش کمک در امور خانه، ارتباط ميان کار و دستمزد را نيز در ذهن کودک تقويت کنيد. اين روش باعث خواهد شد که کودک درک بهتري از نظام پاداش و حقوق اجتماعي پيدا کند و در آينده رويکرد بهتري نسبت به مسائل کاري داشته باشد. البته توجه داشته باشيد که در کاربرد اين روش زياده‌روي نکنيد. کودک در کنار آشنايي با شيوه کار و دريافت دستمزد، بايد مسئوليت‌پذيري را نيز بياموزد. اينکه برخي از مسئوليت‌ها بر عهده او است و قرار نيست براي انجام هر کاري دستمزدي دريافت کند.

 

۵- مانند کودکان فکر کنيد

برگه موافقت با وام يا کارت اعتباري ممکن است براي شما بسيار جذاب باشد. اما کودکان، به ويژه در سنين پايين، قادر نيستند معناي مستقيم آنها را درک کنند. از اين رو تلاش براي آشنايي کودک با فرآيندهاي پولي از طريق چنين ابزارهايي راه به جايي نخواهد برد. براي موفقيت در اين مسير بايد تفکر بزرگسالي را کنار گذاشته و مانند کودکان فکر کنيد. آنها بيش از هر چيز به دنبال لذت مستقيم هستند، معناي انتزاعي پول را چندان درک نمي‌کنند و مي‌خواهد لوازم و کالاهاي محبوب خود را مستقيماٌ در اختيار داشته باشند. از اين رو بايد بدون تکيه زياد بر روي پول، رفته‌رفته معناي آن را از طريق ارتباط با کالاهاي محبوب کودک برقرار کنيد. اين روش باعث مي‌شود تا بتوانيد کودک خود را در چارچوب ذهني مناسبي تربيت کنيد. چرا که اصرار بر فهماندن مقولات مناسب بزرگسالان هيچ تأثيري بر ارتقاي آگاهي او نسبت به پول نخواهد داشت.

 

۶- با کودک خود ساده و سرراست برخورد کنيد

کودکان نياز دارند تا گاهي اوقات از شما يک نه قاطع بشنوند. البته اين گونه واکنش‌ها براي تأثيرگذاري بهتر بايد با توضيح دلايل مخالفت و در صورت امکان، پيشنهاد يک مورد جايگزين همراه شوند. اگر با تمام خواسته‌هاي کودک موافقت کنيد، تربيت او را در مسير بسيار نادرستي قرار داده‌ايد. از سوي ديگر، پاسخ پرسش‌هاي کودک را نيز تا حد امکان ساده بدهيد. مثلاً اگر فرزندتان از شما مي‌پرسد که چقدر درآمد داريد، تصور نکنيد که اين پرسشِ او معنايي مشابه با دوران بزرگسالي دارد. کودک صرفاً مي‌خواهد از قدرت خريد شما در خصوص خودش اطمينان داشته باشد. از اين‌رو پاسخي مانند اينکه «پول کافي براي تأمين نيازهاي فعلي و آينده داريم» نيز او را قانع خواهد کرد. البته اگر کودک شما به اندازه کافي بالغ شده است، مي‌توانيد مباحث مالي را به صورت جدي‌تري با او مطرح کنيد و در تصميمات خانواده فرزندتان را مداخله دهيد. اين کار باعث رشد اعتماد به نفس کودک شده و بر آينده او تأثير مثبتي خواهد داشت.

 

۷- شرايط خاص هر کودک را در نظر بگيريد

اين توصيه‌ها که در مقالات و مجلات متعدد مطرح مي‌شود، راه‌کارهايي کلي هستند که براي افزايش کارآمدي بايد در نسبت با هر کودک تطبيق پيدا کنند. کودکان موجوداتي منحصر به فرد هستند و هر يک از شخصيت خاص خود برخوردار هستند. از اين رو نمي‌توان توصيه‌اي عمومي را ارائه کرد و بي‌توجه به شرايط خاص هر فرزند آن را به کار برد. پيش از طراحي شيوه‌هاي آموزشي بايد شخصيت کودک خود را به درستي تحليل کنيد. اگر نياز است، مي‌توانيد از کمک مشاوران روان‌شناس در اين زمينه بهره بگيريد. پس از اين کار، مي‌توانيد با تسلط بيشتري قوانين مورد اشاره در اين مقاله را براي فرزند خود سازگار کرده و آموزش مناسب مالي و پولي را در اختيار او قرار دهيد.

 

ماهنامه معیشت، شماره ۱۴، آبان ۹۴

 

کتابهای منتشره

اصل بعیدبودن: چرا هم‌رخدادی‌ها و رویدادهای معجزه‌آسا و نادر همه‌روزه رخ می‌دهند

این کتابی‌ست درباره‌ی رویدادهای خارق‌العاده‌ی نامحتمل و ‏بعید؛ درباره‌ی این‌که چرا چیزهایی بسیار بعید رخ می‌دهند. و ناگفته نماند، درباره‌ی ‏این‌که چرا پشت سر هم رخ می‌دهند و رخ می‌دهند، و باز هم رخ می‌دهند. ‏ در نگاه نخست،...[]