بسم الله الرحمن الرحیم

دسته بندی : داستان جلد

۲۱ آذر ۱۳۹۶

photo_2017-12-12_10-33-46

پابلو پیکاسو: «هنرمندان خوب کپی می‌کنند، هنرمندان بزرگ می‌دزدند.»

کلاه‌برداری چیست؟ کجا و کی اتفاق می‌افتد؟ می‌کوشم با چند مثال ساده نشان دهم کلاه‌برداری مدام اتفاق می‌افتد و رنگ عوض می‌کند. ازسوی بیشتر افراد می‌تواند بروز یابد و معیشت آدمی را تحت تأثیر قرار دهد.

 

توالت آپارتمان بیوۀ مُسني سوراخ مي‌شود. او پیمان‌کاری را درقبال ۱۵ میلیون تومان برای تعمیر آن استخدام و قراردادی را امضا کرد که وي را ملزم به پرداخت ۵ میلیون تومان به عنوان پرداخت اولیه می‌کرد و مابقی را به‌صورت قسطی می‌داد. ماجرا وقتي کشف شده بود كه این زن برای گرفتن ۵ میلیون تومان به بانک رفت. تحویل‌دار پرسید چرا به چنین پول زیادی احتیاج دارد و زن جواب داد که باید به لوله‌کش بدهد. تحویل‌دار با پلیس تماس می‌گیرد و پليس پیمان‌کار بی‌وجدان را به‌دلیل کلاه‌برداری بازداشت مي‌كند.

 

تقریباً همة پیمان‌کاران باوجدان تصدیق می‌کنند که تعمیر توالت به‌ازای ۱۵ میلیون تومان به‌طور فاحشي نامنصفانه است، به‌رغم این واقعیت که دو طرف قرارداد، یعنی آن بیوۀ مسن و پیمانکار بر سر آن توافق داشتند. این مورد دو نکته را دربارۀ محدودیت‌های اخلاقی قراردادها یا توافقات توضیح می‌دهد: اول، این حقیقت که وجود توافق، رعایت انصاف در آن را تضمین نمی‌کند؛ دوم، توافق برای ایجاد ادعای اخلاقی لازم‌الاجرا کافی نیست. جدای از ابزاری برای منفعت طرفین، این قرارداد آرمان مقابله‌به‌مثل را به استهزا مي‌گيرد. من فکر می‌کنم این موضوع توضیح می‌دهد که چرا تعداد ناچيزي از افراد می‌گویند که اين زن مسن ازنظر اخلاقی متعهد به پرداخت آن پول ظالمانه بود.

 

شاید پاسخ داده شود كه حُقة تعمير توالتْ قراردادي كاملاً داوطلبانه نبوده است، با اين توضيح كه در آن لوله‌كش بی‌وجدان از زني مسن سوءاستفاده مي‌كند كه چيزي دربارة لوله‌كشي نمي‌داند. من از جزئيات آن مورد خبر ندارم؛ اما اجازه دهيد به‌منظور همين استدلال فرض كنيم كه لوله‌كش زن را مجبور نكرده و او وقتي با اين معامله موافقت كرده ذهني سالم داشته است (گرچه دربارة قيمت لوله‌كشي اين‌طور نبوده). اين حقيقت كه توافق بین آن‌ها داوطلبانه بوده، به‌هيچ‌وجه تضمين نمي‌كند كه اين مبادله برابر و منصفانه است يا منافعي قابلِ‌مقايسه براي طرفين دارد.

 

همسرم در خیابان شریعتی تهران تصادف کرده بود. راننده که ظاهراً فرد بسیار متشخصی بوده است، خواهش می‌کند که به‌دلیل نداشتن بیمه شخص ثالث پلیس را خبر نکنیم و من خسارت شما را می‌پردازم. براساس توافق نظر طرفین، این فرد پذیرفته که مقصر است. درواقع، او تعهد اخلاقی می‌دهد که به توافقی برای بازپرداخت هزینۀ خسارتی که به ماشین ما وارد کرده بود پای‌بند بماند. اما بعد از ترک محل و با این وعده که به‌سمت تعمیرگاهی برای تعیین خسارت برویم، گریخته بود. بعد با وی تماس گرفتیم و ایشان مدعی شد که اصلاً من مقصر نبوده‌ام و شما مقصر بوده‌اید و مدارک من (شامل گواهی‌نامه و کارت بیمه) را به‌زور از من گرفته‌اید. همان‌طور که مشخص است، تعهد اخلاقی را خیلی راحت‌تر از یک قرارداد می‌توان زیر پا گذاشت.

