بسم الله الرحمن الرحیم

دسته بندی : داستان جلد

۲۲ آذر ۱۳۹۶

EstimationBias-01

همه ما در مراحل مختلف زندگی و برای خروج از بحران‌های مقطعی از جمله مشکلات و مسائل مالی با پیشنهادهای حیرت‌انگیزی مواجه می‌شویم که تصمیم‌گیری را برایمان مشکل‌ساز می‌کند. شاید بارها برای شما نیز پیش آمده باشد که برای خرید و فروش خودرو، خرید، فروش یا اجاره آپارتمان، استخدام و… به سایت‌ها یا روزنامه‌هایی مراجعه کرده‌اید که نیازمندی‌های مربوط به هر کدام را اعلام می‌کنند. البته در نهایت، پراکندگی اطلاعات و همچنین برخی پیشنهادهای ناباورانه نه تنها به تصمیم‌گیری شما کمکی نکردهاند، بلکه باعث سردرگمی بیشتر شما شده‌اند.

در این شماره قصد داریم علل ایجاد چنین سردرگمی‌هایی در تصمیم‌گیری را بررسی نموده و راهکارهایی برای اتخاذ یک تصمیم مناسب ارائه کنیم.

قبل از پرداختن به این موضوع، لازم است به این نکته اشاره کنیم که تصمیم‌گیری عاقلانه تابع اصول و ضوابط خاصی است که به‌طور ناخودآگاه، تمام یا بخشی از آن اصول را در هر تصمیم‌گیری به‌کار می‌گیریم. این اصول که رعایت دقیق و صحیح آن‌ها موفقیت تصمیم‌گیرنده را تضمین می‌کند عبارتند از:

 

  1.  مشخــص کـردن مشــکل یا مســأله با جزئیات کامل
  2.  تعیین تمـام راه‌حـل‌های موجـــود برای رفع مشکل
  1. جستـجو و تهیــه اطــلاعات کامـل برای هر راه‌حل
  2. تجریه و تحلیل اطلاعات هر راه‌حل از نظر هزینه و منفعت
  3. تصمیم‌گیری و انتخـاب راه‌حل مناسب

 

در ادامه سعی می‌کنیم با یک مثال واقعی نحوه به‌کارگیری اصول عنوان شده را به‌صورت عملی تشریح کنیم:

چندی پیش به دلایلی که ممکن است در زندگی هر شخصی رخ دهد، نیاز فوری به مبلغ کمی پول پیدا کردم(اصل۱). طبیعی بود که برای رفع نیاز خود به دوستان و آشنایان مراجعه کنم (اصل۲) تا از آن‌ها پولی قرض بگیرم. پس از ناامید شدن از دوستان و آشنایان، یک روز که در اینترنت جستجو می‌کردم متنی درباره پرداخت فوری وام بدون ضامن (اصل۲) مشاهده کردم. با راهنمایی آن نوشته، دریافتم که برای دستیابی به این مراکز باید به ضمیمه نیازمندی‌های روزنامه‌ پرتیراژ همشهری، بخشی به نام شراکت (تأمین سرمایه) مراجعه کنم. پس از مراجعه به نزدیک‌ترین کیوسک روزنامه‌فروشی و تهیه روزنامه، با مشاهده آگهی‌هایی مانند «وام بدون ضامن با امکان پرداخت، ۵ دقیقه‌ای»، «پرداخت فوری سرمایه به دارندگان خودرو، بدون انتقال سند»، «پرداخت سرمایه به بازنشستگان تا ۱۰ میلیون»، «چک شخصی تا ۶ میلیون»، «املاک مسکونی، خودرو، ۳۰درصد تا ۱۰۰درصد، پرداخت فوری، بدون ضامن»، «پرداخت فوری به دارندگان طلا و سکه تا ۱۰۰درصد» (اصل۲)، تصور کردم مشکل مالی من در نیم‌ساعت حل می‌شود. بی‌درنگ با چند آگهی‌دهنده تماس گرفتم ولی به حقایقی ناخوشایند پی‌بردم که ذکر آن‌ها ممکن است شما را از یک تجربه تلخ و تحمل مخارج گزاف نجات دهد.

 

ترفندهای زیرکانه

اولین آگهی که‌طور عجیبی مرا به خود جذب کرده بود، تأمین سرمایه به دارندگان چک بود. به شماره تلفن درج‌شده بر روی آگهی زنگ زدم و شرایط را جویا شدم. شرکت موردنظر سؤالاتی درباره میزان حقوق دریافتی و نوع کارم پرسید و در آخر اعلام کرد ۵ برابر حقوق دریافتی شما می‌توانیم سرمایه در اختیارتان قرار دهیم و آن مبلغ را برای شما تقسیط کنیم تا در طی ۱۲ ماه برگردانید. با خودم گفتم مشکلم حل شد و با خوشحالی پرسیدم چند درصد سود دریافت می‌کنید؟ که پاسخ داد ۵/۳درصد سود دریافت می‌کنیم که در دل همان اقساط می‌باشد. اصلاً باورم نمی‌شد، سود وام بانکی با کلی دوندگی و ضامن کمتر از ۱۸درصد نیست، در حالی‌که این مؤسسه با کمترین ضمانت ۵/۳درصد سود دریافت می‌کند! به همین دلیل پرسیدم چطور با این شرایط ۵/۳درصد دریافت می‌کنید؟ که پاسخ داد «ماهیانه ۵/۳درصد». هرچه به ذهن خود فشار آوردم تا ببینم از نظر سیستم بانکی یا تجاری چیزی با عنوان نرخ سود ماهیانه داریم یا خیر، به نتیجه‌ای نرسیدیم. درباره ضمانت پرسیدم که این‌گونه جواب شنیدم: برای هر قسط یک چک به مبلغ همان قسط دریافت می‌کنیم و علاوه بر آن یک چک سفید امضا نیز به امانت می‌گیریم. پرسیدم غیر از این موارد پول یا مدرک دیگری اخذ نمی‌کنید؟ که پاسخ دادند ۱۰درصد کارمزد هم دریافت می‌کنیم. درباره تنظیم قرارداد بین طرفین نیز پاسخ داد: قراردادی داخلی تنظیم می‌کنیم، ولی نسخه‌ای به شما تحویل نمی‌دهیم و به امانت نزد ما نگهداری می‌شود. در ضمن چنانچه در سه ماه اول، شرایط اضطرار شما رفع شود یا منصرف شوید و بخواهید همه وام خود را تسویه کنید، سود سه ماه را از شما دریافت می‌کنیم (اصل۳). با تجزیه و تحلیل اطلاعات ارائه‌شده به این نتیجه رسیدم که استقراض به این شیوه بدون لحاظ کردن رأس‌گیری بیش از ۵۲درصد سود سالیانه و با در نظر گرفتن رأس‌گیری بیش از ۱۰۴درصد سود سالانه به همراه دارد. همچنین یک چک سفید امضاء نیز در اختیار آن مؤسسه می‌باشد که می‌تواند به هرگونه سوءاستفاده یا فشار برای دریافت پول اضافی به بهانه‌های مختلف منجر شود و من نیز مدرکی برای شکایت به مراجع قضایی ندارم (اصل۴). از این روش منصرف شدم و به سراغ آگهی بعدی رفتم (اصل۵).

