بسم الله الرحمن الرحیم

دسته بندی : تربیت اقتصادی

۲۲ شهریور ۱۳۹۶

photo_2017-09-13_12-25-35

هزینۀ پریشانی ناشی از توجه به نوتیفیکیشن‌های موبایل بیش از آن چیزی است که ما فکر می‌کنیم

ما در عصر تعلیق زندگی می‌کنیم. دینگ… شما یک پیام نوشتاری دارید. دینگ… شما یک ایمیل جدید دارید. دینگ… شما یک درخواست دوستی جدید در فیس‌بوک دارید. دینگ… شما یک پیام در تلگرام دارید. دینگ… شما یک پیام در واتساپ دارید. تمام طول روز، دینگ، دینگ، دینگ.
نظرسنجی اخیر گالوپ نشان داد که بیش از ۵۰ درصد از آمریکایی‌هایی که تلفن همراه هوشمند دارند، آن را «تقریباً تمام ساعات کارشان» نزدیک خودشان نگه می‌دارند. بیش از ۵۰ درصد می‌گویند که تلفن همراهشان را حداقل چندین بار در یک ساعت وارسی می‌کنند و ۱۱ درصد می‌گویند که هر چند دقیقه تلفن همراه و نوتیفیکیشن‌های آن را وارسی می‌کنند. البته، احتمالاً تکرار این اتفاق و شدت و حدت آن بیشتر است.

 

در تاریخ تکنولوژیک، تا همین اواخر، ما ورودی‌های زیادی در ابزار و تلفن‌های همراهمان نداشتیم. حالا، ما پیام‌های نوشتاری، همه نوع نوتیفیکیشن و اخبار داریم؛ گویی سیلابی بی‌پایان از پیام‌های شخصی و کاری و مرتبط و نامرتبط برای ما می‌آید و این فقط در تلفن همراه ما نیست. چند بار شما مشغول کار با کامیپوتر خودتان بوده‌اید که ناگهان ایمیلی برای شما آمده است؟ چند بار اغلب شما کارتان را با رسیدی یک ایمیل متوقف کرده‌اید و بعد تشخیص داده‌اید که آن ایمیل اهمیتی ندارد و بعد از چند دقیقه که بیهوده گذاشته‌اید به سراغ کاری رفته‌اید که درحال انجامش بودید و چند دقیقه را صرف این کرده‌اید که کجا بودید و به چه فکر می‌کردید؟

 

در اینجا، این موضوع باید به‌شکلی جدی برای همه روشن شود که باید دربارۀ اقتصاد اختلالات و توقف‌ها نگران باشیم. این توقف‌های اختلالی چه ارزشی، تحت چه شرایطی فراهم می‌کنند و چه هزینه‌هایی دارند؟ شاید یک صدای دینگ کوچک بی‌ضرر باشد؛ اما شواهدی فراوان وجود دارد که هزینۀ توقفِ اختلالی، بیش از آن چیزی است که ما فکر می‌کنیم و البته، با توجه به تعداد مطلق توقف‌های اختلالی، اثر ترکیبی آن‌ها می‌تواند خیلی سریع به عددی چشمگیر تبدیل شود.

 

دربارۀ هزینه‌های توقف‌های اختلالی، اخیراً مطالعه‌ای در ژورنال روان‌شناسی آزمونی-تجربی منتشر شد که اثر عملکردی توقف‌های اختلالی را، حتی وقتی ما در وضعیت کاری‌مان تغییری نمی‌دهیم، نشان می‌دهد. در این مطالعه، از شرکت‌کنندگان خواسته شد، درحالی‌که مشغول کاری خاص هستند به آیتم‌هایی نگاه کنند و هر زمان که آن آیتم رقمی بین یک تا نه بود، دکمه‌ای را فشار دهند؛ مگر این­که آن عدد سه باشد. تقریباً در هر ثانیه یک آیتم نشان داده می‌شد و سرعت افراد شرکت‌کننده در این آزمایش اندازه‌گیری می‌شد.

 

از شرکت‌کنندگان خواسته شد تا تلفن‌هایشان را در یک طرف قرار دهند و آن‌ها را تا پایان بررسی و لمس نکنند. آزمایش‌کنندگان به‌طور ناشناس به تلفن‌های بعضی شرکت‌کنندگان در فواصل زمانی زنگ می‌زدند و به برخی دیگر پیام نوشتاری می‌دادند و گروه سوم از شرکت‌کنندگان را بدون هیچ‌گونه توقف اختلالی به حال خود گذاشتند. نتایج نشان داد که احتمال خطا در گروه اول و دوم بیشتر بود. آنان توجهی به وظیفۀ اصلی‌شان نشان نمی‌دادند و اُفت عملکردشان تقریباً برای زنگ خوردن تلفن همراه و نوتیفیکیشن نوشتاری روی موبایل یکی بود.