 

پس از مراجعه به شورای حل اختلاف، قاضی به من گفت که ایشان از خانوادۀ بسیار مشهور تجریش است و فرد شریفی است. با این‌که براساس نظرات کارشناسان تصادف و قاضی، وی مقصر شناخته شد، بازهم بعد از گذشت ۶ ماه اقدامی برای پرداخت خسارت نکرد. یعنی یک نکتۀ مهم‌تر: وجود حکم شورای حل اختلاف هم تضمینی برای پای‌بندی و وفای به عهد نیست! کلاه‌برداری شاخ و دم ندارد!

 

شاید بتوان گفت برای عمل به قرارداد و وفای به عهد، ضمن وجود قرارداد مکتوب باید دو عنصر مهم دیگر هم وجود داشته باشد: الف. تعهد اخلاقی؛ ب. وجود نهاد (شخص) ثالث برای اِعمال ضوابط قرارداد. البته، در دنیای مدرن موضوع این است که ازآنجاکه تعهد اخلاقی برای عمل به شرایط قرارداد کم‌رنگ شده است، پس باید نهاد یا شخص ثالث از قدرت اجرایی لازم برخوردار و هزینۀ مراجعه به آن پایین و افراد ملزم به عمل به رأی آن باشند. دادگاه نماد عینی چنین نهاد ثالثی است که در کشورهای درحال توسعه ویژگی‌های فوق را به‌شکل مناسبی ندارد.

 

پس می‌توان گفت در جوامع درحال توسعه که شرایط انعقاد قراردادها مخدوش و نهاد ثالث شرایط لازم برای اِعمال قرارداد را ندارد، اگر تعهد اخلاقی هم کم‌رنگ باشد، توافق هیچ پایه‌ای برای عمل به آن نخواهد داشت و در این شرایط فقط منفعت شخصی بر هر معامله یا قرارداد یا توافقی حاکم خواهد بود. در موارد زیادی هم منفعت شخصی با کلاه‌برداری هم‌دست می‌شوند.

 

اول اسفندماه ۱۳۹۲ با قالی‌شویی تماس گرفتم و قرار شد بیایند و قالی‌ها را برای شست‌وشو ببرند. دخترم خانه بود و وقتی از قالی‌شویی آمدند در برگۀ فاکتور مشخصات قالی‌ها و قیمتی را نوشته بودند و از او امضا گرفته بودند. اما برای تعیین قیمت و نحوۀ شستن قالی‌ها (سفیدشویی، براق‌شویی یا عالی‌شویی) با دفتر قالیشویی تماس گرفتیم؛ چون می‌دانستم دخترم دانش کافی در این زمینه ندارد. این کار را کردیم و بر سر متری ۳۰۰۰ تومان برای شست‌وشو توافق کردیم. وقتی قالی‌ها را آوردند قیمت درج‌شده در فاکتور بیش از دوبرابر هزینۀ هر متر ۳۰۰۰ تومان بود. بعد بین ما و کارگر قالیشویی دعوا شد و او می‌گفت شما بالاشهری‌ها می‌خواهید حق منِ کارگر را بخورید. استدلال‌اش جالب بود: وقتی دختر شما این قرارداد را امضا کرده، شما مکلف‌اید به این قرارداد عمل کنید. حرف ما این بود که شما از دانش کم این دختر سوءاستفاده کرده‌اید و بنابراین، قرارداد مخدوش است. درست است که دخترم به‌شکلی داوطلبانه و درنهایت سلامت قرارداد را امضا کرده، اما این قرارداد منافع من را تضمین نمی‌کند و کاملاً یک‌جانبه و به نفع شماست و نه من. نمایندۀ قالی‌شویی می‌گفت شما وقتی قرارداد را امضا کرده‌اید باید به این موضوع توجه می‌کردید. مهم این است که در قرارداد چه نوشته شده است، مهم این نیست که من تلفنی به شما چه گفته‌ام. البته، درنهایت بعد از یک ساعت، از دفتر قالی‌شویی تماس گرفتند و بازی به‌نفع ما تمام شد. البته، در ایران در این موارد هزینه‌های مبادله برای پی‌گیری چنین مواردی ازطریق پلیس یا دادگاه یا شورای حل اختلاف خیلی بالاست.