 

با شماره‌ای که نوشته بود «تقدیم فوری وام به دارندگان سیم‌کارت در کمتر از یک ساعت بدون ضامن»، تماس گرفتم. شرایط دریافت وام از طریق سیم‌کارت را جویا شدم که در تشریح شرایط اعلام کرد: از ۴۰ تا ۷۰درصد ارزش سیم‌کارت را به شما وام پرداخت و طی ۱۲ قسط دریافت می‌کنیم. راجع به شرایط سود و کارمزد سؤال کردم که پاسخ داد: چنانچه چک داشته باشید ماهیانه ۳درصد سود و اگر چک نداشته باشید باید ماهیانه ۵/۳درصد سود پرداخت کنید. برایم سؤال پیش آمد که آیا فقط همین چک را به‌عنوان ضمانت دریافت می‌کنند، یا باید وثیقه‌ای به امانت بگذارم؟ با پرسیدن این سؤال، پاسخ داد که شما باید سند سیم‌کارت را به نام ما بزنید. (فراموش نکنید آن‌ها بین سود و کارمزد تفاوت قائل می‌شوند.) پرسیدم کارمزد هم دریافت می‌کنید؟ که در جواب گفتند ۷درصد هم کارمزد دریافت می‌کنیم (اصل۳). با مرور اطلاعات یاد شده، پی‌بردم بدون لحاظ کردن رأس‌گیری بیش از ۴۳ تا ۵۰درصد سود سالیانه و با در نظر گرفتن رأس‌گیری بیش از ۸۶ تا ۱۰۰درصد سود پرداخت می‌کنم، سند سیم‌کارت هم به نام شخص دیگری شده و تمام مخارج انتقال سند نیز با بنده است! به این موارد چک تضمینی در وجه حامل را نیز اضافه کنید. در ضمن موضوع مبهم این معامله ارزش سیم‌کارت شماست که ممکن است آن‌ها کمتر از ارزش واقعی آن، قیمت‌گذاری کنند تا پول کمتری به شما قرض دهند و خط شما را به نام خود کنند. همچنین در این مورد هم چنانچه در سه ماه اول، شرایط اضطرار شما رفع شود یا منصرف شوید و بخواهید همه وام خود را تسویه کنید، آن‌ها سود سه ماه را از شما دریافت می‌کنند (اصل۴). از این روش نیز منصرف شدم و به سراغ پرداخت سرمایه به دارندگان طلا رفتم (اصل۵).

 

با شماره تلفنی که ادعا کرده بود «پرداخت بیشترین سرمایه، ۵ دقیقه‌ای» تماس گرفتم. پس از سلام و عرض ادب، درباره شرایط پرس‌وجو کردم. در جواب گفت: از ۶۰ تا ۹۰درصد ارزش طلای شما، وام تقدیم می‌کنیم. (درحالی‌که در تبلیغ خود ادعا کرده بود تا ۱۰۰درصد ارزش طلا، وام می‌دهیم.) درباره شرایط بازپرداخت و سود پرسیدم که پاسخ داد: وام را طی ۱۲ ماه یا چنانچه بخواهید در پایان سال یکجا برمی‌گردانید. با خودم گفتم اگر بشود همه را یکجا برگردانم خیلی بهتر است، پس ببینم این دو از لحاظ هزینه‌ای چه تفاوتی دارند. پرسیدم بخواهم پایان سال یکجا برگردانم یا اینکه بخواهم ماهیانه پرداخت کنم، چه تفاوتی دارد؟ پاسخ داد: اگر ماهیانه پرداخت کنید سود هر ماه ۳درصد است و چنانچه بخواهید همه را یکجا پرداخت کنید ماهیانه ۶درصد سود دریافت می‌کنیم. درباره کارمزد جویا شدم که فهمیدم حدود ۱۰درصد نیز کارمزد دریافت می‌کنند (البته برخی از آن‌ها مدعی بودند چون واسطه نیستند کارمزد دریافت نمی‌کنند، ولی این عزیزان سود ماهیانه ۵/۳ تا ۴درصد دریافت می‌کردند). علاوه بر این موارد طلا و فاکتور خرید طلای شما را به قول خودشان، امانت نزد خود نگه می‌دارند و به شما رسید تحویل می‌دهند (اصل۳). خالی از لطف نیست که یادآور شوم، آن‌ها می‌توانند طلای شما را نزد بانک کارگشایی  امانت بگذارند و از طریق آن وام با کارمزد و سود ۱۳درصد دریافت کنند و بخشی از وام پرداختی به شما را تأمین کنند. در ضمن ممکن است مدعی شوند که به دلیل نگهداری طلای شما در صندوق امانات باید علاوه بر مبالغ فوق، پولی  بابت هزینه صندوق پرداخت کنید و این در حالی است که بر خلاف خیلی از دارایی‌ها، طلا کالایی است که نه تنها شما نباید بابت امانت آن پولی پرداخت کنید، بلکه باید مبلغی را نیز دریافت کنید، چرا که از آن می‌توان به‌عنوان پشتوانه در بازار استفاده کرد. چنانچه از این طریق استقراض می‌کردم، بدون لحاظ کردن رأس‌گیری بیش از ۴۶ درصد سود وکارمزد و با در نظر گرفتن رأس‌گیری بیش از ۹۲  درصد سود سالانه و کارمزد می‌پرداختم. به علاوه آن‌ها تمام شرایط را بیان نکرده‌اند و به احتمال زیاد وثایقی هم دریافت می‌کنند. این درحالی است که اگر من، طلاهای خود را می‌فروختم و پولی که می‌خواهم برای پرداخت اقساط وام بپردازم طلا می‌خریدم، هم مشکل مالی‌ام حل می‌شد و هم طلای خود را در طول یک‌سال به دست می‌آوردم (اصل۴). با شنیدن این شرایط دیگر مشکل مالی را فراموش کرده بودم و برایم جذاب شده بود ببینم شرایط مابقی آگهی‌ها چگونه است!

