بسم الله الرحمن الرحیم

دسته بندی : ترفندهای مالی

۰۳ آبان ۱۳۹۶

photo_2017-10-25_16-15-09

این روزها برخی تبهکاران با دروغ گفتن و ظاهرسازی، یک‌شبه ره صدساله را طی می‌کنند. آنها بدون این‌که تحصیلاتی داشته باشند، ادعا می‌کنند دکتر هستند و همین ادعا شروع بسیاری از جرائم مثل سرقت، کلاهبرداری، یا حتی قتل و تجاوز می‌شود. در این گزارش به برخی جرائمی که توسط دکترهای قلابی انجام شده است می‌پردازیم.

 

دکتری که سیکل هم نداشت

دكترهاي قلابي، هدف خاصي براي جازدن خود به‌عنوان دكتر دارند و عده خاصي از مردم را به‌عنوان طعمه انتخاب مي‌كنند. طعمه برخي از آنها دختران دم بخت هستند و هدف‌شان نيز فقط اخاذي و سوءاستفاده مالي است. مثل دكتر قلابي كه سيكل هم نداشت، اما با معرفي خود به‌عنوان پزشك، دختران جوان را فريب می‌داد.

تحقيقات پليس استان زنجان براي دستگيري اين مرد با شكايت دختر جواني در اداره آگاهي شهر زنجان آغاز شد. دختر جوان به مأموران گفت: از طريق دوستم با جواني به نام كيارش كه خود را دكتر معرفي مي‌كرد آشنا شدم. كيارش بعد از مدتي به من اظهار علاقه كرد و پيشنهاد ازدواج داد. او با حرف‌هايش فريبم داد و با نشان دادن فيلمي از لحظه معاينه كردن يكي از بيمارانش، اعتمادم را كاملاً جلب كرد. پس از آن هم با يك دسته گل به خواستگاري‌ام آمد و گفت كه تك‌فرزند خانواده‌ است و پدرش وضع مالي بسيار خوبي دارد. با همين حرف‌ها بود كه فريبش را خوردم، غافل از اين‌كه او نقشه شومي در سر داشت. بعد از مدتي وي تهديدم كرد كه اگر ۲ميليون تومان به او ندهم، با عكس‌هايي كه در اين مدت از من تهيه كرده آبرويم را خواهد برد. با شنيدن اين حرف‌ها شوكه شدم و وقتي از دوستم كه من و كيارش را به هم معرفي كرده بود تحقيق كردم، متوجه شدم كه او نيز با همين شگرد در دام كيارش گرفتار شده است. براي همين تصميم گرفتم از اين مرد شكايت كنم. با شكايت دختر جوان، مأموران متوجه شدند كه كيارش علاوه بر او و دوستش از افراد ديگري نيز كلاهبرداري كرده است. بررسي‌ها نشان مي‌داد كه اين مرد خود را دكتر جا مي‌زد و بعد از فريب دختران دم بخت، با تهديد آنها دست به اخاذي مي‌زد. به اين ترتيب، مأموران اين مرد را كه مجرمي سابقه‌دار بود دستگير كردند. در جريان تحقيقات از دكتر قلابي معلوم شد او حتي سيكل هم ندارد و معمولاً طعمه‌هايش را در پارك‌ها و مراكز تفريحي شناسايي مي‌كرد و سپس با تهديد يا با وعده سفر به خارج از كشور، گرفتن وام يا خريد زمين دست به اخاذي و كلاهبرداري از طعمه‌هايش مي‌زد.

 