 

رفتیم برای خرید تختخواب. بعد از انتخاب تختخواب، فروشنده اندازۀ یک تشک را روی کاغذ نوشت و داد به ما که آن را خریداری کنیم. تختخواب را آوردند و یکی دو روز بعد هم تشک را. تشک ۱۰ سانتیمتر بلندتر از تختخواب بود. با فروشندۀ تخت تماس گرفتم و موضوع را با او در میان گذاشتم. استدلالش این بود که شما قرارداد (فاکتور فروش) را امضا کرده‌اید، و بنابراین، من هیچ مسئولیتی درقبال این مشکل ندارم و اشتباه شما این بوده که وقتی من اندازۀ تشک را به شما گفته‌ام شما از من امضا نگرفته‌اید. حرف من این بود که شما در چارچوب اخلاق رفتار نمی‌کنید و از دانش پایین من سوءاستفاده کرده‌اید. تخت‌فروش می‌گفت توافق من و شما (فاکتور خرید و فروش امضاشده) دلالت بر هیچ تعهد اخلاقی از جانب من نسبت به شما نمی‌کند. من اگر هم سر شما کلاه گذاشته‌ام، شما داوطلبانه تخت را خریده‌اید و اخلاق در اینجا هیچ موضوعیتی ندارد. درنهایت، مجبور شدم با او تماس بگیریم و هزینه‌ای اضافی پرداخت کنم و اندازۀ تختخواب را تغییر دهم.

 

می‌بینیم که کلاه‌برداری به اَشکال مختلف نمایان می‌شود و هرجا پای مبادله و بده‌بستان در میان است کلاه‌برداری رخ می‌نماید. اما محدود به مبادلات فردی از نوع بالا نمی‌شود.

 

گاه کلاه‌برداری در قالب مبادلات بین فرد و بنگاه‌های اقتصادی نمایان می‌شود. شرکت‌های بیمه در کسب‌وکار خود با مشکلی روبه‌رو هستند به نام کژمنشی یا مخاطرات اخلاقی. افراد وقتی بیمه می‌خرند از احتیاط خود می‌کاهند. فرض کنید فردی با خودرو خود با سرعت متوسط ۱۲۰ کیلومتر در ساعت رانندگی می‌کند. اما بعد برای ماشین خودش بیمه خریداری می‌کند. حالا ممکن است وسوسه شود با سرعت ۱۳۰ کیلومتر رانندگی کند. درواقع، در این حالت بیمه‌شده احتیاط‌های توافق‌شده در برابر برون‌دادها را به‌جا نمی‌آورد و امید دارد که کلاه شرکت بیمه را بردارد. برداشتن کلاه شرکت بیمه اتفاقی است که مدام می‌افتد. صحنه‌سازی، جا زدن فرد دارای گواهی‌نامه به‌جای فرد فاقد گواهی‌نامه، دستکاری در شواهد و مواردی از این دست همگی ذیل کژمنشی قرار می‌گیرند.

 