 

یکی از آگهی‌ها که ادعاهای غیرعادی زیادی مانند «پرداخت وام تا ۷۰درصد ارزش خودرو بدون انتقال سند، زیر نظر وکیل و با عقود شرعی» را بیان کرده بود، توجه مرا به خود جلب کرد. با شماره ذکر شده در آگهی تماس گرفتم و شرایط را پرسیدم. در وهله اول پاسخ داد که سند خودرو را در رهن وام‌دهنده می‌گذارید و تا ۵۰درصد ارزش خودرو را دریافت می‌‌کنید. پرسیدم برای ضمانت، چیزی دریافت نمی‌کنید؟ که پاسخ داد: خیر، فقط شما باید ماشین را به نام وام‌دهنده بیمه بدنه کنید. درباره کارمزد و سود نیز توضیحی نداد که بعد از سؤال من در این‌باره، پاسخ داد: ۷درصد کارمزد و اگر هر ماه اقساط را پرداخت کنید، ۳درصد سود و چنانچه مضاربه باشد (از نظر آن‌ها مضاربه یعنی در پایان سال کل پول را پرداخت کنید)، ۶درصد سود دریافت می‌کنیم. می‌دانستم که همه اطلاعات را ذکر نکرده و فقط حداقل‌ها را بیان نموده (البته این روش در جامعه مرسوم شده) و باید روشی پیدا کنم تا همه شرایط را دریابم. بالاخره با ترفندی، از بخشی از شرایط مخفی مطلع شدم. آن‌ها ۳ تا ۵/۳درصد وام را به‌عنوان هزینه محضر دریافت می‌کنند، یک چک یا سفته به عنوان ضمانت دریافت می‌کنند و چنانچه چک نداشته باشید، ۵/۰درصد به سود ماهیانه (۶درصد به سود سالانه) اضافه می‌کنند. هزینه کارشناس نیز با شماست. یک مبایعه‌نامه سفید امضاء از شما نیز دریافت می‌کنند که نشان می‌دهد شما خودرو را انتقال داده‌اید. یک رسید عندالمطالبه ۱ماهه نیز از شما دریافت می‌کنند که چنانچه شما نتوانید اقساط خود را پرداخت کنید، بتوانند برای تصاحب خودرو اقدام کنند. باید یادآوری کنم که چنانچه بخواهید بیش از ۵۰درصد ارزش خودرو وام دریافت کنید، باید سند قطعی ۲-۴ (دو دانگ به نام خودتان و ۴ دانگ به نام وام‌دهنده) یا ۱-۵ (یک دانگ به نام خودتان و ۵ دانگ به نام وام‌دهنده) بزنید (اصل۳). البته درباره جزئیات موارد مذکور که می‌پرسیدم، جوابی جز «حضوری تشریف بیاورید تا درباره آن‌ها با مدیر صحبت کنید» دریافت نکردم. با این تماس دریافتم هرچه دارایی که برای وام گرفتن در اختیار شرکت‌ها قرار می‌دهید، باارزش‌تر باشد، هزینه تأمین مالی و مخاطرات آن افزایش می‌یابد (اصل۴). تصمیم گرفتم با آگهی دیگری تماس بگیرم که بیان کرده بود روی سند مسکن، به اندازه ۷۰درصد ارزش مسکن به مدت ۱ ساعت وام ارائه می‌دهد (اصل۵).

 

در تماس با شماره مندرج در این آگهی و پرس‌وجو درباره شرایط، متوجه شدم برای دریافت کمتر از ۵۰درصد ارزش ملک باید سند ملک را در رهن وام‌دهنده ببرم و چکی ضمانت بگذارم. هزینه دفترخانه و کارشناس را نیز باید تقبل کنم. حدود ۷درصد کارمزد دریافت می‌کنند و چنانچه اقساط را ماهیانه پرداخت کنم، باید ماهی ۳درصد سود و در صورتی که مضاربه‌ای قرارداد تنظیم کنم، باید ماهی ۶درصد سود پرداخت کنم. اگر چک نداشته باشم باید سند را به نام وام‌دهنده بزنم و حدود ۵/۰درصد نیز به سود ماهیانه اضافه می‌شود. همچنین اگر بیش از ۵۰درصد ارزش ملک وام دریافت کنم، باید سند ملک را به نام وام‌دهنده انتقال دهم. این شرکت مدعی بود باید قراردادی با نام اقاله تنظیم شود تا صاحب ملک در آخر بتواند سند را برگرداند. ولی برخی از شرکت‌ها این کار را انجام نمی‌دهند و از طریق سندی که در اختیار دارند، زندانی آزاد می‌کنند و یا از طریق آن از بانک وام دریافت می‌کنند. البته این قرارداد به‌گونه‌ای تنظیم می‌شود که چنانچه اقساط شما یک ماه به تأخیر بیفتد، آنها بتوانند با صدور اجرائیه ملک شما را به فروش برسانند و طلب خود را دریافت کنند (اصل۳).