 

اخبار در این خصوص بدتر می‌شوند؛ زیرا ما اغلب گرفتار توقف اختلالی می‌شویم و ذهنمان را با «افکار نامرتبط با وظیفه‌مان» پر می‌کنیم که این افکار با وظیفه‌ای که در حال انجامش هستیم ارتباطی ندارند. سرانجام، این نشان داده شده است که نیاز به جبران توقف‌های اختلالی می‌تواند استرس و ناکامی و شکست را افزایش دهد.

 

خب، معنای نتایج این پژوهش دربارۀ پیامک و ایمیل چیست؟ در تنظیمات عادی ارتباطات الکترونیک، ما برای هر اتفاق یا خبری یک نوتیفیکیشن دریافت می‌کنیم. بیشتر افراد همیشه ایمیلشان روی تلفن همراه یا رایانه‌ باز است و درحالی‌که مشغول کارند، مدام نوتیفیکیشن می‌گیرند.

 

دلیل اینکه ما نوتیفیکشین‌ها را به‌صورت عادی برای هر پیام و نرم‌افزاری به‌صورت باز تنظیم می‌کنیم و برنامۀ نوشتار پیام و ایمیل را همیشه در دسترس داریم این است که ما اغلب ایمیل و پیام‌های خیلی مهمی داریم که باید فوری به آن‌ها پاسخ دهیم؛ اما روشن است که تعداد این قبیل ایمیل‌ها و پیام‌های خیلی مهم بسیار کم است. گروه ما در دانشگاه دوک اخیراً با شرکتی  متوسط کار می‌کرد. به ما اجازه داد شد تا روی کارکنان این شرکت و استفاده‌شان از ایمیل تحقیق کنیم. ما به هر کارمندی نمونه‌ای از ایمیل‌هایی را که دریافت کرده بودند، نشان دادیم و از آنان دربارۀ فوریت و اهمیت ایمیل سؤال کردیم. پنج گزینه برای پاسخ وجود داشت:

 

۱- فوراً؛

۲- تا یک ساعت؛

۳- تا یک هفته؛

۴- تا یک ماه؛

۵- هیچ نیازی به دیدن آن نیست.

دریافت‌کنندگان این ایمیل‌ها نشان دادند که تنها پاسخ دادن به ۱۲ درصد از ایمیل‌ها ظرف ۵ دقیقه لازم بوده است. ۱۱ درصد دیگر می‌توانستند در چند ساعت بعد دیده شوند و ۱۷ درصد دیگر را می‌شد تا پایان روز دید. ۱۰ درصد از این ایمیل‌ها را می‌شد تا پایان هفته دید، ۱۵ درصد را در یک ماه و ۳۵ درصد هم اصلاً نیازی به دیدنشان نبود. معنای این نتایج این است که سیاست‌گذاری توقفِ اختلال که پیام را به یک نوتیفیکیشن متصل می‌کند، برای ممانعت از سرقت وقت ما ضروری است و این امر فقط توجه ما را بدون هیچ توجیهی معطوف به امری غیرضروری و بی‌اهمیت می‌کند.

 

خب ما باید چه کنیم؟ اگر ما می‌خواهیم بهره‌وری و رفاه خودمان را حداکثر کنیم، باید نوتیفیکیشین‌های تلفن همراه و رایانۀ خودمان را خاموش کنیم. ما باید بدانیم و تشخیص دهیم که همۀ ایمیل‌ها و پیام‌ها ارزش یکسانی ندارند و تعداد خیلی کمی از آن‌ها شایستۀ این است که ما را متوقف کنند و در کار ما اختلال ایجاد کنند. شاید اگر ما شروع کنیم به تفکر دربارۀ هزینه‌های توقف اختلال‌برانگیز، به کار متفاوتی دربارۀ نوتیفیکیشین‌های موبایلمان دست بزنیم.

 

نویسنده: محمدرضا فرهادی پور

 

ماهنامه معیشت، شماره ۳۰، فروردین ۹۶

 

هزینۀ پریشانی ناشی از توجه به نوتیفیکیشن‌های موبایل بیش از آن چیزی است که ما فکر می‌کنیم ما در عصر تعلیق زندگی می‌کنیم. دینگ... شما یک پیام نوشتاری دارید. دینگ... شما یک ایمیل جدید دارید. دینگ... شما یک درخواست دوستی جدید در فیس‌بوک دارید. دینگ... شما یک پیام در تلگرام دارید. دینگ... شما یک پیام در واتساپ دارید. تمام طول روز، ...