اما کلاه‌برداری بانکی اشکال متفاوتی دارد. رفته بودم بلژیک و قصد خرید شکلات داشتم. مقداری شکلات خریدم و بعد اسکناس ۵۰۰ یورویی را که از صرافی خیابان وزرا خریده بودم، از کیف پولم درآوردم و دادم به فروشنده. ناگهان او دستش را کشید و پول را نگرفت! حیرت کردم. گفتم چیزی شده؟ با چشمانی ورقلمبیده و کمی ترسیده گفت نمی‌توانم ۵۰۰ یورویی بگیرم و این پول را فقط قاچاقچیان دارند و می‌خواهند پولشویی کنند. حالا من ترسیده بودم. توضیح دادم که مسافرم و این هم پاسپورتم. نشد که نشد. اسکناس را نگرفت و مجبور شدم برای خرد کرد پول به بانک بروم. در دورۀ گانگستری مشهور دهۀ ۱۹۲۰ در آمریکا قماربازی و فروش مشروبات الکلی غیرمجاز مقادیر زیادی پول رد و بدل می‌شد که نیاز داشت شسته شود و شکل مشروع به خود بگیرد. به عبارت دیگر، باید یک یا چندین شیوه توسعه می‌یافت تا دولت به این پول‌ها مشکوک نمی‌شد. دردسر اصلی گانگسترها این بود که پولی که کسب می‌کردند به‌صورت وجه نقد و بیشتر اسکناس‌های کاغذی یا سکه بود. اگر این پول‌ها را به بانک می‌بردند، بانک و درنهایت دولت شروع می‌کردند به سؤال. ازسوی‌دیگر، ذخیره کردن سکه‌ها و اسکناس‌ها نزد خودشان تبدیل می‌شد به یک کابوس فیزیکی و لجستیک. ازاین‌رو، گانگسترها کسب‌وکارهایی را ایجاد کردند که یکی از آن‌ها با ماشین‌های قمار کازینو سروکار داشت و دیگری مغازه‌های لباسشویی بود. از سکه‌ها می‌شد برای قماربازی و شستن لباس‌ها استفاده کرد. البته، تعداد سکه‌هایی که استفاده می‌شدند بسیار بیشتر از میزان واقعی مورد استفاده در قماربازی و لباس‌شویی بودند و طوری آن‌ها را جلوه می‌دادند که به نظر قماربازی و لباس‌شویی بیشتر از حد معمول درحال انجام بود و درنتیجه گفته می‌شود که اصطلاح پولشویی به‌وجود آمد. درواقع، پول‌شویی یعنی تبدیل پول «بد» یا «کثیف» به پول «مشروع». تخصص پول‌شویان پو‌ل‌شویی است. به عبارت دیگر قاچاقچیان و صاحبان پول نامشروع کلاه بانک‌ها را برمی‌دارند، پول خود را تمیز می‌کنند.

 

اما کلاه‌برداری و فریبکاری محدود به برداشتن کلاه یک فرد از جانب فرد دیگری نمی‌شود. گاه فرد خودش خودش را فریب می‌دهد: خودفریبی. خودفریبی کلاه‌بردارانه گاهی در ورزش خودنمایی می‌کند. همۀ ورزشکاران می‌دانند که نباید از استروئید استفاده کنند و اگر روشن شود که از این دارو استفاده کرده‌اند، همۀ رکوردهایشان باطل می‌شود و از ورزش هم محروم می‌شوند. اما کدام ورزشکار است که آرزوی شکست رکوردهای تازه و تحسین هواداران به یاری استروئید را نداشته باشد؟ مربی فوتبال بلغاری در ۲۰۱۰ به‌دلیل دادن استروئید به بازیکنانش محروم شد. فلوید لندیس هم به همین دلیل در ۲۰۰۶ از مقامش در دو فرانس پایین کشیده شد. اما وقتی ورزشکار استفاده‌کننده از استروئید دارد مدال می‌گیرد در سرش چه می‌گذارد؟ او که می‌داند نوعی کلاه‌برداری کرده است؟ آیا او نمی‌داند که لیاقت تحسین ندارد؟ می‌داند و اما کلاه‌برداری‌هایی از این نوع گاهی لذت درونی زیاد دارند و گاهی موجب افزایش ثروت می‌شود.

 

مثال‌های بالا نشان می‌دهند که کلاه‌برداری گاه با لذت، گاه با ثروت، گاه با درآمد و گاه با فقر و بدبختی همراه هستند. گاه از افرادی سر می‌زند که انتظار می‌رفته اخلاقی رفتار کنند. کلاه‌برداری گاه در شکلی زیبا و گاه در شکل تحسین دیگران خودنمایی می‌کند. اما درنهایت کلاه‌برداری حتماً غیرقاونی است و غیراخلاقی.

 

نویسنده: محمدرضا فرهادی‌پور

 

ماهنامه معیشت، شماره۳۶، مهر ۹۶

 

پابلو پیکاسو: «هنرمندان خوب کپی می‌کنند، هنرمندان بزرگ می‌دزدند.» کلاه‌برداری چیست؟ کجا و کی اتفاق می‌افتد؟ می‌کوشم با چند مثال ساده نشان دهم کلاه‌برداری مدام اتفاق می‌افتد و رنگ عوض می‌کند. ازسوی بیشتر افراد می‌تواند بروز یابد و معیشت آدمی را تحت تأثیر قرار دهد.   توالت آپارتمان بیوۀ مُسني سوراخ مي‌شود. او پیمان‌کاری را درقبال 15 میلیون تومان برای تعمیر آن استخدام ...