 

 

استراتژی سنگ مفت، گنجشک مفت

سؤالی که ممکن است در ذهن بسیاری از خوانندگان مطالب فوق ایجاد شود، این است که آیا کسی با شنیدن درصد سود ماهیانه حاضر به گرفتن وام از این روش می‌شود؟ در جواب به این‌گونه سؤالات باید گفت که این افراد از استراتژی سنگ مفت، گنجشک مفت استفاده می‌کنند. از نظر آن‌ها نهایت هزینه‌ای که باید پرداخت ‌کنند، هزینه تبلیغات و اجاره محلی به‎عنوان شرکت است (سنگ مفت) از طرفی افراد زیادی هم هستند که مشکلات مالی دارند و به دلیل ترس از دست دادن دارایی‌هایی مانند ماشین، مسکن و… حاضر به پرداخت هزینه اضافی می‌شوند (گنجشک مفت). واضح است که بسیاری از این افراد با شنیدن درصد سود منصرف می‌شوند (البته این‌گونه شرکت‌ها از طریق بازگو نکردن تمام شرایط سعی دارند درصد افرادی که منصرف می‌شوند، کاهش یابد). اما کافی است در هر ماه یکی، دو نفر حاضر به انجام این کار شوند که در این‌صورت آن‌ها به هدف خود رسیده‌اند.

 

شما را گیج می کنند

شاید با مرور جریان فوق، دلیل بسیاری از تصمیمات مشکل‌ساز خود را متوجه شده باشید. بیشتر و شاید تمام تصمیمات نادرست به دلیل اشتباه در به‌کارگیری اصول ۲ و ۳ می‌باشد که اصل ۲ کاملاً به تصمیم‌گیرنده مربوط می‌شود و اصل ۳ علاوه بر تصمیم‌گیرنده، به عوامل دیگری نیز وابسته است. فشارهای روحی، استرس و نداشتن آرامش می‌تواند اصل ۲ را تحت تأثیر قرار دهد و باعث شود به تمام راه‌حل‌های ممکن و شاید راه‌حل مناسب‌تر توجه نداشته باشیم.

نکته مهم‌تر این است که افرادی که قصد سوءاستفاده دارند، سعی می‌کنند بر اصل۳ تأثیر بگذارند تا نتوانید اصل ۴ را به‌طور درست به‌کار گیرید و در نتیجه تصمیم نادرستی اتخاذ کنید. این افراد سعی دارند تا شما به‌طور کامل به اطلاعات دسترسی نداشته باشید تا نتوانید هزینه دقیق را برآورد کنید. مسلماً با برآورد نادرست هزینه نمی‌توانید راه‌حل درست را انتخاب کنید.

 

سخن آخر

با مرور اجمالی مطالب فوق می‌توان دریافت که در هر یک از روش‌های فوق با درنظر گرفتن رأس‌گیری حداقل ۱۰۰درصد سود و با درنظر گرفتن مخارج جانبی حدود ۱۴۰درصد هزینه تأمین مالی پرداخت می‌شود. به‌علاوه اسنادی در اختیار طرف مقابل قرار می‌گیرد که می‌تواند از آنها سوءاستفاده کند. حتی در مواردی سند دارایی خود را نیز به نام آن فرد می‌نمایید. درحالی‌که شاید بتوان با تغییر افکار خود و ابتکار عمل، به همان میزان یا در حد کمتر ولی با مخاطرات کمتر، مشکل مالی خود را برطرف کنید. برای نمونه شما با رهن دادن ملک و همچنین دریافت وام از بانک از طریق معامله اجاره به شرط تملیک، می‌توانید بخشی از مشکلات مالی خود را مرتفع کنید. در هر موردی که بیان شد چنانچه طرف مقابل قصد هیچ‌گونه سوءاستفاده‌ای نداشته باشد، شما برای حفظ دارایی خود به اندازه دو برابر ارزش آن هزینه می‌کنید که از نظر عقلایی (اقتصادی) راه‌حل مناسبی نیست.

موضوع مشترکی که در فرآیند استقراض از روش‌های فوق وجود دارد، این است که این‌گونه افراد یا شرکت‌ها بخش زیادی از اطلاعات را بیان نمی‌کنند. مگر نه این است که آن‌ها ادعا دارند می‌خواهند به مردم خدمت‌رسانی کنند؟ بنابراین اگر کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌ ندارند، چرا تمام شرایط را در آغاز فرآیند ذکر نمی‌کنند؟ سؤال دیگری که بی‌پاسخ می‌ماند این است که هر شخصی که خدماتی ارائه می‌دهد به دنبال مشتری بیشتر است که بتواند درآمد بیشتری کسب کند. برای این منظور حداقل با طراحی یک وب‌سایت، شرایط و امکانات خود را تشریح می‌کند. چرا این دسته از شرکت‌ها این‌چنین عمل نمی‌کنند؟!

موضوع دیگر این است که بسیاری از این شرکت‌ها چنانچه از آن‌ها بپرسید، ادعا می‌کنند مجوز دارند. اما بدانید این ادعا از اساس دروغ است. تهیه برگه‌ای با چند مهر و امضاء و قاب کردن آن، کار دشواری نیست! این افراد با نشان دادن این کاغذ، سعی در درست جلوه دادن کار خود دارند و برخی هم با همین برگه قانع می‌شوند. ولی مهم این است که آن‌ها اطلاعات لازم را برای پیگیری مجوز مورد ادعا، به شما تقدیم کنند تا بتوانید در این‌باره جستجو کنید. یقیناً این افراد مجوزی ندارند و مطمئن باشید درصورت درخواست شما، پاسخ می‌دهند «ما عمری است در این شغل کار می‌کنیم، اعتبار داریم. برای این پول‌ها که نمی‌آییم اعتبار خود را زیر سؤال ببریم» و از این قبیل جملات!

در آخر باید ذکر کنم که این موارد، بخشی از شرایط این‌گونه آگهی‌ها بود که توانستیم از طریق تماس تلفنی آن‌ها را کشف کنیم و یقیناً در مراجعه حضوری و تنظیم قرارداد، شرایط خطرناک‌تری وجود دارد که با تماس تلفنی قادر به کشف آن‌ها نیستید. چرا که این افراد به عمد فرآیند را طوری پیش می‌برند که همه شرایط در وهله اول افشا نشود.

 

ماهنامه معیشت، شماره ۱۶، دی ۹۴

همه ما در مراحل مختلف زندگی و برای خروج از بحران‌های مقطعی از جمله مشکلات و مسائل مالی با پیشنهادهای حیرت‌انگیزی مواجه می‌شویم که تصمیم‌گیری را برایمان مشکل‌ساز می‌کند. شاید بارها برای شما نیز پیش آمده باشد که برای خرید و فروش خودرو، خرید، فروش یا اجاره آپارتمان، استخدام و... به سایت‌ها یا روزنامه‌هایی مراجعه کرده‌اید که نیازمندی‌های مربوط به ...