هزینۀ پریشانی ناشی از توجه به نوتیفیکیشن‌های موبایل بیش از آن چیزی است که ما فکر می‌کنیم

ما در عصر تعلیق زندگی می‌کنیم. دینگ… شما یک پیام نوشتاری دارید. دینگ… شما یک ایمیل جدید دارید. دینگ… شما یک درخواست دوستی جدید در فیس‌بوک دارید. دینگ… شما یک پیام در تلگرام دارید. دینگ… شما یک پیام در واتساپ دارید. تمام طول روز، دینگ، دینگ، دینگ.
نظرسنجی اخیر گالوپ نشان داد که بیش از ۵۰ درصد از آمریکایی‌هایی که تلفن همراه هوشمند دارند، آن را «تقریباً تمام ساعات کارشان» نزدیک خودشان نگه می‌دارند. بیش از ۵۰ درصد می‌گویند که تلفن همراهشان را حداقل چندین بار در یک ساعت وارسی می‌کنند و ۱۱ درصد می‌گویند که هر چند دقیقه تلفن همراه و نوتیفیکیشن‌های آن را وارسی می‌کنند. البته، احتمالاً تکرار این اتفاق و شدت و حدت آن بیشتر است.

 

در تاریخ تکنولوژیک، تا همین اواخر، ما ورودی‌های زیادی در ابزار و تلفن‌های همراهمان نداشتیم. حالا، ما پیام‌های نوشتاری، همه نوع نوتیفیکیشن و اخبار داریم؛ گویی سیلابی بی‌پایان از پیام‌های شخصی و کاری و مرتبط و نامرتبط برای ما می‌آید و این فقط در تلفن همراه ما نیست. چند بار شما مشغول کار با کامیپوتر خودتان بوده‌اید که ناگهان ایمیلی برای شما آمده است؟ چند بار اغلب شما کارتان را با رسیدی یک ایمیل متوقف کرده‌اید و بعد تشخیص داده‌اید که آن ایمیل اهمیتی ندارد و بعد از چند دقیقه که بیهوده گذاشته‌اید به سراغ کاری رفته‌اید که درحال انجامش بودید و چند دقیقه را صرف این کرده‌اید که کجا بودید و به چه فکر می‌کردید؟

 

در اینجا، این موضوع باید به‌شکلی جدی برای همه روشن شود که باید دربارۀ اقتصاد اختلالات و توقف‌ها نگران باشیم. این توقف‌های اختلالی چه ارزشی، تحت چه شرایطی فراهم می‌کنند و چه هزینه‌هایی دارند؟ شاید یک صدای دینگ کوچک بی‌ضرر باشد؛ اما شواهدی فراوان وجود دارد که هزینۀ توقفِ اختلالی، بیش از آن چیزی است که ما فکر می‌کنیم و البته، با توجه به تعداد مطلق توقف‌های اختلالی، اثر ترکیبی آن‌ها می‌تواند خیلی سریع به عددی چشمگیر تبدیل شود.

 

دربارۀ هزینه‌های توقف‌های اختلالی، اخیراً مطالعه‌ای در ژورنال روان‌شناسی آزمونی-تجربی منتشر شد که اثر عملکردی توقف‌های اختلالی را، حتی وقتی ما در وضعیت کاری‌مان تغییری نمی‌دهیم، نشان می‌دهد. در این مطالعه، از شرکت‌کنندگان خواسته شد، درحالی‌که مشغول کاری خاص هستند به آیتم‌هایی نگاه کنند و هر زمان که آن آیتم رقمی بین یک تا نه بود، دکمه‌ای را فشار دهند؛ مگر این­که آن عدد سه باشد. تقریباً در هر ثانیه یک آیتم نشان داده می‌شد و سرعت افراد شرکت‌کننده در این آزمایش اندازه‌گیری می‌شد.

 

از شرکت‌کنندگان خواسته شد تا تلفن‌هایشان را در یک طرف قرار دهند و آن‌ها را تا پایان بررسی و لمس نکنند. آزمایش‌کنندگان به‌طور ناشناس به تلفن‌های بعضی شرکت‌کنندگان در فواصل زمانی زنگ می‌زدند و به برخی دیگر پیام نوشتاری می‌دادند و گروه سوم از شرکت‌کنندگان را بدون هیچ‌گونه توقف اختلالی به حال خود گذاشتند. نتایج نشان داد که احتمال خطا در گروه اول و دوم بیشتر بود. آنان توجهی به وظیفۀ اصلی‌شان نشان نمی‌دادند و اُفت عملکردشان تقریباً برای زنگ خوردن تلفن همراه و نوتیفیکیشن نوشتاری روی موبایل یکی بود.