خانم دکتر کلاهبردار

وقتي هدف كلاهبرداري و به‌دست آوردن پول باشد، ديگر مهم نيست قرار است چه كسي طعمه قرار بگيرد و جيبش خالي شود. حتي اگر او يكي از بيماران خاص باشد كه براي تأمين هزينه داروهايش نيازمند است. چندي قبل زني جوان با پوشیدن لباس‌های شیک و مرتب راهی بیمارستان می‌شد. بعد از اين‌كه ادعا مي‌كرد دكتر است، به بهانه تهيه داروهاي خارجي از بيماران خاص و خانواده‌هاي‌شان كلاهبرداری مي‌کرد و پول‌هاي كلاني به جيب مي‌زد. يكي از مال‌باختگان درباره نحوه كلاهبرداري خانم دكتر قلابي به مأموران گفت: براي درمان فرزندم به بيمارستان مراجعه كرده بوديم و زماني كه در سالن انتظار نشسته بوديم، زن جواني نزد ما آمد. او لباس‌هاي مرتبي پوشيده بود. سر صحبت را باز كرد و وقتي از بيماري فرزندم باخبر شد، ‌گفت كه پزشك متخصص است و آشناياني در خارج از كشور دارد كه داروهاي بسيار كمياب را به راحتي برايش مي‌فرستند و او آنها را در اختيار بيمارانش قرار مي‌دهد. مدت‌ها بود كه براي تهيه داروهاي فرزندم با مشكل روبه‌رو بوديم و به‌دنبال راهي براي پيدا كردن داروهاي خارجي مي‌گشتيم. وقتي حرف‌هاي خانم دكتر را شنيدم، تصور كردم كه ديگر مشكلات‌مان حل مي‌شود. براي همين وقتي از ما خواست كه چند ميليون تومان به او پرداخت كنيم، قبول كرديم و اين كار را انجام داديم. خانم دكتر وعده داده بود كه با نفوذش در بيمارستان كاري مي‌كند كه بيمار ما به‌صورت ويژه درمان و همه مشكلات‌مان حل شود، اما پس از اين‌كه پول را گرفت، ناپديد شد و ديگر او را نديديم. هرچند این فرد نخستين كسي بود كه در دام خانم دكتر قلابي گرفتار شده بود، اما طولي نكشيد كه شكايت‌هاي مشابه ديگري هم در اختيار پليس قرار گرفت.

با افزايش شكايت‌ها، تيمي از كارآگاهان پليس آگاهي كرمانشاه وارد عمل شدند و تحقيقات براي شناسايي و دستگيري زن جوان شروع شد. كارآگاهان با حضور در بيمارستان‌ها و بررسي‌هاي تخصصي دريافتند كه هيچ پزشكي با مشخصات و نام و فاميل زن جوان در آنجا مشغول به‌كار نيست و در حقيقت اين زن يك دكتر قلابي است. در ادامه مشخصات ظاهري زن كلاهبردار در اختيار حراست تمامي بيمارستان‌ها قرار گرفت و با همكاري آنها سرنخ‌هايي از متهم به‌دست آمد. ردگيري اين سرنخ‌ها، كارآگاهان را به مخفي‌گاه خانم دكتر قلابي رساند و اين زن در يك عمليات ضربتي دستگير شد. وی پس از انتقال به اداره آگاهي و مواجهه حضوري با طعمه‌هايش به كلاهبرداري از آنها اعتراف كرد و مدعي شد كه اين نخستين بار است كه دست به كلاهبرداري مي‌زند. اين درحالي بود كه در مخفيگاه او تعدادي آلات و ادوات مربوط به پزشكي كشف شد كه متهم با استفاده از آنها طوري رفتار مي‌كرد كه طعمه‌هايش حرف‌هايش را باور و قبول كنند كه وي پزشك متخصص است.

 

دکتر قلابی قاتل

نقشه‌های برخی دکترهای قلابی برای به‌دست آوردن پول است، اما گاهی ممکن است در این‌راه کار به جاهایی باریک هم کشیده شود و آنها مرتکب قتل شوند. مثل دکتر قلابی که مدتی قبل به اتهام قتل بازداشت شد. این پرونده مدتی قبل به‌دنبال تماس ساکنان ساختمانی در منطقه جنت‌آباد با پلیس به جریان افتاد. آنها با شنیدن سر و صدای درگیری از خانه همسایه، پلیس را در جریان قرار دادند و دقایقی بعد مأموران کلانتری در محل حضور یافتند. در بررسی‌های نخست مشخص شد مرد صاحب‌خانه با همسر و خواهرزن خود درگیر شده است. این مرد ۵۰ساله به نام محسن به مأموران گفت: ساعتی پیش همسر و خواهرزنم همراه مردی که ادعا می‌کند پزشک است به خانه آمدند. آنها قصد داشتند دست و پای مرا با طناب ببندند و به من آمپول تزریق کنند، اما من مقاومت کردم و با داد و فریاد از همسایه‌ها کمک خواستم و حالا هم از آنها شکایت دارم. بعد از اظهارات این مرد مأموران به بازرسی وسایل پزشکی که همراه همسر و خواهرزن شاکی بود پرداختند و مقداری طناب، چسب و آمپول کشف کردند. به‌دنبال کشف این وسایل، هر سه متهم به همراه شاکی به کلانتری انتقال یافتند تا بازجویی از آنها ادامه پیدا کند.