پابلو پیکاسو: «هنرمندان خوب کپی می‌کنند، هنرمندان بزرگ می‌دزدند.»

کلاه‌برداری چیست؟ کجا و کی اتفاق می‌افتد؟ می‌کوشم با چند مثال ساده نشان دهم کلاه‌برداری مدام اتفاق می‌افتد و رنگ عوض می‌کند. ازسوی بیشتر افراد می‌تواند بروز یابد و معیشت آدمی را تحت تأثیر قرار دهد.

 

توالت آپارتمان بیوۀ مُسني سوراخ مي‌شود. او پیمان‌کاری را درقبال ۱۵ میلیون تومان برای تعمیر آن استخدام و قراردادی را امضا کرد که وي را ملزم به پرداخت ۵ میلیون تومان به عنوان پرداخت اولیه می‌کرد و مابقی را به‌صورت قسطی می‌داد. ماجرا وقتي کشف شده بود كه این زن برای گرفتن ۵ میلیون تومان به بانک رفت. تحویل‌دار پرسید چرا به چنین پول زیادی احتیاج دارد و زن جواب داد که باید به لوله‌کش بدهد. تحویل‌دار با پلیس تماس می‌گیرد و پليس پیمان‌کار بی‌وجدان را به‌دلیل کلاه‌برداری بازداشت مي‌كند.

 

تقریباً همة پیمان‌کاران باوجدان تصدیق می‌کنند که تعمیر توالت به‌ازای ۱۵ میلیون تومان به‌طور فاحشي نامنصفانه است، به‌رغم این واقعیت که دو طرف قرارداد، یعنی آن بیوۀ مسن و پیمانکار بر سر آن توافق داشتند. این مورد دو نکته را دربارۀ محدودیت‌های اخلاقی قراردادها یا توافقات توضیح می‌دهد: اول، این حقیقت که وجود توافق، رعایت انصاف در آن را تضمین نمی‌کند؛ دوم، توافق برای ایجاد ادعای اخلاقی لازم‌الاجرا کافی نیست. جدای از ابزاری برای منفعت طرفین، این قرارداد آرمان مقابله‌به‌مثل را به استهزا مي‌گيرد. من فکر می‌کنم این موضوع توضیح می‌دهد که چرا تعداد ناچيزي از افراد می‌گویند که اين زن مسن ازنظر اخلاقی متعهد به پرداخت آن پول ظالمانه بود.

 

شاید پاسخ داده شود كه حُقة تعمير توالتْ قراردادي كاملاً داوطلبانه نبوده است، با اين توضيح كه در آن لوله‌كش بی‌وجدان از زني مسن سوءاستفاده مي‌كند كه چيزي دربارة لوله‌كشي نمي‌داند. من از جزئيات آن مورد خبر ندارم؛ اما اجازه دهيد به‌منظور همين استدلال فرض كنيم كه لوله‌كش زن را مجبور نكرده و او وقتي با اين معامله موافقت كرده ذهني سالم داشته است (گرچه دربارة قيمت لوله‌كشي اين‌طور نبوده). اين حقيقت كه توافق بین آن‌ها داوطلبانه بوده، به‌هيچ‌وجه تضمين نمي‌كند كه اين مبادله برابر و منصفانه است يا منافعي قابلِ‌مقايسه براي طرفين دارد.

 

همسرم در خیابان شریعتی تهران تصادف کرده بود. راننده که ظاهراً فرد بسیار متشخصی بوده است، خواهش می‌کند که به‌دلیل نداشتن بیمه شخص ثالث پلیس را خبر نکنیم و من خسارت شما را می‌پردازم. براساس توافق نظر طرفین، این فرد پذیرفته که مقصر است. درواقع، او تعهد اخلاقی می‌دهد که به توافقی برای بازپرداخت هزینۀ خسارتی که به ماشین ما وارد کرده بود پای‌بند بماند. اما بعد از ترک محل و با این وعده که به‌سمت تعمیرگاهی برای تعیین خسارت برویم، گریخته بود. بعد با وی تماس گرفتیم و ایشان مدعی شد که اصلاً من مقصر نبوده‌ام و شما مقصر بوده‌اید و مدارک من (شامل گواهی‌نامه و کارت بیمه) را به‌زور از من گرفته‌اید. همان‌طور که مشخص است، تعهد اخلاقی را خیلی راحت‌تر از یک قرارداد می‌توان زیر پا گذاشت.