 

اخبار در این خصوص بدتر می‌شوند؛ زیرا ما اغلب گرفتار توقف اختلالی می‌شویم و ذهنمان را با «افکار نامرتبط با وظیفه‌مان» پر می‌کنیم که این افکار با وظیفه‌ای که در حال انجامش هستیم ارتباطی ندارند. سرانجام، این نشان داده شده است که نیاز به جبران توقف‌های اختلالی می‌تواند استرس و ناکامی و شکست را افزایش دهد.

 

خب، معنای نتایج این پژوهش دربارۀ پیامک و ایمیل چیست؟ در تنظیمات عادی ارتباطات الکترونیک، ما برای هر اتفاق یا خبری یک نوتیفیکیشن دریافت می‌کنیم. بیشتر افراد همیشه ایمیلشان روی تلفن همراه یا رایانه‌ باز است و درحالی‌که مشغول کارند، مدام نوتیفیکیشن می‌گیرند.

 

دلیل اینکه ما نوتیفیکشین‌ها را به‌صورت عادی برای هر پیام و نرم‌افزاری به‌صورت باز تنظیم می‌کنیم و برنامۀ نوشتار پیام و ایمیل را همیشه در دسترس داریم این است که ما اغلب ایمیل و پیام‌های خیلی مهمی داریم که باید فوری به آن‌ها پاسخ دهیم؛ اما روشن است که تعداد این قبیل ایمیل‌ها و پیام‌های خیلی مهم بسیار کم است. گروه ما در دانشگاه دوک اخیراً با شرکتی  متوسط کار می‌کرد. به ما اجازه داد شد تا روی کارکنان این شرکت و استفاده‌شان از ایمیل تحقیق کنیم. ما به هر کارمندی نمونه‌ای از ایمیل‌هایی را که دریافت کرده بودند، نشان دادیم و از آنان دربارۀ فوریت و اهمیت ایمیل سؤال کردیم. پنج گزینه برای پاسخ وجود داشت:

 

۱- فوراً؛

۲- تا یک ساعت؛

۳- تا یک هفته؛

۴- تا یک ماه؛

۵- هیچ نیازی به دیدن آن نیست.

دریافت‌کنندگان این ایمیل‌ها نشان دادند که تنها پاسخ دادن به ۱۲ درصد از ایمیل‌ها ظرف ۵ دقیقه لازم بوده است. ۱۱ درصد دیگر می‌توانستند در چند ساعت بعد دیده شوند و ۱۷ درصد دیگر را می‌شد تا پایان روز دید. ۱۰ درصد از این ایمیل‌ها را می‌شد تا پایان هفته دید، ۱۵ درصد را در یک ماه و ۳۵ درصد هم اصلاً نیازی به دیدنشان نبود. معنای این نتایج این است که سیاست‌گذاری توقفِ اختلال که پیام را به یک نوتیفیکیشن متصل می‌کند، برای ممانعت از سرقت وقت ما ضروری است و این امر فقط توجه ما را بدون هیچ توجیهی معطوف به امری غیرضروری و بی‌اهمیت می‌کند.

 

خب ما باید چه کنیم؟ اگر ما می‌خواهیم بهره‌وری و رفاه خودمان را حداکثر کنیم، باید نوتیفیکیشین‌های تلفن همراه و رایانۀ خودمان را خاموش کنیم. ما باید بدانیم و تشخیص دهیم که همۀ ایمیل‌ها و پیام‌ها ارزش یکسانی ندارند و تعداد خیلی کمی از آن‌ها شایستۀ این است که ما را متوقف کنند و در کار ما اختلال ایجاد کنند. شاید اگر ما شروع کنیم به تفکر دربارۀ هزینه‌های توقف اختلال‌برانگیز، به کار متفاوتی دربارۀ نوتیفیکیشین‌های موبایلمان دست بزنیم.

 

نویسنده: محمدرضا فرهادی پور

 

ماهنامه معیشت، شماره ۳۰، فروردین ۹۶

 

کتابهای منتشره

اصل بعیدبودن: چرا هم‌رخدادی‌ها و رویدادهای معجزه‌آسا و نادر همه‌روزه رخ می‌دهند

این کتابی‌ست درباره‌ی رویدادهای خارق‌العاده‌ی نامحتمل و ‏بعید؛ درباره‌ی این‌که چرا چیزهایی بسیار بعید رخ می‌دهند. و ناگفته نماند، درباره‌ی ‏این‌که چرا پشت سر هم رخ می‌دهند و رخ می‌دهند، و باز هم رخ می‌دهند. ‏ در نگاه نخست،...[]