همه ما در مراحل مختلف زندگی و برای خروج از بحران‌های مقطعی از جمله مشکلات و مسائل مالی با پیشنهادهای حیرت‌انگیزی مواجه می‌شویم که تصمیم‌گیری را برایمان مشکل‌ساز می‌کند. شاید بارها برای شما نیز پیش آمده باشد که برای خرید و فروش خودرو، خرید، فروش یا اجاره آپارتمان، استخدام و… به سایت‌ها یا روزنامه‌هایی مراجعه کرده‌اید که نیازمندی‌های مربوط به هر کدام را اعلام می‌کنند. البته در نهایت، پراکندگی اطلاعات و همچنین برخی پیشنهادهای ناباورانه نه تنها به تصمیم‌گیری شما کمکی نکردهاند، بلکه باعث سردرگمی بیشتر شما شده‌اند.

در این شماره قصد داریم علل ایجاد چنین سردرگمی‌هایی در تصمیم‌گیری را بررسی نموده و راهکارهایی برای اتخاذ یک تصمیم مناسب ارائه کنیم.

قبل از پرداختن به این موضوع، لازم است به این نکته اشاره کنیم که تصمیم‌گیری عاقلانه تابع اصول و ضوابط خاصی است که به‌طور ناخودآگاه، تمام یا بخشی از آن اصول را در هر تصمیم‌گیری به‌کار می‌گیریم. این اصول که رعایت دقیق و صحیح آن‌ها موفقیت تصمیم‌گیرنده را تضمین می‌کند عبارتند از:

 

  1.  مشخــص کـردن مشــکل یا مســأله با جزئیات کامل
  2.  تعیین تمـام راه‌حـل‌های موجـــود برای رفع مشکل
  1. جستـجو و تهیــه اطــلاعات کامـل برای هر راه‌حل
  2. تجریه و تحلیل اطلاعات هر راه‌حل از نظر هزینه و منفعت
  3. تصمیم‌گیری و انتخـاب راه‌حل مناسب

 

در ادامه سعی می‌کنیم با یک مثال واقعی نحوه به‌کارگیری اصول عنوان شده را به‌صورت عملی تشریح کنیم:

چندی پیش به دلایلی که ممکن است در زندگی هر شخصی رخ دهد، نیاز فوری به مبلغ کمی پول پیدا کردم(اصل۱). طبیعی بود که برای رفع نیاز خود به دوستان و آشنایان مراجعه کنم (اصل۲) تا از آن‌ها پولی قرض بگیرم. پس از ناامید شدن از دوستان و آشنایان، یک روز که در اینترنت جستجو می‌کردم متنی درباره پرداخت فوری وام بدون ضامن (اصل۲) مشاهده کردم. با راهنمایی آن نوشته، دریافتم که برای دستیابی به این مراکز باید به ضمیمه نیازمندی‌های روزنامه‌ پرتیراژ همشهری، بخشی به نام شراکت (تأمین سرمایه) مراجعه کنم. پس از مراجعه به نزدیک‌ترین کیوسک روزنامه‌فروشی و تهیه روزنامه، با مشاهده آگهی‌هایی مانند «وام بدون ضامن با امکان پرداخت، ۵ دقیقه‌ای»، «پرداخت فوری سرمایه به دارندگان خودرو، بدون انتقال سند»، «پرداخت سرمایه به بازنشستگان تا ۱۰ میلیون»، «چک شخصی تا ۶ میلیون»، «املاک مسکونی، خودرو، ۳۰درصد تا ۱۰۰درصد، پرداخت فوری، بدون ضامن»، «پرداخت فوری به دارندگان طلا و سکه تا ۱۰۰درصد» (اصل۲)، تصور کردم مشکل مالی من در نیم‌ساعت حل می‌شود. بی‌درنگ با چند آگهی‌دهنده تماس گرفتم ولی به حقایقی ناخوشایند پی‌بردم که ذکر آن‌ها ممکن است شما را از یک تجربه تلخ و تحمل مخارج گزاف نجات دهد.

 

ترفندهای زیرکانه

اولین آگهی که‌طور عجیبی مرا به خود جذب کرده بود، تأمین سرمایه به دارندگان چک بود. به شماره تلفن درج‌شده بر روی آگهی زنگ زدم و شرایط را جویا شدم. شرکت موردنظر سؤالاتی درباره میزان حقوق دریافتی و نوع کارم پرسید و در آخر اعلام کرد ۵ برابر حقوق دریافتی شما می‌توانیم سرمایه در اختیارتان قرار دهیم و آن مبلغ را برای شما تقسیط کنیم تا در طی ۱۲ ماه برگردانید. با خودم گفتم مشکلم حل شد و با خوشحالی پرسیدم چند درصد سود دریافت می‌کنید؟ که پاسخ داد ۵/۳درصد سود دریافت می‌کنیم که در دل همان اقساط می‌باشد. اصلاً باورم نمی‌شد، سود وام بانکی با کلی دوندگی و ضامن کمتر از ۱۸درصد نیست، در حالی‌که این مؤسسه با کمترین ضمانت ۵/۳درصد سود دریافت می‌کند! به همین دلیل پرسیدم چطور با این شرایط ۵/۳درصد دریافت می‌کنید؟ که پاسخ داد «ماهیانه ۵/۳درصد». هرچه به ذهن خود فشار آوردم تا ببینم از نظر سیستم بانکی یا تجاری چیزی با عنوان نرخ سود ماهیانه داریم یا خیر، به نتیجه‌ای نرسیدیم. درباره ضمانت پرسیدم که این‌گونه جواب شنیدم: برای هر قسط یک چک به مبلغ همان قسط دریافت می‌کنیم و علاوه بر آن یک چک سفید امضا نیز به امانت می‌گیریم. پرسیدم غیر از این موارد پول یا مدرک دیگری اخذ نمی‌کنید؟ که پاسخ دادند ۱۰درصد کارمزد هم دریافت می‌کنیم. درباره تنظیم قرارداد بین طرفین نیز پاسخ داد: قراردادی داخلی تنظیم می‌کنیم، ولی نسخه‌ای به شما تحویل نمی‌دهیم و به امانت نزد ما نگهداری می‌شود. در ضمن چنانچه در سه ماه اول، شرایط اضطرار شما رفع شود یا منصرف شوید و بخواهید همه وام خود را تسویه کنید، سود سه ماه را از شما دریافت می‌کنیم (اصل۳). با تجزیه و تحلیل اطلاعات ارائه‌شده به این نتیجه رسیدم که استقراض به این شیوه بدون لحاظ کردن رأس‌گیری بیش از ۵۲درصد سود سالیانه و با در نظر گرفتن رأس‌گیری بیش از ۱۰۴درصد سود سالانه به همراه دارد. همچنین یک چک سفید امضاء نیز در اختیار آن مؤسسه می‌باشد که می‌تواند به هرگونه سوءاستفاده یا فشار برای دریافت پول اضافی به بهانه‌های مختلف منجر شود و من نیز مدرکی برای شکایت به مراجع قضایی ندارم (اصل۴). از این روش منصرف شدم و به سراغ آگهی بعدی رفتم (اصل۵).