در این بازجویی‌ها همسر شاکی به مأموران گفت: مدت‌ها بود که همسرم دچار بیماری روحی و روانی شده بود. بارها او را نزد چند پزشک متخصص اعصاب و روان بردم، اما اصلاً داروهایش را مصرف نمی‌کرد. به همین‌خاطر آرامش را از من و فرزندانم گرفته بود. در همه کارهای خانه دخالت می‌کرد و داد و فریاد راه می‌انداخت. دیگر از این وضعیت خسته شدم و تصمیم گرفتم هرطور شده او را به بیمارستان انتقال دهم. به همین‌خاطر موضوع را با خواهرم در میان گذاشتم و قرار شد تا با کمک مرد پزشک، دست و پایش را ببندیم و بعد از تزریق آمپول آرام‌بخش وی را به بیمارستان منتقل کنیم. امروز با مرد پزشک و خواهرم به خانه آمدیم تا هرطور شده شوهرم را به بیمارستان ببریم که این اتفاق افتاد.

درحالی‌که بازجویی‌ها ادامه داشت، ناگهان مرد میان‌سال در کلانتری از حال رفت و با حضور اورژانس در اداره پلیس و انجام معاینات مشخص شد که وی دچار ایست قلبی شده و به کام مرگ رفته است. با توجه به مرموز بودن مرگ این مرد، پرونده با دستور بازپرس دادسرای جنایی تهران در اختیار مأموران اداره دهم پلیس آگاهی تهران قرار گرفت.

مأموران در جریان تحقیق از پزشک دستگیر شده، پی بردند او پزشکی قلابی است. او گفت: من در کشور چین دوره دیده‌ام. با این دو خواهر در مطب یکی از آشنایانم که پزشک عمومی است آشنا شدم. دوستم از من خواست که به این دو خواهر کمک کنم. من هم چسب، طناب و آمپول با خودم برداشتم تا بعد از تزریق آرام‌بخش، مرد میان‌سال را به بیمارستان روانی انتقال دهم و نمی‌دانم چرا او جانش را از دست داد. به این ترتیب دکتر قلابی همراه همسر و خواهر همسر متوفی به اتهام قتل بازداشت شدند.

 

کپی برابر با اصل

برخی دکترهای قلابی وقتی در نقش دکتر قرار می‌گیرند آن‌قدر خوب نقش‌شان را بازی می‌کنند که نه تنها سایرین، بلکه خودشان هم واقعاً باورشان می‌شود که دکتر هستند.

شاید به همین دلیل است که حتی دست به طبابت هم می‌زنند. مثل زن جوانی که با جعل هویت و مدارک یک چشم‌ پزشک اقدام به راه‌اندازی مطبی در جنوب شرق تهران کرده بود و بیماران را ویزیت می‌کرد.

دست این دکتر قلابی وقتی رو شد که چشم‌ پزشکی به یکی از کلانتری‌های تهران رفت و از فعالیت او خبر داد و گفت: من در محدوده خیابان کارگر مطب دارم، اما مدتی پیش متوجه شدم که فردی با هویت من اقدام به راه‌اندازی مطبی در جنوب شرق تهران کرده و دست به ویزیت بیماران می‌زند. ابتدا تصور کردم که ماجرا فقط یک تشابه اسمی است، اما در تحقیقاتی که انجام دادم فهمیدم که این فرد نام و مدارک من را جعل کرده و حتی مهری، درست شبیه مهری که من دارم، با همان شماره نظام پزشکی تهیه کرده و از آن برای مهر کردن نسخه‌های پزشکی استفاده می‌کند. با اظهارات این زن تیمی از مأموران کلانتری تحقیقات خود را در این زمینه آغاز کردند. بررسی‌های انجام شده نشان می‌داد که اظهارات زن جوان حقیقت دارد و فردی با جعل مهر شاکی و معرفی خود به‌عنوان اپتومتریست، اقدام به ویزیت بیماران کرده و حتی نسخه تعیین شماره عینک نیز برایشان صادر می‌کند. مأموران همچنین متوجه شدند که خانم دکتر قلابی برای این‌که مشتریان بیشتری جلب کند، اقدام به ارائه تخفیف‌های ویژه به بیماران کرده است.

با گزارش ماجرا به مقام قضایی، دستور بازداشت چشم‌ پزشک قلابی صادر شد و مأموران در نقش بیمار راهی مطب وی شدند و او را که سرگرم ویزیت بیماران بود دستگیر کردند. متهم سعی کرد با سر و صدا و جوسازی از دستگیری خود جلوگیری کند، اما موفق نشد و در نهایت به دام افتاد. او پس از انتقال به کلانتری، وقتی در برابر شاکی پرونده قرار گرفت به جرم خود اعتراف کرد و این پرونده با تکمیل تحقیقات در اختیار مرجع قضایی قرار گرفت.