 

پس از مراجعه به شورای حل اختلاف، قاضی به من گفت که ایشان از خانوادۀ بسیار مشهور تجریش است و فرد شریفی است. با این‌که براساس نظرات کارشناسان تصادف و قاضی، وی مقصر شناخته شد، بازهم بعد از گذشت ۶ ماه اقدامی برای پرداخت خسارت نکرد. یعنی یک نکتۀ مهم‌تر: وجود حکم شورای حل اختلاف هم تضمینی برای پای‌بندی و وفای به عهد نیست! کلاه‌برداری شاخ و دم ندارد!

 

شاید بتوان گفت برای عمل به قرارداد و وفای به عهد، ضمن وجود قرارداد مکتوب باید دو عنصر مهم دیگر هم وجود داشته باشد: الف. تعهد اخلاقی؛ ب. وجود نهاد (شخص) ثالث برای اِعمال ضوابط قرارداد. البته، در دنیای مدرن موضوع این است که ازآنجاکه تعهد اخلاقی برای عمل به شرایط قرارداد کم‌رنگ شده است، پس باید نهاد یا شخص ثالث از قدرت اجرایی لازم برخوردار و هزینۀ مراجعه به آن پایین و افراد ملزم به عمل به رأی آن باشند. دادگاه نماد عینی چنین نهاد ثالثی است که در کشورهای درحال توسعه ویژگی‌های فوق را به‌شکل مناسبی ندارد.

 

پس می‌توان گفت در جوامع درحال توسعه که شرایط انعقاد قراردادها مخدوش و نهاد ثالث شرایط لازم برای اِعمال قرارداد را ندارد، اگر تعهد اخلاقی هم کم‌رنگ باشد، توافق هیچ پایه‌ای برای عمل به آن نخواهد داشت و در این شرایط فقط منفعت شخصی بر هر معامله یا قرارداد یا توافقی حاکم خواهد بود. در موارد زیادی هم منفعت شخصی با کلاه‌برداری هم‌دست می‌شوند.

 

اول اسفندماه ۱۳۹۲ با قالی‌شویی تماس گرفتم و قرار شد بیایند و قالی‌ها را برای شست‌وشو ببرند. دخترم خانه بود و وقتی از قالی‌شویی آمدند در برگۀ فاکتور مشخصات قالی‌ها و قیمتی را نوشته بودند و از او امضا گرفته بودند. اما برای تعیین قیمت و نحوۀ شستن قالی‌ها (سفیدشویی، براق‌شویی یا عالی‌شویی) با دفتر قالیشویی تماس گرفتیم؛ چون می‌دانستم دخترم دانش کافی در این زمینه ندارد. این کار را کردیم و بر سر متری ۳۰۰۰ تومان برای شست‌وشو توافق کردیم. وقتی قالی‌ها را آوردند قیمت درج‌شده در فاکتور بیش از دوبرابر هزینۀ هر متر ۳۰۰۰ تومان بود. بعد بین ما و کارگر قالیشویی دعوا شد و او می‌گفت شما بالاشهری‌ها می‌خواهید حق منِ کارگر را بخورید. استدلال‌اش جالب بود: وقتی دختر شما این قرارداد را امضا کرده، شما مکلف‌اید به این قرارداد عمل کنید. حرف ما این بود که شما از دانش کم این دختر سوءاستفاده کرده‌اید و بنابراین، قرارداد مخدوش است. درست است که دخترم به‌شکلی داوطلبانه و درنهایت سلامت قرارداد را امضا کرده، اما این قرارداد منافع من را تضمین نمی‌کند و کاملاً یک‌جانبه و به نفع شماست و نه من. نمایندۀ قالی‌شویی می‌گفت شما وقتی قرارداد را امضا کرده‌اید باید به این موضوع توجه می‌کردید. مهم این است که در قرارداد چه نوشته شده است، مهم این نیست که من تلفنی به شما چه گفته‌ام. البته، درنهایت بعد از یک ساعت، از دفتر قالی‌شویی تماس گرفتند و بازی به‌نفع ما تمام شد. البته، در ایران در این موارد هزینه‌های مبادله برای پی‌گیری چنین مواردی ازطریق پلیس یا دادگاه یا شورای حل اختلاف خیلی بالاست.