 

با شماره‌ای که نوشته بود «تقدیم فوری وام به دارندگان سیم‌کارت در کمتر از یک ساعت بدون ضامن»، تماس گرفتم. شرایط دریافت وام از طریق سیم‌کارت را جویا شدم که در تشریح شرایط اعلام کرد: از ۴۰ تا ۷۰درصد ارزش سیم‌کارت را به شما وام پرداخت و طی ۱۲ قسط دریافت می‌کنیم. راجع به شرایط سود و کارمزد سؤال کردم که پاسخ داد: چنانچه چک داشته باشید ماهیانه ۳درصد سود و اگر چک نداشته باشید باید ماهیانه ۵/۳درصد سود پرداخت کنید. برایم سؤال پیش آمد که آیا فقط همین چک را به‌عنوان ضمانت دریافت می‌کنند، یا باید وثیقه‌ای به امانت بگذارم؟ با پرسیدن این سؤال، پاسخ داد که شما باید سند سیم‌کارت را به نام ما بزنید. (فراموش نکنید آن‌ها بین سود و کارمزد تفاوت قائل می‌شوند.) پرسیدم کارمزد هم دریافت می‌کنید؟ که در جواب گفتند ۷درصد هم کارمزد دریافت می‌کنیم (اصل۳). با مرور اطلاعات یاد شده، پی‌بردم بدون لحاظ کردن رأس‌گیری بیش از ۴۳ تا ۵۰درصد سود سالیانه و با در نظر گرفتن رأس‌گیری بیش از ۸۶ تا ۱۰۰درصد سود پرداخت می‌کنم، سند سیم‌کارت هم به نام شخص دیگری شده و تمام مخارج انتقال سند نیز با بنده است! به این موارد چک تضمینی در وجه حامل را نیز اضافه کنید. در ضمن موضوع مبهم این معامله ارزش سیم‌کارت شماست که ممکن است آن‌ها کمتر از ارزش واقعی آن، قیمت‌گذاری کنند تا پول کمتری به شما قرض دهند و خط شما را به نام خود کنند. همچنین در این مورد هم چنانچه در سه ماه اول، شرایط اضطرار شما رفع شود یا منصرف شوید و بخواهید همه وام خود را تسویه کنید، آن‌ها سود سه ماه را از شما دریافت می‌کنند (اصل۴). از این روش نیز منصرف شدم و به سراغ پرداخت سرمایه به دارندگان طلا رفتم (اصل۵).

 

با شماره تلفنی که ادعا کرده بود «پرداخت بیشترین سرمایه، ۵ دقیقه‌ای» تماس گرفتم. پس از سلام و عرض ادب، درباره شرایط پرس‌وجو کردم. در جواب گفت: از ۶۰ تا ۹۰درصد ارزش طلای شما، وام تقدیم می‌کنیم. (درحالی‌که در تبلیغ خود ادعا کرده بود تا ۱۰۰درصد ارزش طلا، وام می‌دهیم.) درباره شرایط بازپرداخت و سود پرسیدم که پاسخ داد: وام را طی ۱۲ ماه یا چنانچه بخواهید در پایان سال یکجا برمی‌گردانید. با خودم گفتم اگر بشود همه را یکجا برگردانم خیلی بهتر است، پس ببینم این دو از لحاظ هزینه‌ای چه تفاوتی دارند. پرسیدم بخواهم پایان سال یکجا برگردانم یا اینکه بخواهم ماهیانه پرداخت کنم، چه تفاوتی دارد؟ پاسخ داد: اگر ماهیانه پرداخت کنید سود هر ماه ۳درصد است و چنانچه بخواهید همه را یکجا پرداخت کنید ماهیانه ۶درصد سود دریافت می‌کنیم. درباره کارمزد جویا شدم که فهمیدم حدود ۱۰درصد نیز کارمزد دریافت می‌کنند (البته برخی از آن‌ها مدعی بودند چون واسطه نیستند کارمزد دریافت نمی‌کنند، ولی این عزیزان سود ماهیانه ۵/۳ تا ۴درصد دریافت می‌کردند). علاوه بر این موارد طلا و فاکتور خرید طلای شما را به قول خودشان، امانت نزد خود نگه می‌دارند و به شما رسید تحویل می‌دهند (اصل۳). خالی از لطف نیست که یادآور شوم، آن‌ها می‌توانند طلای شما را نزد بانک کارگشایی  امانت بگذارند و از طریق آن وام با کارمزد و سود ۱۳درصد دریافت کنند و بخشی از وام پرداختی به شما را تأمین کنند. در ضمن ممکن است مدعی شوند که به دلیل نگهداری طلای شما در صندوق امانات باید علاوه بر مبالغ فوق، پولی  بابت هزینه صندوق پرداخت کنید و این در حالی است که بر خلاف خیلی از دارایی‌ها، طلا کالایی است که نه تنها شما نباید بابت امانت آن پولی پرداخت کنید، بلکه باید مبلغی را نیز دریافت کنید، چرا که از آن می‌توان به‌عنوان پشتوانه در بازار استفاده کرد. چنانچه از این طریق استقراض می‌کردم، بدون لحاظ کردن رأس‌گیری بیش از ۴۶ درصد سود وکارمزد و با در نظر گرفتن رأس‌گیری بیش از ۹۲  درصد سود سالانه و کارمزد می‌پرداختم. به علاوه آن‌ها تمام شرایط را بیان نکرده‌اند و به احتمال زیاد وثایقی هم دریافت می‌کنند. این درحالی است که اگر من، طلاهای خود را می‌فروختم و پولی که می‌خواهم برای پرداخت اقساط وام بپردازم طلا می‌خریدم، هم مشکل مالی‌ام حل می‌شد و هم طلای خود را در طول یک‌سال به دست می‌آوردم (اصل۴). با شنیدن این شرایط دیگر مشکل مالی را فراموش کرده بودم و برایم جذاب شده بود ببینم شرایط مابقی آگهی‌ها چگونه است!

