بسم الله الرحمن الرحیم

دسته بندی : کسب و کار

۰۳ آبان ۱۳۹۶

site (21)

بسیاری از شرکت ها و کمپانی های بزگ جهانی، بخشی از هزینه های تبلیغاتی خود را بر جذابیت های ظاهری متمرکز می کنند. این جذابیت ها البته به بسته بندی و شیوه تبلیغ محدود نمی شود، بلکه استفاده از زیبایی های مردان و زنان نیز بخشی از برنامه های تبلیغاتی محسوب می شود. این گونه روش ها که در سالیان گذشته با محدودیت هایی در ایران همراه بوده، در سال های اخیر استقبال بیشتری یلفته و تبلیغات تلویزیونی و سایر اشکال تبلیغاتی استفاده بسیاری از زیبایی چهره ها  می کنند تا مشتریان را به خرید محصولات گوناگون ترغیب نمایند.

 

این شیوه از تبلیغ بیش از هر چیز عواطف و غرایز مشتریان احتمالی را تحت تاثیر قرار می دهند. به این صورت که فرد پس از مشاهده پوستر یا برنامه تیویزیونی، بدون توجه به کیفیت و تاريخچه محصول، تصوير مثبتي را از نام برند مورد نظر در ذهن خود ثبت مي‌کند. اين فرآيند ناخودآگاه به گونه‌اي است که در مراجعه به مراکز فروش، تمايل زيادي براي خريد همان محصول در فرد به وجود مي‌آيد و در نتيجه، خريد کالا بدون توجه به تمامي فاکتورها و بر اساس تصوير عاطفي- غريزي ايجاد شده انجام مي‌شود.

 

تحقيقات صورت پذيرفته بر تأثير اين‌گونه از تبليغات به خوبي تغيير هورموني ناشي از مشاهده تصاوير تبليغي را به اثبات رسانده‌اند. به‌طور مثال، مردان در برابر اين‌گونه تبليغات، افزايش هورمون تستسترون را تجربه مي‌کنند که آنها را با قدرت مقاومت‌ناپذيري به سوي خريد پيش مي‌راند. از اين جهت، آگاهي قبلي نسبت به تأثير اين شيوه تبليغي بر ساختار هورموني و بخش ناخودآگاه روان مي‌تواند مانع بسياري از خريدهاي نادرست و هدر رفتن منابع شود.

 

اما اين تنها يکي از شيوه‌هاي تبليغي است که در فضاي رسانه‌اي امروز مورد استفاده قرار مي‌گيرد. برخي از آزمايشات ديگر نشان داده‌اند که نوع خاصي از تبليغات ممکن است باعث ايجاد خاطراتي از مصرف يک کالا يا محصول خاص شود، در حالي که شما هيچ تجربه واقعي از آن نداشته‌ايد. به اين صورت که شما به صورت ناخودآگاه تحريک مي‌شويد و با ايجاد نوعي حافظه مصنوعي در ذهن‌تان، احساس آشنايي با محصولي خاص را پيدا مي‌کنيد. اين آشنايي به معناي وجود تجربه‌اي از آن محصول است که در حقيقت هرگز روي نداده است. به‌طور طبيعي، در بازار پر آشوب امروز، اين آشنايي و حس وجود تجربه قبلي امتيازي ويژه (و البته ناشروع) براي توليدکننده فراهم مي‌کند تا با سهولت بيشتري به فروش محصولات خود بپردازد.

 

در يکي از اين پژوهش‌هايي که در خصوص اين روش از تبليغات صورت گرفته است، دو گروه از افراد انتخاب شده و در برابر دو نوع تبليغ قرار گرفتند. گروه اول تصاوير مربوط به نوعي ذرت را مشاهده کردند که در آن افراد با خوشحالي به خوردن ذرت مشغول بوده و درباره عالي بودن طعم آن صحبت مي‌کردند. گروه ديگر صرفا تصاوير ساده‌اي از اين محصول را مشاهده کردند و در نهايت افرادي از هر دو گروه براي خوردن ذرت‌ها و نظردهي درباره طعم آن انتخاب شدند.