 

ترفندی عجیب برای کلاهبرداری

معمولاً کلاهبردارانی که با شیوه جازدن خود به‌عنوان یکی از اقوام دست به کلاهبرداری می‌زنند، کارمندان بانک را به‌عنوان طعمه در نظر می‌گیرند. علتش هم معلوم است، آنها فکر می‌کنند کارمندان بانک پول زیادی توی دست و بالشان است و هیچ‌وقت دست رد به سینه کسی نمی‌زنند. برای بعضی از آنها فرقی ندارد که کارمند مورد نظرشان مرد باشد یا زن. چرا که نقشه‌شان ممکن است هر کسی را به دام بیندازد. درست مثل کلاهبرداری‌های دکتر قلابی که کارمندان بانک‌های کرج را طعمه خود قرار می‌داد. این مرد هم مثل بقیه همکارانش برای اجرای نقشه‌هایش نیاز به اطلاعات اولیه داشت. اطلاعاتی مثل نام و فامیل و این‌جاست که باز هم کارمندان بانک که اسم و فامیل‌شان معمولاً مقابل باجه قرار دارد، بهترین گزینه کلاهبرداری به شمار می‌روند.

دکتر قلابی بعد از حضور در بانک، اسم کارمندان را به‌خاطر می‌سپرد و در روزهای بعد دائم به بانک سر می‌زد و اگر یکی از کارمندان سرجایش نبود و به مرخصی رفته بود، نقشه‌اش را عملی می‌کرد. نقشه‌ای که باعث شد سر ۲۱ کارمند بانک کلاه برود و پول‌های آنها به جیب دکتر قلابی سرازیر شود.

یکی از شاکی‌های این پرونده به پلیس گفت: روزی مرد خوش‌پوش و مؤدبی به من که صندوقدار بانک هستم، مراجعه کرد و خود را به‌عنوان دکتر يکي از بيمارستان‌هاي کرج معرفی کرد. او گفت در نزديکي بانک، یک مطب دارد و از اقوام يکي از همکارانم در بانک است که آن روز در مرخصي بود. مرد شیک‌پوش اسم همکارم را گفت و من هم باورم شد که راست می‌گوید و از اقوام همکارم است. او سپس مدعی شد که برایش مشکل بزرگی پیش آمده و به ۱۵۰هزار تومان پول نیاز دارد و چون هیچ کارت بانکی همراهش نیست، به بانک آمده که از فامیلش قرض بگیرد، اما متوجه شده که او مرخصی است.

او سپس از من خواست که این مبلغ را به وی قرض بدهم و گفت بعد از چند ساعت از طريق منشي خود پول را می‌فرستد. من هم اعتماد کردم و این مبلغ را به او دادم، اما با گذشت مدتی، وقتی دیدم او دیگر پیدایش نشد موضوع را پیگیری کردم و متوجه شدم در نزديکي بانک مطب دکتری با مشخصات آن فرد وجود ندارد و من فریب یک کلاهبردار را خورده‌ام.

با شکایت این مرد و شاکیان دیگر، تحقیقات پلیس برای دستگیری دکتر قلابی یا همان فامیل قلابی شروع شد. بررسی‌ها نشان می‌داد که این مرد از همه طعمه‌هایش با یک شگرد کلاهبرداری کرده و در همه موارد نیز خودش را دکتر معرفی کرده است.

جست‌و‌جو برای دستگیری متهم ادامه داشت تا این‌که اتفاق عجیبی باعث دستگیری او شد. ماجرا از این قرار بود که مرد کلاهبردار یک روز که برای اجرای نقشه‌اش راهی بانکی شده بود، به دلیل حواس‌پرتی، خاطرش نبود که مدتی قبل با مراجعه به همین بانک، دست به کلاهبرداری زده است. او وارد بانک شد و سراغ یکی از کارمندان رفت، غافل از این‌که پس از ماجرای کلاهبرداری قبلی، کارمندان بانک عکس او را از دوربین مداربسته به‌دست آورده و در اختیار داشتند. مرد شیک‌پوش قبل از این‌که در نقشی که برای خودش انتخاب کرده بود فرو برود، از سوی کارمندان بانک شناسایی و دستگیر شد. دقایقی بعد او در اختیار مأموران پلیس قرار گرفت و دستبند به دست راهی بازداشتگاه شد. مرد کلاهبردار در بازجویی‌ها به فریب ۲۱ کارمند بانک با این شگرد اعتراف کرد.

 

ماهنامه معیشت، شماره ۱۶، دی ۹۴

این روزها برخی تبهکاران با دروغ گفتن و ظاهرسازی، یک‌شبه ره صدساله را طی می‌کنند. آنها بدون این‌که تحصیلاتی داشته باشند، ادعا می‌کنند دکتر هستند و همین ادعا شروع بسیاری از جرائم مثل سرقت، کلاهبرداری، یا حتی قتل و تجاوز می‌شود. در این گزارش به برخی جرائمی که توسط دکترهای قلابی انجام شده است می‌پردازیم.   دکتری که سیکل هم نداشت دكترهاي قلابي، ...

