بسم الله الرحمن الرحیم

دسته بندی : کسب و کار

۱۹ مهر ۱۳۹۶

photo_2017-10-11_10-38-49

نوع بشر به گونه‌ای تربیت شده است که امکان ادامه حیات برای پدران آنها در طول تاریخ فراهم شود. این روش‌های باستانی شامل فرآیندهایی برای مواجهه با خطرات روزمره طبیعی، تهیه غذا و زنده ماندن بوده است. اما سرمایه‌گذاری در بازار مفهوم بسیار جدیدی است، به طوری که بازار بورس نیویورک تنها از سال ۱۸۱۷ آغاز به کار کرده است. به همین جهت، متاسفانه فرآیندهای شناختی که به نیاکان ما کمک می‌کردند امروز مانع موفقیت در بازارها محسوب می‌شوند. مالیه رفتاری حوزه تازه‌ای از پژوهش‌های اقتصادی است که به جای مطالعه ابزارهای مالی به آزمودن چگونگی مواجهه انسان‌ها با آنها اختصاص دارد. این دانش جدید فرآیندهای ذهنی انسان را مورد بررسی قرار داده و انگیزه‌های پنهان و گاه باستانی آنها را آشکار می‌سازد.

 

یکی از خطاهای عمده رفتاری زیان‌گریزی تنگ‌نظرانه نامیده می‌شود. پژوهشگران در مطالعات خود نشانش داده‌اند که گریز افراد از زیان حدودا ۲٫۵ برابر تمایل آنها به سود است. بر این اساس، ما بیش از آنکه مایل به کسب سود در بازار باشیم، مایلیم از زیان احتمالی جلوگیری نماییم. فرد سرمایه‌گذاری را در نظر بگیرید که سبد سرمایه او ۴۰ درصد رشد داشته و ۲۰ درصد زیان کرده است. به دلیل نسبت دو و نیم برابری تصویر زیان و سود در ذهن او، این فرد زیان وارد آمده را بسیار بیشتر احساس می‌کند. این امر ممکن است به هراس شدید و اقدامات غیرعقلانی منجر شود.

 

اغلب افراد در زمان از دست دادن پول نتیجه می‌گیرند که «باید دقت بیشتری می‌کردم تا این اتفاق رخ ندهد.» ما با رفتن به پزشک از سلامت خود محافظت می‌کنیم، دندان‌‌هایمان را به دندان‌پزشک نشان می‌دهیم. این مساله در خصوص ابزار و لوازم زندگی از جمله خودرو و خانه نیز صادق است. با این حال، زمانی که نوبت به امور مالی می‌رسد، همه افراد تصور می‌کنند که به تنهایی قادر به کنترل شرایط هستند و نیاز به هیچ کمکی ندارند! از این رو مراجعه به متخصص مالی و مشاوره با او در میان سرمایه‌گذاران امری بسیار نادر است. در حقیقت، یکی از عمده‌ترین سوگیری‌ها و تعصبات رفتاری در حوزه مالی با اعتماد به نفس بیش از حد مرتبط است.

فرض کنید کامران ۲۰ درصد زیان را تجربه کرده است. او احساس پشیمانی می‌کند و به سبب خصوصیت زیان‌گریزی، این ضرر ۲۰ درصدی در دید او ۵۰ درصد نمود می‌یابد. اما کامران به جای آنکه به فکر مشاوره با افراد متخصص باشد، تصور می‌کند که این زیان تنها ناشی از بدشانسی است. اعتماد به نفس بیش از حد، او را متقاعد کرده است که نوبت بعدی موفق خواهد بود. بر همین اساس، روند نزولی بازار را همچنان نزولی تلقی می‌کند و با فروش تمام سهام خود، امکان زیان بیشتر و رنج ناشی از آن را حذف می‌کند. طبیعی است که اگر تحلیل او نادرست باشد و بازار پس از مدتی نزول به مسیر صعودی خود بازگردد، او فرصت جبران زیان را از دست داده است.

 

پیش فرض متعصبانه دیگر تصور ادامه یافتن شرایط مثبت کنونی است. به طور مثال، در دوران رشد بازار، اغلب باور داریم که بازار به صورت مداوم به رشد خود ادامه خواهد داد و به همین دلیل روز به روز بر حجم سرمایه‌گذاری خود می‌افزاییم. از سوی دیگر بازارهای نزولی نیز بی پایان به نظر می‌رسند و به همین دلیل بیشتر افراد از ترس ادامه یافتن شرایط از آن خارج می‌شوند. این واکنش‌های احساسی در حالی صورت می‌پذیرد که رویکرد عقلانی ما به خوبی می‌داند که تکیه کردن بر دورانِ زمانی بازار روش نادرستی است و باید زمان مناسب را برای ورود و خروج انتخاب کرد. با این حال، تصمیمات کوتاه مدت، بسیاری از اقدامات مالی ما را در کنترل خود دارند.