 

یکی از آگهی‌ها که ادعاهای غیرعادی زیادی مانند «پرداخت وام تا ۷۰درصد ارزش خودرو بدون انتقال سند، زیر نظر وکیل و با عقود شرعی» را بیان کرده بود، توجه مرا به خود جلب کرد. با شماره ذکر شده در آگهی تماس گرفتم و شرایط را پرسیدم. در وهله اول پاسخ داد که سند خودرو را در رهن وام‌دهنده می‌گذارید و تا ۵۰درصد ارزش خودرو را دریافت می‌‌کنید. پرسیدم برای ضمانت، چیزی دریافت نمی‌کنید؟ که پاسخ داد: خیر، فقط شما باید ماشین را به نام وام‌دهنده بیمه بدنه کنید. درباره کارمزد و سود نیز توضیحی نداد که بعد از سؤال من در این‌باره، پاسخ داد: ۷درصد کارمزد و اگر هر ماه اقساط را پرداخت کنید، ۳درصد سود و چنانچه مضاربه باشد (از نظر آن‌ها مضاربه یعنی در پایان سال کل پول را پرداخت کنید)، ۶درصد سود دریافت می‌کنیم. می‌دانستم که همه اطلاعات را ذکر نکرده و فقط حداقل‌ها را بیان نموده (البته این روش در جامعه مرسوم شده) و باید روشی پیدا کنم تا همه شرایط را دریابم. بالاخره با ترفندی، از بخشی از شرایط مخفی مطلع شدم. آن‌ها ۳ تا ۵/۳درصد وام را به‌عنوان هزینه محضر دریافت می‌کنند، یک چک یا سفته به عنوان ضمانت دریافت می‌کنند و چنانچه چک نداشته باشید، ۵/۰درصد به سود ماهیانه (۶درصد به سود سالانه) اضافه می‌کنند. هزینه کارشناس نیز با شماست. یک مبایعه‌نامه سفید امضاء از شما نیز دریافت می‌کنند که نشان می‌دهد شما خودرو را انتقال داده‌اید. یک رسید عندالمطالبه ۱ماهه نیز از شما دریافت می‌کنند که چنانچه شما نتوانید اقساط خود را پرداخت کنید، بتوانند برای تصاحب خودرو اقدام کنند. باید یادآوری کنم که چنانچه بخواهید بیش از ۵۰درصد ارزش خودرو وام دریافت کنید، باید سند قطعی ۲-۴ (دو دانگ به نام خودتان و ۴ دانگ به نام وام‌دهنده) یا ۱-۵ (یک دانگ به نام خودتان و ۵ دانگ به نام وام‌دهنده) بزنید (اصل۳). البته درباره جزئیات موارد مذکور که می‌پرسیدم، جوابی جز «حضوری تشریف بیاورید تا درباره آن‌ها با مدیر صحبت کنید» دریافت نکردم. با این تماس دریافتم هرچه دارایی که برای وام گرفتن در اختیار شرکت‌ها قرار می‌دهید، باارزش‌تر باشد، هزینه تأمین مالی و مخاطرات آن افزایش می‌یابد (اصل۴). تصمیم گرفتم با آگهی دیگری تماس بگیرم که بیان کرده بود روی سند مسکن، به اندازه ۷۰درصد ارزش مسکن به مدت ۱ ساعت وام ارائه می‌دهد (اصل۵).

 

در تماس با شماره مندرج در این آگهی و پرس‌وجو درباره شرایط، متوجه شدم برای دریافت کمتر از ۵۰درصد ارزش ملک باید سند ملک را در رهن وام‌دهنده ببرم و چکی ضمانت بگذارم. هزینه دفترخانه و کارشناس را نیز باید تقبل کنم. حدود ۷درصد کارمزد دریافت می‌کنند و چنانچه اقساط را ماهیانه پرداخت کنم، باید ماهی ۳درصد سود و در صورتی که مضاربه‌ای قرارداد تنظیم کنم، باید ماهی ۶درصد سود پرداخت کنم. اگر چک نداشته باشم باید سند را به نام وام‌دهنده بزنم و حدود ۵/۰درصد نیز به سود ماهیانه اضافه می‌شود. همچنین اگر بیش از ۵۰درصد ارزش ملک وام دریافت کنم، باید سند ملک را به نام وام‌دهنده انتقال دهم. این شرکت مدعی بود باید قراردادی با نام اقاله تنظیم شود تا صاحب ملک در آخر بتواند سند را برگرداند. ولی برخی از شرکت‌ها این کار را انجام نمی‌دهند و از طریق سندی که در اختیار دارند، زندانی آزاد می‌کنند و یا از طریق آن از بانک وام دریافت می‌کنند. البته این قرارداد به‌گونه‌ای تنظیم می‌شود که چنانچه اقساط شما یک ماه به تأخیر بیفتد، آنها بتوانند با صدور اجرائیه ملک شما را به فروش برسانند و طلب خود را دریافت کنند (اصل۳).

 

 

استراتژی سنگ مفت، گنجشک مفت

سؤالی که ممکن است در ذهن بسیاری از خوانندگان مطالب فوق ایجاد شود، این است که آیا کسی با شنیدن درصد سود ماهیانه حاضر به گرفتن وام از این روش می‌شود؟ در جواب به این‌گونه سؤالات باید گفت که این افراد از استراتژی سنگ مفت، گنجشک مفت استفاده می‌کنند. از نظر آن‌ها نهایت هزینه‌ای که باید پرداخت ‌کنند، هزینه تبلیغات و اجاره محلی به‎عنوان شرکت است (سنگ مفت) از طرفی افراد زیادی هم هستند که مشکلات مالی دارند و به دلیل ترس از دست دادن دارایی‌هایی مانند ماشین، مسکن و… حاضر به پرداخت هزینه اضافی می‌شوند (گنجشک مفت). واضح است که بسیاری از این افراد با شنیدن درصد سود منصرف می‌شوند (البته این‌گونه شرکت‌ها از طریق بازگو نکردن تمام شرایط سعی دارند درصد افرادی که منصرف می‌شوند، کاهش یابد). اما کافی است در هر ماه یکی، دو نفر حاضر به انجام این کار شوند که در این‌صورت آن‌ها به هدف خود رسیده‌اند.