این روزها برخی تبهکاران با دروغ گفتن و ظاهرسازی، یک‌شبه ره صدساله را طی می‌کنند. آنها بدون این‌که تحصیلاتی داشته باشند، ادعا می‌کنند دکتر هستند و همین ادعا شروع بسیاری از جرائم مثل سرقت، کلاهبرداری، یا حتی قتل و تجاوز می‌شود. در این گزارش به برخی جرائمی که توسط دکترهای قلابی انجام شده است می‌پردازیم.

 

دکتری که سیکل هم نداشت

دكترهاي قلابي، هدف خاصي براي جازدن خود به‌عنوان دكتر دارند و عده خاصي از مردم را به‌عنوان طعمه انتخاب مي‌كنند. طعمه برخي از آنها دختران دم بخت هستند و هدف‌شان نيز فقط اخاذي و سوءاستفاده مالي است. مثل دكتر قلابي كه سيكل هم نداشت، اما با معرفي خود به‌عنوان پزشك، دختران جوان را فريب می‌داد.

تحقيقات پليس استان زنجان براي دستگيري اين مرد با شكايت دختر جواني در اداره آگاهي شهر زنجان آغاز شد. دختر جوان به مأموران گفت: از طريق دوستم با جواني به نام كيارش كه خود را دكتر معرفي مي‌كرد آشنا شدم. كيارش بعد از مدتي به من اظهار علاقه كرد و پيشنهاد ازدواج داد. او با حرف‌هايش فريبم داد و با نشان دادن فيلمي از لحظه معاينه كردن يكي از بيمارانش، اعتمادم را كاملاً جلب كرد. پس از آن هم با يك دسته گل به خواستگاري‌ام آمد و گفت كه تك‌فرزند خانواده‌ است و پدرش وضع مالي بسيار خوبي دارد. با همين حرف‌ها بود كه فريبش را خوردم، غافل از اين‌كه او نقشه شومي در سر داشت. بعد از مدتي وي تهديدم كرد كه اگر ۲ميليون تومان به او ندهم، با عكس‌هايي كه در اين مدت از من تهيه كرده آبرويم را خواهد برد. با شنيدن اين حرف‌ها شوكه شدم و وقتي از دوستم كه من و كيارش را به هم معرفي كرده بود تحقيق كردم، متوجه شدم كه او نيز با همين شگرد در دام كيارش گرفتار شده است. براي همين تصميم گرفتم از اين مرد شكايت كنم. با شكايت دختر جوان، مأموران متوجه شدند كه كيارش علاوه بر او و دوستش از افراد ديگري نيز كلاهبرداري كرده است. بررسي‌ها نشان مي‌داد كه اين مرد خود را دكتر جا مي‌زد و بعد از فريب دختران دم بخت، با تهديد آنها دست به اخاذي مي‌زد. به اين ترتيب، مأموران اين مرد را كه مجرمي سابقه‌دار بود دستگير كردند. در جريان تحقيقات از دكتر قلابي معلوم شد او حتي سيكل هم ندارد و معمولاً طعمه‌هايش را در پارك‌ها و مراكز تفريحي شناسايي مي‌كرد و سپس با تهديد يا با وعده سفر به خارج از كشور، گرفتن وام يا خريد زمين دست به اخاذي و كلاهبرداري از طعمه‌هايش مي‌زد.

 

خانم دکتر کلاهبردار

وقتي هدف كلاهبرداري و به‌دست آوردن پول باشد، ديگر مهم نيست قرار است چه كسي طعمه قرار بگيرد و جيبش خالي شود. حتي اگر او يكي از بيماران خاص باشد كه براي تأمين هزينه داروهايش نيازمند است. چندي قبل زني جوان با پوشیدن لباس‌های شیک و مرتب راهی بیمارستان می‌شد. بعد از اين‌كه ادعا مي‌كرد دكتر است، به بهانه تهيه داروهاي خارجي از بيماران خاص و خانواده‌هاي‌شان كلاهبرداری مي‌کرد و پول‌هاي كلاني به جيب مي‌زد. يكي از مال‌باختگان درباره نحوه كلاهبرداري خانم دكتر قلابي به مأموران گفت: براي درمان فرزندم به بيمارستان مراجعه كرده بوديم و زماني كه در سالن انتظار نشسته بوديم، زن جواني نزد ما آمد. او لباس‌هاي مرتبي پوشيده بود. سر صحبت را باز كرد و وقتي از بيماري فرزندم باخبر شد، ‌گفت كه پزشك متخصص است و آشناياني در خارج از كشور دارد كه داروهاي بسيار كمياب را به راحتي برايش مي‌فرستند و او آنها را در اختيار بيمارانش قرار مي‌دهد. مدت‌ها بود كه براي تهيه داروهاي فرزندم با مشكل روبه‌رو بوديم و به‌دنبال راهي براي پيدا كردن داروهاي خارجي مي‌گشتيم. وقتي حرف‌هاي خانم دكتر را شنيدم، تصور كردم كه ديگر مشكلات‌مان حل مي‌شود. براي همين وقتي از ما خواست كه چند ميليون تومان به او پرداخت كنيم، قبول كرديم و اين كار را انجام داديم. خانم دكتر وعده داده بود كه با نفوذش در بيمارستان كاري مي‌كند كه بيمار ما به‌صورت ويژه درمان و همه مشكلات‌مان حل شود، اما پس از اين‌كه پول را گرفت، ناپديد شد و ديگر او را نديديم. هرچند این فرد نخستين كسي بود كه در دام خانم دكتر قلابي گرفتار شده بود، اما طولي نكشيد كه شكايت‌هاي مشابه ديگري هم در اختيار پليس قرار گرفت.