 

این مساله در قضاوت ما از عملکرد مدیریت صندوق‌های سرمایه‌گذاری نیز به چشم می‌خورد. همه ما می دانیم که برای ارزیابی این عملکرد دستکم یک چرخه تجاری در بازار زمان مورد نیاز خواهد بود. با این حال، با کمترین نوسانی دچار احساسات آنی شده و تصمیمات زیان‌آوری را اتخاذ می‌کنیم. سهام خود را می‌فروشیم و یا به خرید بیشتر می‌پردازیم. اقداماتی که بدون برخورداری از عقلانیت ریسک بسیار زیادی به همراه خواهند داشت.

 

فهرست این گونه رفتارهای احساسی بسیار طولانی است و برای درک صحیح و کاربرد دقیق آنها باید به منابع علمی مراجعه کرد. اما می‌توان همین درس کوتاه را نیز از این توصیه‌های مختصر آموخت که تکیه بر روش‌های جدید مالیه رفتاری تاثیر قابل توجهی بر موفقیت افراد دارد. با تحلیل و شناسایی دقیق چنین پیش‌فرض‌های احساسی و غیرعقلانی می‌توانیم مسیر بهینه‌ای را برای سرمایه‌گذاری در پیش بگیریم. شناسایی احساسات همچنین به ما کمک می‌کند که از هیجان‌زدگی، طمع و ترس پرهیز کرده و با حداکثر عقلانیت تصمیمات خود را به مرحله عمل درآوریم. موفقیت و سود، نتیجه نهایی چنین رویکردی خواهد بود.

 

ماهنامه معیشت، شماره ۱۳، مهر ۹۴

نوع بشر به گونه‌ای تربیت شده است که امکان ادامه حیات برای پدران آنها در طول تاریخ فراهم شود. این روش‌های باستانی شامل فرآیندهایی برای مواجهه با خطرات روزمره طبیعی، تهیه غذا و زنده ماندن بوده است. اما سرمایه‌گذاری در بازار مفهوم بسیار جدیدی است، به طوری که بازار بورس نیویورک تنها از سال 1817 آغاز به کار کرده است. ...

نوع بشر به گونه‌ای تربیت شده است که امکان ادامه حیات برای پدران آنها در طول تاریخ فراهم شود. این روش‌های باستانی شامل فرآیندهایی برای مواجهه با خطرات روزمره طبیعی، تهیه غذا و زنده ماندن بوده است. اما سرمایه‌گذاری در بازار مفهوم بسیار جدیدی است، به طوری که بازار بورس نیویورک تنها از سال ۱۸۱۷ آغاز به کار کرده است. به همین جهت، متاسفانه فرآیندهای شناختی که به نیاکان ما کمک می‌کردند امروز مانع موفقیت در بازارها محسوب می‌شوند. مالیه رفتاری حوزه تازه‌ای از پژوهش‌های اقتصادی است که به جای مطالعه ابزارهای مالی به آزمودن چگونگی مواجهه انسان‌ها با آنها اختصاص دارد. این دانش جدید فرآیندهای ذهنی انسان را مورد بررسی قرار داده و انگیزه‌های پنهان و گاه باستانی آنها را آشکار می‌سازد.

 

یکی از خطاهای عمده رفتاری زیان‌گریزی تنگ‌نظرانه نامیده می‌شود. پژوهشگران در مطالعات خود نشانش داده‌اند که گریز افراد از زیان حدودا ۲٫۵ برابر تمایل آنها به سود است. بر این اساس، ما بیش از آنکه مایل به کسب سود در بازار باشیم، مایلیم از زیان احتمالی جلوگیری نماییم. فرد سرمایه‌گذاری را در نظر بگیرید که سبد سرمایه او ۴۰ درصد رشد داشته و ۲۰ درصد زیان کرده است. به دلیل نسبت دو و نیم برابری تصویر زیان و سود در ذهن او، این فرد زیان وارد آمده را بسیار بیشتر احساس می‌کند. این امر ممکن است به هراس شدید و اقدامات غیرعقلانی منجر شود.