 

يک هفته بعد، از افراد درباره طعم محصول استفاده شده سؤال شد. به‌طور طبيعي آن دسته افرادي که تبليغات معمولي را درباره محصول ديده بودند و براي چشيدن آن انتخاب نشده بودند، بيان کردند که هرگز اين ذرت را امتحان نکرده‌اند. اما در کمال شگفتي، افرادي از گروه اول که ذرت را واقعاً نچشيده بودند، تحت تأثير تصاوير مشاهده شده، از طعم عالي آن سخن گفتند! به‌علاوه در بخش ديگر آزمايش، نتايج ارزيابي کساني که واقعاً ذرت را چشيده بودند، با آنها که فقط از طريق تبليغات محصول را ديده بودند بسيار نزديک به هم قرار داشت.

 

اين روش که در انواع معاصر تبليغ بسيار رواج دارد، با استفاده از ابزارهاي گوناگون رواني نوعي حافظه کاذب در فرد به وجود مي‌آورد. به اين معنا که بدون هيچ‌گونه تجربه مستقيمي از کالاي مورد نظر، در اعماق ذهن خود احساس آشنايي کرده و تصور مي‌کند که زماني از مصرف آن لذت برده است. بديهي است که با چنين تصوير ذهني، در هنگام انتخاب گزينه‌ها، گرايش بسياري به خريد محصولات آشنا وجود خواهد داشت. محصولاتي که آشنايي با آنها دروغين و صرفاً محصول نوعي فريب ذهني است.

 

بر اين اساس، زندگي در جهان امروز و خريد کالاهاي مورد نياز به مهارت‌هاي ذهني و رواني بالايي نياز دارد. مشتريان معاصر بايد از توانايي تفکيک ميان انواع تبليغات، شناسايي حقه‌هاي کمپاني‌ها و جلوگيري از دام رواني برخوردار باشند. چراکه در غير اين صورت آسيب‌هاي مالي و غيرمالي بسياري را متحمل خواهند شد.

 

ماهنامه معیشت، شماره ۱۴، آبان ۹۴

بسیاری از شرکت ها و کمپانی های بزگ جهانی، بخشی از هزینه های تبلیغاتی خود را بر جذابیت های ظاهری متمرکز می کنند. این جذابیت ها البته به بسته بندی و شیوه تبلیغ محدود نمی شود، بلکه استفاده از زیبایی های مردان و زنان نیز بخشی از برنامه های تبلیغاتی محسوب می شود. این گونه روش ها که در سالیان ...

بسیاری از شرکت ها و کمپانی های بزگ جهانی، بخشی از هزینه های تبلیغاتی خود را بر جذابیت های ظاهری متمرکز می کنند. این جذابیت ها البته به بسته بندی و شیوه تبلیغ محدود نمی شود، بلکه استفاده از زیبایی های مردان و زنان نیز بخشی از برنامه های تبلیغاتی محسوب می شود. این گونه روش ها که در سالیان گذشته با محدودیت هایی در ایران همراه بوده، در سال های اخیر استقبال بیشتری یلفته و تبلیغات تلویزیونی و سایر اشکال تبلیغاتی استفاده بسیاری از زیبایی چهره ها  می کنند تا مشتریان را به خرید محصولات گوناگون ترغیب نمایند.

 

این شیوه از تبلیغ بیش از هر چیز عواطف و غرایز مشتریان احتمالی را تحت تاثیر قرار می دهند. به این صورت که فرد پس از مشاهده پوستر یا برنامه تیویزیونی، بدون توجه به کیفیت و تاريخچه محصول، تصوير مثبتي را از نام برند مورد نظر در ذهن خود ثبت مي‌کند. اين فرآيند ناخودآگاه به گونه‌اي است که در مراجعه به مراکز فروش، تمايل زيادي براي خريد همان محصول در فرد به وجود مي‌آيد و در نتيجه، خريد کالا بدون توجه به تمامي فاکتورها و بر اساس تصوير عاطفي- غريزي ايجاد شده انجام مي‌شود.

 

تحقيقات صورت پذيرفته بر تأثير اين‌گونه از تبليغات به خوبي تغيير هورموني ناشي از مشاهده تصاوير تبليغي را به اثبات رسانده‌اند. به‌طور مثال، مردان در برابر اين‌گونه تبليغات، افزايش هورمون تستسترون را تجربه مي‌کنند که آنها را با قدرت مقاومت‌ناپذيري به سوي خريد پيش مي‌راند. از اين جهت، آگاهي قبلي نسبت به تأثير اين شيوه تبليغي بر ساختار هورموني و بخش ناخودآگاه روان مي‌تواند مانع بسياري از خريدهاي نادرست و هدر رفتن منابع شود.