با افزايش شكايت‌ها، تيمي از كارآگاهان پليس آگاهي كرمانشاه وارد عمل شدند و تحقيقات براي شناسايي و دستگيري زن جوان شروع شد. كارآگاهان با حضور در بيمارستان‌ها و بررسي‌هاي تخصصي دريافتند كه هيچ پزشكي با مشخصات و نام و فاميل زن جوان در آنجا مشغول به‌كار نيست و در حقيقت اين زن يك دكتر قلابي است. در ادامه مشخصات ظاهري زن كلاهبردار در اختيار حراست تمامي بيمارستان‌ها قرار گرفت و با همكاري آنها سرنخ‌هايي از متهم به‌دست آمد. ردگيري اين سرنخ‌ها، كارآگاهان را به مخفي‌گاه خانم دكتر قلابي رساند و اين زن در يك عمليات ضربتي دستگير شد. وی پس از انتقال به اداره آگاهي و مواجهه حضوري با طعمه‌هايش به كلاهبرداري از آنها اعتراف كرد و مدعي شد كه اين نخستين بار است كه دست به كلاهبرداري مي‌زند. اين درحالي بود كه در مخفيگاه او تعدادي آلات و ادوات مربوط به پزشكي كشف شد كه متهم با استفاده از آنها طوري رفتار مي‌كرد كه طعمه‌هايش حرف‌هايش را باور و قبول كنند كه وي پزشك متخصص است.

 

دکتر قلابی قاتل

نقشه‌های برخی دکترهای قلابی برای به‌دست آوردن پول است، اما گاهی ممکن است در این‌راه کار به جاهایی باریک هم کشیده شود و آنها مرتکب قتل شوند. مثل دکتر قلابی که مدتی قبل به اتهام قتل بازداشت شد. این پرونده مدتی قبل به‌دنبال تماس ساکنان ساختمانی در منطقه جنت‌آباد با پلیس به جریان افتاد. آنها با شنیدن سر و صدای درگیری از خانه همسایه، پلیس را در جریان قرار دادند و دقایقی بعد مأموران کلانتری در محل حضور یافتند. در بررسی‌های نخست مشخص شد مرد صاحب‌خانه با همسر و خواهرزن خود درگیر شده است. این مرد ۵۰ساله به نام محسن به مأموران گفت: ساعتی پیش همسر و خواهرزنم همراه مردی که ادعا می‌کند پزشک است به خانه آمدند. آنها قصد داشتند دست و پای مرا با طناب ببندند و به من آمپول تزریق کنند، اما من مقاومت کردم و با داد و فریاد از همسایه‌ها کمک خواستم و حالا هم از آنها شکایت دارم. بعد از اظهارات این مرد مأموران به بازرسی وسایل پزشکی که همراه همسر و خواهرزن شاکی بود پرداختند و مقداری طناب، چسب و آمپول کشف کردند. به‌دنبال کشف این وسایل، هر سه متهم به همراه شاکی به کلانتری انتقال یافتند تا بازجویی از آنها ادامه پیدا کند.

در این بازجویی‌ها همسر شاکی به مأموران گفت: مدت‌ها بود که همسرم دچار بیماری روحی و روانی شده بود. بارها او را نزد چند پزشک متخصص اعصاب و روان بردم، اما اصلاً داروهایش را مصرف نمی‌کرد. به همین‌خاطر آرامش را از من و فرزندانم گرفته بود. در همه کارهای خانه دخالت می‌کرد و داد و فریاد راه می‌انداخت. دیگر از این وضعیت خسته شدم و تصمیم گرفتم هرطور شده او را به بیمارستان انتقال دهم. به همین‌خاطر موضوع را با خواهرم در میان گذاشتم و قرار شد تا با کمک مرد پزشک، دست و پایش را ببندیم و بعد از تزریق آمپول آرام‌بخش وی را به بیمارستان منتقل کنیم. امروز با مرد پزشک و خواهرم به خانه آمدیم تا هرطور شده شوهرم را به بیمارستان ببریم که این اتفاق افتاد.