 

اغلب افراد در زمان از دست دادن پول نتیجه می‌گیرند که «باید دقت بیشتری می‌کردم تا این اتفاق رخ ندهد.» ما با رفتن به پزشک از سلامت خود محافظت می‌کنیم، دندان‌‌هایمان را به دندان‌پزشک نشان می‌دهیم. این مساله در خصوص ابزار و لوازم زندگی از جمله خودرو و خانه نیز صادق است. با این حال، زمانی که نوبت به امور مالی می‌رسد، همه افراد تصور می‌کنند که به تنهایی قادر به کنترل شرایط هستند و نیاز به هیچ کمکی ندارند! از این رو مراجعه به متخصص مالی و مشاوره با او در میان سرمایه‌گذاران امری بسیار نادر است. در حقیقت، یکی از عمده‌ترین سوگیری‌ها و تعصبات رفتاری در حوزه مالی با اعتماد به نفس بیش از حد مرتبط است.

فرض کنید کامران ۲۰ درصد زیان را تجربه کرده است. او احساس پشیمانی می‌کند و به سبب خصوصیت زیان‌گریزی، این ضرر ۲۰ درصدی در دید او ۵۰ درصد نمود می‌یابد. اما کامران به جای آنکه به فکر مشاوره با افراد متخصص باشد، تصور می‌کند که این زیان تنها ناشی از بدشانسی است. اعتماد به نفس بیش از حد، او را متقاعد کرده است که نوبت بعدی موفق خواهد بود. بر همین اساس، روند نزولی بازار را همچنان نزولی تلقی می‌کند و با فروش تمام سهام خود، امکان زیان بیشتر و رنج ناشی از آن را حذف می‌کند. طبیعی است که اگر تحلیل او نادرست باشد و بازار پس از مدتی نزول به مسیر صعودی خود بازگردد، او فرصت جبران زیان را از دست داده است.

 

پیش فرض متعصبانه دیگر تصور ادامه یافتن شرایط مثبت کنونی است. به طور مثال، در دوران رشد بازار، اغلب باور داریم که بازار به صورت مداوم به رشد خود ادامه خواهد داد و به همین دلیل روز به روز بر حجم سرمایه‌گذاری خود می‌افزاییم. از سوی دیگر بازارهای نزولی نیز بی پایان به نظر می‌رسند و به همین دلیل بیشتر افراد از ترس ادامه یافتن شرایط از آن خارج می‌شوند. این واکنش‌های احساسی در حالی صورت می‌پذیرد که رویکرد عقلانی ما به خوبی می‌داند که تکیه کردن بر دورانِ زمانی بازار روش نادرستی است و باید زمان مناسب را برای ورود و خروج انتخاب کرد. با این حال، تصمیمات کوتاه مدت، بسیاری از اقدامات مالی ما را در کنترل خود دارند.

 

این مساله در قضاوت ما از عملکرد مدیریت صندوق‌های سرمایه‌گذاری نیز به چشم می‌خورد. همه ما می دانیم که برای ارزیابی این عملکرد دستکم یک چرخه تجاری در بازار زمان مورد نیاز خواهد بود. با این حال، با کمترین نوسانی دچار احساسات آنی شده و تصمیمات زیان‌آوری را اتخاذ می‌کنیم. سهام خود را می‌فروشیم و یا به خرید بیشتر می‌پردازیم. اقداماتی که بدون برخورداری از عقلانیت ریسک بسیار زیادی به همراه خواهند داشت.

 

فهرست این گونه رفتارهای احساسی بسیار طولانی است و برای درک صحیح و کاربرد دقیق آنها باید به منابع علمی مراجعه کرد. اما می‌توان همین درس کوتاه را نیز از این توصیه‌های مختصر آموخت که تکیه بر روش‌های جدید مالیه رفتاری تاثیر قابل توجهی بر موفقیت افراد دارد. با تحلیل و شناسایی دقیق چنین پیش‌فرض‌های احساسی و غیرعقلانی می‌توانیم مسیر بهینه‌ای را برای سرمایه‌گذاری در پیش بگیریم. شناسایی احساسات همچنین به ما کمک می‌کند که از هیجان‌زدگی، طمع و ترس پرهیز کرده و با حداکثر عقلانیت تصمیمات خود را به مرحله عمل درآوریم. موفقیت و سود، نتیجه نهایی چنین رویکردی خواهد بود.

 

ماهنامه معیشت، شماره ۱۳، مهر ۹۴

کتابهای منتشره

اصل بعیدبودن: چرا هم‌رخدادی‌ها و رویدادهای معجزه‌آسا و نادر همه‌روزه رخ می‌دهند

این کتابی‌ست درباره‌ی رویدادهای خارق‌العاده‌ی نامحتمل و ‏بعید؛ درباره‌ی این‌که چرا چیزهایی بسیار بعید رخ می‌دهند. و ناگفته نماند، درباره‌ی ‏این‌که چرا پشت سر هم رخ می‌دهند و رخ می‌دهند، و باز هم رخ می‌دهند. ‏ در نگاه نخست،...[]