 

اما اين تنها يکي از شيوه‌هاي تبليغي است که در فضاي رسانه‌اي امروز مورد استفاده قرار مي‌گيرد. برخي از آزمايشات ديگر نشان داده‌اند که نوع خاصي از تبليغات ممکن است باعث ايجاد خاطراتي از مصرف يک کالا يا محصول خاص شود، در حالي که شما هيچ تجربه واقعي از آن نداشته‌ايد. به اين صورت که شما به صورت ناخودآگاه تحريک مي‌شويد و با ايجاد نوعي حافظه مصنوعي در ذهن‌تان، احساس آشنايي با محصولي خاص را پيدا مي‌کنيد. اين آشنايي به معناي وجود تجربه‌اي از آن محصول است که در حقيقت هرگز روي نداده است. به‌طور طبيعي، در بازار پر آشوب امروز، اين آشنايي و حس وجود تجربه قبلي امتيازي ويژه (و البته ناشروع) براي توليدکننده فراهم مي‌کند تا با سهولت بيشتري به فروش محصولات خود بپردازد.

 

در يکي از اين پژوهش‌هايي که در خصوص اين روش از تبليغات صورت گرفته است، دو گروه از افراد انتخاب شده و در برابر دو نوع تبليغ قرار گرفتند. گروه اول تصاوير مربوط به نوعي ذرت را مشاهده کردند که در آن افراد با خوشحالي به خوردن ذرت مشغول بوده و درباره عالي بودن طعم آن صحبت مي‌کردند. گروه ديگر صرفا تصاوير ساده‌اي از اين محصول را مشاهده کردند و در نهايت افرادي از هر دو گروه براي خوردن ذرت‌ها و نظردهي درباره طعم آن انتخاب شدند.

 

يک هفته بعد، از افراد درباره طعم محصول استفاده شده سؤال شد. به‌طور طبيعي آن دسته افرادي که تبليغات معمولي را درباره محصول ديده بودند و براي چشيدن آن انتخاب نشده بودند، بيان کردند که هرگز اين ذرت را امتحان نکرده‌اند. اما در کمال شگفتي، افرادي از گروه اول که ذرت را واقعاً نچشيده بودند، تحت تأثير تصاوير مشاهده شده، از طعم عالي آن سخن گفتند! به‌علاوه در بخش ديگر آزمايش، نتايج ارزيابي کساني که واقعاً ذرت را چشيده بودند، با آنها که فقط از طريق تبليغات محصول را ديده بودند بسيار نزديک به هم قرار داشت.

 

اين روش که در انواع معاصر تبليغ بسيار رواج دارد، با استفاده از ابزارهاي گوناگون رواني نوعي حافظه کاذب در فرد به وجود مي‌آورد. به اين معنا که بدون هيچ‌گونه تجربه مستقيمي از کالاي مورد نظر، در اعماق ذهن خود احساس آشنايي کرده و تصور مي‌کند که زماني از مصرف آن لذت برده است. بديهي است که با چنين تصوير ذهني، در هنگام انتخاب گزينه‌ها، گرايش بسياري به خريد محصولات آشنا وجود خواهد داشت. محصولاتي که آشنايي با آنها دروغين و صرفاً محصول نوعي فريب ذهني است.

 

بر اين اساس، زندگي در جهان امروز و خريد کالاهاي مورد نياز به مهارت‌هاي ذهني و رواني بالايي نياز دارد. مشتريان معاصر بايد از توانايي تفکيک ميان انواع تبليغات، شناسايي حقه‌هاي کمپاني‌ها و جلوگيري از دام رواني برخوردار باشند. چراکه در غير اين صورت آسيب‌هاي مالي و غيرمالي بسياري را متحمل خواهند شد.

 

ماهنامه معیشت، شماره ۱۴، آبان ۹۴

کتابهای منتشره

اصل بعیدبودن: چرا هم‌رخدادی‌ها و رویدادهای معجزه‌آسا و نادر همه‌روزه رخ می‌دهند

این کتابی‌ست درباره‌ی رویدادهای خارق‌العاده‌ی نامحتمل و ‏بعید؛ درباره‌ی این‌که چرا چیزهایی بسیار بعید رخ می‌دهند. و ناگفته نماند، درباره‌ی ‏این‌که چرا پشت سر هم رخ می‌دهند و رخ می‌دهند، و باز هم رخ می‌دهند. ‏ در نگاه نخست،...[]