بسم الله الرحمن الرحیم

دسته بندی : برنامه ریزی شغلی

۲۸ آذر ۱۳۹۶

EstimationBias-02

ارتباط میان انسان‌ها بر پایه زبان و گفتگو ممکن است. به‌طور طبیعی این مسأله شامل محیط‌های کاری نیز می‌شود و بحث درباره مسائل کاری میان همکاران و مدیران از جمله بخش‌های ضروری در هر مجموعه است. اما دشوارترین بخش این گفتگوها و شاید یکی از سخت‌ترین بخش‌های تجربه شغلی، تلاش برای سخن گفتن از موارد جدی، شرم‌آور، نامناسب و ناراحت‌کننده است. البته دشواری کار امکان فرار کردن از این مواجهه‌ها را ایجاد نمی‌کند. شما ناچارید گاهی اوقات با جدیت و صبر درباره مسائل مهم گفتگو کنید و در فضایی دوستانه به نتیجه مطلوب دست یابید، بدون آنکه پس از این‌گونه جلسات ارتباط شخصی و دوستانه شما با محیط کاری از میان برود.

چهار نمونه زیر از جمله مهمترین موارد از این‌گونه مباحث دشوار هستند که بدون شک برای تمامی ما پیش آمده و پس از این نیز پیش خواهد آمد. با رعایت توصیه‌های ارائه شده در این بندها، می‌توانید با آسانی بیشتری فضای گفتگوهای دشوار را مدیریت کرده و به اهداف خود دست پیدا کنید:

 

۱- «می‌خواهم از این شغل استعفا دهم»

این مورد شاید آشناترین نمونه از گفتگوهای سخت باشد که ظاهر آن فوق‌العاده آسان به نظر می‌رسد. اما در موارد بسیاری کار در عمل به راحتی پیش نمی‌رود. شاید شما نیز در زمره افرادی باشید که از شرایط شغلی خود رضایت ندارید و در ذهن‌تان بارها لحظه‌ای را تصور کرده‌اید که نزد مدیر رفته و از ترک شغل خود حرف زده‌اید. اما زمانی که لحظه رؤیایی شما فرا می‌رسد، خواهید دید که گفتن این جمله ساده و سرراست بسیار دشوارتر از تصور است. در کنار ترس‌های مربوط به آینده، احساس شرمساری و آسیب به سازمان نیز گریبان شما را می‌گیرد و ممکن است حتی از انجام این کار منصرف شوید. در مقابل، اگر در مدت حضور در مجموعه آزار دیده باشید، ممکن است در زمان طرح مسأله از کوره در رفته و یک جدایی حرفه‌ای را به مشاجره‌ای داغ تبدیل کنید. امری که برای وجهه کاری شما در آینده مناسب نیست.

برای مواجه شدن با چنین موقعیت‌هایی، کلید اصلی رفتار محبت‌آمیز، صادقانه و البته صریح است. سعی کنید مؤدبانه و بدون حاشیه رفتن از ترک شغل خود خبر دهید، بی آنکه احساس شرم شما را مردد نشان دهد یا آنکه خشم‌های نهفته را بیرون بریزید. با احساسات خود در لحظه اعلام خبر مقابله نکنید. نوعی شرم، حسرت یا خشم کاملاً طبیعی است. آن را احساس کنید و سپس مانع تأثیرش بر بیان خود شوید.

 

۲- «تو اخراجی!»

گفتن این جمله حقیقتاً دشوار است. کارمندی که ماه‌ها و سال­ها در کنار شما کار کرده و علاوه بر ارتباط کاری، نوعی تعامل عاطفی و دوستانه نیز با او دارید، قرار است از لحظه بعد از ادای این عبارت دیگر همکار شما نباشد. طبیعی است که این موقعیتی بسیار دشوار باشد و احساسات شما را تحت تأثیر قرار دهد. اما به هرحال چاره‌ای نیست. فرض را بر این قرار می‌دهیم که تصمیم شما با بررسی دقیق اخذ شده و برای آینده سازمان ضروری است. شما باید وظایفی را که بر عهده دارید انجام دهید و ظاهراً جایی برای شرمندگی وجود ندارد. با این حال، ضروری بودن تصمیم مانع از سختی کار نمی‌شود!

برای مواجه شدن با چنین موقعیت‌هایی، توجه به نکات متفاوتی ضرورت دارد. نخست آنکه، باید نسبت به درستی تصمیم خود اطمینان داشته باشید. مسأله را از جنبه‌های گوناگون بررسی کنید و هرگز درباره آینده شغلی افراد بی‌محابا و بدون برنامه‌ریزی عمل نکنید. تردیدهای احتمالی به لحاظ احساسی روی شما تأثیر خواهد داشت و کار را برایتان سخت‌تر می‌کند. پس از این گام، کارمند خود را فراخوانده و با رعایت ادب و در بیانی کاملاً دوستانه مسأله را با او در میان بگذارید. نیازی نیست برای تصمیم درست خود عذرخواهی کنید، اما تلاش برای دلجویی و بازگرداندن اعتماد به نفس مخاطب عملی انسانی و البته کاملاً حرفه‌ای است. در کنار این موارد، اگر امکانات مالی شرکت اجازه می‌دهد، سعی کنید از طریق پرداخت پاداش و هدایای کمکی، مقداری از نارحتی کارمندتان را کاهش دهید.

 

۳- «دست از آزار من بردار!»