درحالی‌که بازجویی‌ها ادامه داشت، ناگهان مرد میان‌سال در کلانتری از حال رفت و با حضور اورژانس در اداره پلیس و انجام معاینات مشخص شد که وی دچار ایست قلبی شده و به کام مرگ رفته است. با توجه به مرموز بودن مرگ این مرد، پرونده با دستور بازپرس دادسرای جنایی تهران در اختیار مأموران اداره دهم پلیس آگاهی تهران قرار گرفت.

مأموران در جریان تحقیق از پزشک دستگیر شده، پی بردند او پزشکی قلابی است. او گفت: من در کشور چین دوره دیده‌ام. با این دو خواهر در مطب یکی از آشنایانم که پزشک عمومی است آشنا شدم. دوستم از من خواست که به این دو خواهر کمک کنم. من هم چسب، طناب و آمپول با خودم برداشتم تا بعد از تزریق آرام‌بخش، مرد میان‌سال را به بیمارستان روانی انتقال دهم و نمی‌دانم چرا او جانش را از دست داد. به این ترتیب دکتر قلابی همراه همسر و خواهر همسر متوفی به اتهام قتل بازداشت شدند.

 

کپی برابر با اصل

برخی دکترهای قلابی وقتی در نقش دکتر قرار می‌گیرند آن‌قدر خوب نقش‌شان را بازی می‌کنند که نه تنها سایرین، بلکه خودشان هم واقعاً باورشان می‌شود که دکتر هستند.

شاید به همین دلیل است که حتی دست به طبابت هم می‌زنند. مثل زن جوانی که با جعل هویت و مدارک یک چشم‌ پزشک اقدام به راه‌اندازی مطبی در جنوب شرق تهران کرده بود و بیماران را ویزیت می‌کرد.

دست این دکتر قلابی وقتی رو شد که چشم‌ پزشکی به یکی از کلانتری‌های تهران رفت و از فعالیت او خبر داد و گفت: من در محدوده خیابان کارگر مطب دارم، اما مدتی پیش متوجه شدم که فردی با هویت من اقدام به راه‌اندازی مطبی در جنوب شرق تهران کرده و دست به ویزیت بیماران می‌زند. ابتدا تصور کردم که ماجرا فقط یک تشابه اسمی است، اما در تحقیقاتی که انجام دادم فهمیدم که این فرد نام و مدارک من را جعل کرده و حتی مهری، درست شبیه مهری که من دارم، با همان شماره نظام پزشکی تهیه کرده و از آن برای مهر کردن نسخه‌های پزشکی استفاده می‌کند. با اظهارات این زن تیمی از مأموران کلانتری تحقیقات خود را در این زمینه آغاز کردند. بررسی‌های انجام شده نشان می‌داد که اظهارات زن جوان حقیقت دارد و فردی با جعل مهر شاکی و معرفی خود به‌عنوان اپتومتریست، اقدام به ویزیت بیماران کرده و حتی نسخه تعیین شماره عینک نیز برایشان صادر می‌کند. مأموران همچنین متوجه شدند که خانم دکتر قلابی برای این‌که مشتریان بیشتری جلب کند، اقدام به ارائه تخفیف‌های ویژه به بیماران کرده است.

با گزارش ماجرا به مقام قضایی، دستور بازداشت چشم‌ پزشک قلابی صادر شد و مأموران در نقش بیمار راهی مطب وی شدند و او را که سرگرم ویزیت بیماران بود دستگیر کردند. متهم سعی کرد با سر و صدا و جوسازی از دستگیری خود جلوگیری کند، اما موفق نشد و در نهایت به دام افتاد. او پس از انتقال به کلانتری، وقتی در برابر شاکی پرونده قرار گرفت به جرم خود اعتراف کرد و این پرونده با تکمیل تحقیقات در اختیار مرجع قضایی قرار گرفت.