 

رفتیم برای خرید تختخواب. بعد از انتخاب تختخواب، فروشنده اندازۀ یک تشک را روی کاغذ نوشت و داد به ما که آن را خریداری کنیم. تختخواب را آوردند و یکی دو روز بعد هم تشک را. تشک ۱۰ سانتیمتر بلندتر از تختخواب بود. با فروشندۀ تخت تماس گرفتم و موضوع را با او در میان گذاشتم. استدلالش این بود که شما قرارداد (فاکتور فروش) را امضا کرده‌اید، و بنابراین، من هیچ مسئولیتی درقبال این مشکل ندارم و اشتباه شما این بوده که وقتی من اندازۀ تشک را به شما گفته‌ام شما از من امضا نگرفته‌اید. حرف من این بود که شما در چارچوب اخلاق رفتار نمی‌کنید و از دانش پایین من سوءاستفاده کرده‌اید. تخت‌فروش می‌گفت توافق من و شما (فاکتور خرید و فروش امضاشده) دلالت بر هیچ تعهد اخلاقی از جانب من نسبت به شما نمی‌کند. من اگر هم سر شما کلاه گذاشته‌ام، شما داوطلبانه تخت را خریده‌اید و اخلاق در اینجا هیچ موضوعیتی ندارد. درنهایت، مجبور شدم با او تماس بگیریم و هزینه‌ای اضافی پرداخت کنم و اندازۀ تختخواب را تغییر دهم.

 

می‌بینیم که کلاه‌برداری به اَشکال مختلف نمایان می‌شود و هرجا پای مبادله و بده‌بستان در میان است کلاه‌برداری رخ می‌نماید. اما محدود به مبادلات فردی از نوع بالا نمی‌شود.

 

گاه کلاه‌برداری در قالب مبادلات بین فرد و بنگاه‌های اقتصادی نمایان می‌شود. شرکت‌های بیمه در کسب‌وکار خود با مشکلی روبه‌رو هستند به نام کژمنشی یا مخاطرات اخلاقی. افراد وقتی بیمه می‌خرند از احتیاط خود می‌کاهند. فرض کنید فردی با خودرو خود با سرعت متوسط ۱۲۰ کیلومتر در ساعت رانندگی می‌کند. اما بعد برای ماشین خودش بیمه خریداری می‌کند. حالا ممکن است وسوسه شود با سرعت ۱۳۰ کیلومتر رانندگی کند. درواقع، در این حالت بیمه‌شده احتیاط‌های توافق‌شده در برابر برون‌دادها را به‌جا نمی‌آورد و امید دارد که کلاه شرکت بیمه را بردارد. برداشتن کلاه شرکت بیمه اتفاقی است که مدام می‌افتد. صحنه‌سازی، جا زدن فرد دارای گواهی‌نامه به‌جای فرد فاقد گواهی‌نامه، دستکاری در شواهد و مواردی از این دست همگی ذیل کژمنشی قرار می‌گیرند.

 