 

شما را گیج می کنند

شاید با مرور جریان فوق، دلیل بسیاری از تصمیمات مشکل‌ساز خود را متوجه شده باشید. بیشتر و شاید تمام تصمیمات نادرست به دلیل اشتباه در به‌کارگیری اصول ۲ و ۳ می‌باشد که اصل ۲ کاملاً به تصمیم‌گیرنده مربوط می‌شود و اصل ۳ علاوه بر تصمیم‌گیرنده، به عوامل دیگری نیز وابسته است. فشارهای روحی، استرس و نداشتن آرامش می‌تواند اصل ۲ را تحت تأثیر قرار دهد و باعث شود به تمام راه‌حل‌های ممکن و شاید راه‌حل مناسب‌تر توجه نداشته باشیم.

نکته مهم‌تر این است که افرادی که قصد سوءاستفاده دارند، سعی می‌کنند بر اصل۳ تأثیر بگذارند تا نتوانید اصل ۴ را به‌طور درست به‌کار گیرید و در نتیجه تصمیم نادرستی اتخاذ کنید. این افراد سعی دارند تا شما به‌طور کامل به اطلاعات دسترسی نداشته باشید تا نتوانید هزینه دقیق را برآورد کنید. مسلماً با برآورد نادرست هزینه نمی‌توانید راه‌حل درست را انتخاب کنید.

 

سخن آخر

با مرور اجمالی مطالب فوق می‌توان دریافت که در هر یک از روش‌های فوق با درنظر گرفتن رأس‌گیری حداقل ۱۰۰درصد سود و با درنظر گرفتن مخارج جانبی حدود ۱۴۰درصد هزینه تأمین مالی پرداخت می‌شود. به‌علاوه اسنادی در اختیار طرف مقابل قرار می‌گیرد که می‌تواند از آنها سوءاستفاده کند. حتی در مواردی سند دارایی خود را نیز به نام آن فرد می‌نمایید. درحالی‌که شاید بتوان با تغییر افکار خود و ابتکار عمل، به همان میزان یا در حد کمتر ولی با مخاطرات کمتر، مشکل مالی خود را برطرف کنید. برای نمونه شما با رهن دادن ملک و همچنین دریافت وام از بانک از طریق معامله اجاره به شرط تملیک، می‌توانید بخشی از مشکلات مالی خود را مرتفع کنید. در هر موردی که بیان شد چنانچه طرف مقابل قصد هیچ‌گونه سوءاستفاده‌ای نداشته باشد، شما برای حفظ دارایی خود به اندازه دو برابر ارزش آن هزینه می‌کنید که از نظر عقلایی (اقتصادی) راه‌حل مناسبی نیست.

موضوع مشترکی که در فرآیند استقراض از روش‌های فوق وجود دارد، این است که این‌گونه افراد یا شرکت‌ها بخش زیادی از اطلاعات را بیان نمی‌کنند. مگر نه این است که آن‌ها ادعا دارند می‌خواهند به مردم خدمت‌رسانی کنند؟ بنابراین اگر کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌ ندارند، چرا تمام شرایط را در آغاز فرآیند ذکر نمی‌کنند؟ سؤال دیگری که بی‌پاسخ می‌ماند این است که هر شخصی که خدماتی ارائه می‌دهد به دنبال مشتری بیشتر است که بتواند درآمد بیشتری کسب کند. برای این منظور حداقل با طراحی یک وب‌سایت، شرایط و امکانات خود را تشریح می‌کند. چرا این دسته از شرکت‌ها این‌چنین عمل نمی‌کنند؟!

موضوع دیگر این است که بسیاری از این شرکت‌ها چنانچه از آن‌ها بپرسید، ادعا می‌کنند مجوز دارند. اما بدانید این ادعا از اساس دروغ است. تهیه برگه‌ای با چند مهر و امضاء و قاب کردن آن، کار دشواری نیست! این افراد با نشان دادن این کاغذ، سعی در درست جلوه دادن کار خود دارند و برخی هم با همین برگه قانع می‌شوند. ولی مهم این است که آن‌ها اطلاعات لازم را برای پیگیری مجوز مورد ادعا، به شما تقدیم کنند تا بتوانید در این‌باره جستجو کنید. یقیناً این افراد مجوزی ندارند و مطمئن باشید درصورت درخواست شما، پاسخ می‌دهند «ما عمری است در این شغل کار می‌کنیم، اعتبار داریم. برای این پول‌ها که نمی‌آییم اعتبار خود را زیر سؤال ببریم» و از این قبیل جملات!

در آخر باید ذکر کنم که این موارد، بخشی از شرایط این‌گونه آگهی‌ها بود که توانستیم از طریق تماس تلفنی آن‌ها را کشف کنیم و یقیناً در مراجعه حضوری و تنظیم قرارداد، شرایط خطرناک‌تری وجود دارد که با تماس تلفنی قادر به کشف آن‌ها نیستید. چرا که این افراد به عمد فرآیند را طوری پیش می‌برند که همه شرایط در وهله اول افشا نشود.

 

ماهنامه معیشت، شماره ۱۶، دی ۹۴

کتابهای منتشره

اصل بعیدبودن: چرا هم‌رخدادی‌ها و رویدادهای معجزه‌آسا و نادر همه‌روزه رخ می‌دهند

این کتابی‌ست درباره‌ی رویدادهای خارق‌العاده‌ی نامحتمل و ‏بعید؛ درباره‌ی این‌که چرا چیزهایی بسیار بعید رخ می‌دهند. و ناگفته نماند، درباره‌ی ‏این‌که چرا پشت سر هم رخ می‌دهند و رخ می‌دهند، و باز هم رخ می‌دهند. ‏ در نگاه نخست،...[]