 

ترفندی عجیب برای کلاهبرداری

معمولاً کلاهبردارانی که با شیوه جازدن خود به‌عنوان یکی از اقوام دست به کلاهبرداری می‌زنند، کارمندان بانک را به‌عنوان طعمه در نظر می‌گیرند. علتش هم معلوم است، آنها فکر می‌کنند کارمندان بانک پول زیادی توی دست و بالشان است و هیچ‌وقت دست رد به سینه کسی نمی‌زنند. برای بعضی از آنها فرقی ندارد که کارمند مورد نظرشان مرد باشد یا زن. چرا که نقشه‌شان ممکن است هر کسی را به دام بیندازد. درست مثل کلاهبرداری‌های دکتر قلابی که کارمندان بانک‌های کرج را طعمه خود قرار می‌داد. این مرد هم مثل بقیه همکارانش برای اجرای نقشه‌هایش نیاز به اطلاعات اولیه داشت. اطلاعاتی مثل نام و فامیل و این‌جاست که باز هم کارمندان بانک که اسم و فامیل‌شان معمولاً مقابل باجه قرار دارد، بهترین گزینه کلاهبرداری به شمار می‌روند.

دکتر قلابی بعد از حضور در بانک، اسم کارمندان را به‌خاطر می‌سپرد و در روزهای بعد دائم به بانک سر می‌زد و اگر یکی از کارمندان سرجایش نبود و به مرخصی رفته بود، نقشه‌اش را عملی می‌کرد. نقشه‌ای که باعث شد سر ۲۱ کارمند بانک کلاه برود و پول‌های آنها به جیب دکتر قلابی سرازیر شود.

یکی از شاکی‌های این پرونده به پلیس گفت: روزی مرد خوش‌پوش و مؤدبی به من که صندوقدار بانک هستم، مراجعه کرد و خود را به‌عنوان دکتر يکي از بيمارستان‌هاي کرج معرفی کرد. او گفت در نزديکي بانک، یک مطب دارد و از اقوام يکي از همکارانم در بانک است که آن روز در مرخصي بود. مرد شیک‌پوش اسم همکارم را گفت و من هم باورم شد که راست می‌گوید و از اقوام همکارم است. او سپس مدعی شد که برایش مشکل بزرگی پیش آمده و به ۱۵۰هزار تومان پول نیاز دارد و چون هیچ کارت بانکی همراهش نیست، به بانک آمده که از فامیلش قرض بگیرد، اما متوجه شده که او مرخصی است.

او سپس از من خواست که این مبلغ را به وی قرض بدهم و گفت بعد از چند ساعت از طريق منشي خود پول را می‌فرستد. من هم اعتماد کردم و این مبلغ را به او دادم، اما با گذشت مدتی، وقتی دیدم او دیگر پیدایش نشد موضوع را پیگیری کردم و متوجه شدم در نزديکي بانک مطب دکتری با مشخصات آن فرد وجود ندارد و من فریب یک کلاهبردار را خورده‌ام.

با شکایت این مرد و شاکیان دیگر، تحقیقات پلیس برای دستگیری دکتر قلابی یا همان فامیل قلابی شروع شد. بررسی‌ها نشان می‌داد که این مرد از همه طعمه‌هایش با یک شگرد کلاهبرداری کرده و در همه موارد نیز خودش را دکتر معرفی کرده است.

جست‌و‌جو برای دستگیری متهم ادامه داشت تا این‌که اتفاق عجیبی باعث دستگیری او شد. ماجرا از این قرار بود که مرد کلاهبردار یک روز که برای اجرای نقشه‌اش راهی بانکی شده بود، به دلیل حواس‌پرتی، خاطرش نبود که مدتی قبل با مراجعه به همین بانک، دست به کلاهبرداری زده است. او وارد بانک شد و سراغ یکی از کارمندان رفت، غافل از این‌که پس از ماجرای کلاهبرداری قبلی، کارمندان بانک عکس او را از دوربین مداربسته به‌دست آورده و در اختیار داشتند. مرد شیک‌پوش قبل از این‌که در نقشی که برای خودش انتخاب کرده بود فرو برود، از سوی کارمندان بانک شناسایی و دستگیر شد. دقایقی بعد او در اختیار مأموران پلیس قرار گرفت و دستبند به دست راهی بازداشتگاه شد. مرد کلاهبردار در بازجویی‌ها به فریب ۲۱ کارمند بانک با این شگرد اعتراف کرد.

 

ماهنامه معیشت، شماره ۱۶، دی ۹۴

کتابهای منتشره

اصل بعیدبودن: چرا هم‌رخدادی‌ها و رویدادهای معجزه‌آسا و نادر همه‌روزه رخ می‌دهند

این کتابی‌ست درباره‌ی رویدادهای خارق‌العاده‌ی نامحتمل و ‏بعید؛ درباره‌ی این‌که چرا چیزهایی بسیار بعید رخ می‌دهند. و ناگفته نماند، درباره‌ی ‏این‌که چرا پشت سر هم رخ می‌دهند و رخ می‌دهند، و باز هم رخ می‌دهند. ‏ در نگاه نخست،...[]