اما کلاه‌برداری بانکی اشکال متفاوتی دارد. رفته بودم بلژیک و قصد خرید شکلات داشتم. مقداری شکلات خریدم و بعد اسکناس ۵۰۰ یورویی را که از صرافی خیابان وزرا خریده بودم، از کیف پولم درآوردم و دادم به فروشنده. ناگهان او دستش را کشید و پول را نگرفت! حیرت کردم. گفتم چیزی شده؟ با چشمانی ورقلمبیده و کمی ترسیده گفت نمی‌توانم ۵۰۰ یورویی بگیرم و این پول را فقط قاچاقچیان دارند و می‌خواهند پولشویی کنند. حالا من ترسیده بودم. توضیح دادم که مسافرم و این هم پاسپورتم. نشد که نشد. اسکناس را نگرفت و مجبور شدم برای خرد کرد پول به بانک بروم. در دورۀ گانگستری مشهور دهۀ ۱۹۲۰ در آمریکا قماربازی و فروش مشروبات الکلی غیرمجاز مقادیر زیادی پول رد و بدل می‌شد که نیاز داشت شسته شود و شکل مشروع به خود بگیرد. به عبارت دیگر، باید یک یا چندین شیوه توسعه می‌یافت تا دولت به این پول‌ها مشکوک نمی‌شد. دردسر اصلی گانگسترها این بود که پولی که کسب می‌کردند به‌صورت وجه نقد و بیشتر اسکناس‌های کاغذی یا سکه بود. اگر این پول‌ها را به بانک می‌بردند، بانک و درنهایت دولت شروع می‌کردند به سؤال. ازسوی‌دیگر، ذخیره کردن سکه‌ها و اسکناس‌ها نزد خودشان تبدیل می‌شد به یک کابوس فیزیکی و لجستیک. ازاین‌رو، گانگسترها کسب‌وکارهایی را ایجاد کردند که یکی از آن‌ها با ماشین‌های قمار کازینو سروکار داشت و دیگری مغازه‌های لباسشویی بود. از سکه‌ها می‌شد برای قماربازی و شستن لباس‌ها استفاده کرد. البته، تعداد سکه‌هایی که استفاده می‌شدند بسیار بیشتر از میزان واقعی مورد استفاده در قماربازی و لباس‌شویی بودند و طوری آن‌ها را جلوه می‌دادند که به نظر قماربازی و لباس‌شویی بیشتر از حد معمول درحال انجام بود و درنتیجه گفته می‌شود که اصطلاح پولشویی به‌وجود آمد. درواقع، پول‌شویی یعنی تبدیل پول «بد» یا «کثیف» به پول «مشروع». تخصص پول‌شویان پو‌ل‌شویی است. به عبارت دیگر قاچاقچیان و صاحبان پول نامشروع کلاه بانک‌ها را برمی‌دارند، پول خود را تمیز می‌کنند.

 

اما کلاه‌برداری و فریبکاری محدود به برداشتن کلاه یک فرد از جانب فرد دیگری نمی‌شود. گاه فرد خودش خودش را فریب می‌دهد: خودفریبی. خودفریبی کلاه‌بردارانه گاهی در ورزش خودنمایی می‌کند. همۀ ورزشکاران می‌دانند که نباید از استروئید استفاده کنند و اگر روشن شود که از این دارو استفاده کرده‌اند، همۀ رکوردهایشان باطل می‌شود و از ورزش هم محروم می‌شوند. اما کدام ورزشکار است که آرزوی شکست رکوردهای تازه و تحسین هواداران به یاری استروئید را نداشته باشد؟ مربی فوتبال بلغاری در ۲۰۱۰ به‌دلیل دادن استروئید به بازیکنانش محروم شد. فلوید لندیس هم به همین دلیل در ۲۰۰۶ از مقامش در دو فرانس پایین کشیده شد. اما وقتی ورزشکار استفاده‌کننده از استروئید دارد مدال می‌گیرد در سرش چه می‌گذارد؟ او که می‌داند نوعی کلاه‌برداری کرده است؟ آیا او نمی‌داند که لیاقت تحسین ندارد؟ می‌داند و اما کلاه‌برداری‌هایی از این نوع گاهی لذت درونی زیاد دارند و گاهی موجب افزایش ثروت می‌شود.

 

مثال‌های بالا نشان می‌دهند که کلاه‌برداری گاه با لذت، گاه با ثروت، گاه با درآمد و گاه با فقر و بدبختی همراه هستند. گاه از افرادی سر می‌زند که انتظار می‌رفته اخلاقی رفتار کنند. کلاه‌برداری گاه در شکلی زیبا و گاه در شکل تحسین دیگران خودنمایی می‌کند. اما درنهایت کلاه‌برداری حتماً غیرقاونی است و غیراخلاقی.

 

نویسنده: محمدرضا فرهادی‌پور

 

ماهنامه معیشت، شماره۳۶، مهر ۹۶

 

کتابهای منتشره

اصل بعیدبودن: چرا هم‌رخدادی‌ها و رویدادهای معجزه‌آسا و نادر همه‌روزه رخ می‌دهند

این کتابی‌ست درباره‌ی رویدادهای خارق‌العاده‌ی نامحتمل و ‏بعید؛ درباره‌ی این‌که چرا چیزهایی بسیار بعید رخ می‌دهند. و ناگفته نماند، درباره‌ی ‏این‌که چرا پشت سر هم رخ می‌دهند و رخ می‌دهند، و باز هم رخ می‌دهند. ‏ در نگاه نخست،...[]