امیدوارم که خوش‌شانس باشید و در تمام طول دوران کاری، با آزار و اذیت همکاران خود مواجه نشوید. اما این آرزو متأسفانه در مواردی برآورده نمی‌شود. کارکنان و مدیران سازمان‌ها نیز مانند دیگر انسان‌ها نقاط قوت و ضعفی دارند و در کنار خوبی‌ها، گاه نیز شریرانه عمل می‌کنند. موارد این‌گونه آزار و اذیت‌ها بسیار متنوع است و نمونه‌هایی چون آزار جنسی، قومی یا زبانی و رفتارهای مبتنی بر رقابت از جمله آنها است. اگر مسأله جدی است، هرگز سعی نکنید به تنهایی موضوع را حل کنید. در صورتی‌که به مدیران مجموعه اعتماد دارید، مشکل را برای آن مطرح کنید و در صورت نتیجه ندادن این روش، از ابزارهای قانونی و قضایی استفاده کنید. در کنار تمام این موارد، ترک کردن شغل نیز می‌تواند گزینه مناسبی باشد، چراکه آزار و اذیت جدی به هرحال بر روح و روان شما تأثیر می‌گذارد و میزان دریافتی به هیچ وجه نمی‌تواند آن را جبران کند. اما اگر مسأله چندان جدی نیست، باید با گفتگو مانع آزار همکاران خود شوید.

برای مواجه شدن با چنین موقعیت‌هایی، فرد مورد نظر را برای گفتگویی دو نفره دعوت نموده و او را با جدیت و مؤدبانه از ادامه روش نادرست خود بازدارید. بر درخواست خود زیاد اصرار نکنید، چون در صورتی‌که مخاطب نوعی مشکل روان‌شناختی داشته باشد، احتمالاً با اصرار شما بیشتر تشویق می‌شود تا آزار و اذیت را ادامه دهد. به‌علاوه هر زمان که احساس نیاز کردید، بدون هیچ‌گونه ملاحظه‌ای از قدرت مدیریت سازمان و دیگر نهادهای نظارتی برای کنترل فرد استفاده کنید.

 

۴- «اشتباه بزرگی کرد‌ه‌ام»

ما موجودات کاملی نیستیم و همگی اشتباه می‌کنیم. اما گاهی اوقات خطاهای ما بزرگتر از حد معمول است و به همین دلیل با خبر کردن مدیران و عذرخواهی بسیار دشوار است. ممکن است برای پرهیز از عواقب احتمالی و یا مواجه نشدن با موقعیتی خجالت‌آور، سعی در پنهان کردن مسأله داشته باشیم. به شما اطمینان می‌دهم که این بدترین کار ممکن است. نمی‌توان یک مشکل را برای ابد پنهان کرد و اگر امکان جبران فوری وجود نداشته باشد، در نهایت دیگران از این مسأله باخبر می‌شوند و شما نه تنها به سبب خطا بلکه برای پنهان‌کاری نیز مورد مواخذه قرار می‌گیرید.

برای مواجه شدن با چنین موقعیت‌هایی بایستی بر خود مسلط شوید و نزد مدیر یا همکار مربوطه بروید. با نهایت صداقت و شفافیت مسأله را مطرح کنید و ضمن عذرخواهی برای جبران نتایج خطای خود متعهد شوید. به مدیر خود بگویید که جدی بودن مسأله را به خوبی درک می‌کنید و حاضرید برای جبران مسائل بیشتر تلاش کنید. اگر مدیر در مقابل برافروخته شد و شما را مؤاخذه کرد در موضع دفاعی نروید؛ چراکه به هر حال تا حدودی حق با او است. صرفاً آرام باشید و سعی کنید او را از جبران مشکل و البته تکرار نشدن آن مطمئن سازید. اگر مدیر شما فردی باتجربه و معقول باشد، توضیح شما را خواهد پذیرفت. اما در صورتی‌که با برخورد بی‌ادبانه یا خارج از عرف مواجه شدید، شاید زمان تغییر شغل و کار تحت نظارت فردی موجه و معقول برای شما فرارسیده باشد!

 

ماهنامه معیشت، شماره ۱۶، دی ۹۴

ارتباط میان انسان‌ها بر پایه زبان و گفتگو ممکن است. به‌طور طبیعی این مسأله شامل محیط‌های کاری نیز می‌شود و بحث درباره مسائل کاری میان همکاران و مدیران از جمله بخش‌های ضروری در هر مجموعه است. اما دشوارترین بخش این گفتگوها و شاید یکی از سخت‌ترین بخش‌های تجربه شغلی، تلاش برای سخن گفتن از موارد جدی، شرم‌آور، نامناسب و ناراحت‌کننده ...

ارتباط میان انسان‌ها بر پایه زبان و گفتگو ممکن است. به‌طور طبیعی این مسأله شامل محیط‌های کاری نیز می‌شود و بحث درباره مسائل کاری میان همکاران و مدیران از جمله بخش‌های ضروری در هر مجموعه است. اما دشوارترین بخش این گفتگوها و شاید یکی از سخت‌ترین بخش‌های تجربه شغلی، تلاش برای سخن گفتن از موارد جدی، شرم‌آور، نامناسب و ناراحت‌کننده است. البته دشواری کار امکان فرار کردن از این مواجهه‌ها را ایجاد نمی‌کند. شما ناچارید گاهی اوقات با جدیت و صبر درباره مسائل مهم گفتگو کنید و در فضایی دوستانه به نتیجه مطلوب دست یابید، بدون آنکه پس از این‌گونه جلسات ارتباط شخصی و دوستانه شما با محیط کاری از میان برود.

چهار نمونه زیر از جمله مهمترین موارد از این‌گونه مباحث دشوار هستند که بدون شک برای تمامی ما پیش آمده و پس از این نیز پیش خواهد آمد. با رعایت توصیه‌های ارائه شده در این بندها، می‌توانید با آسانی بیشتری فضای گفتگوهای دشوار را مدیریت کرده و به اهداف خود دست پیدا کنید:

 

۱- «می‌خواهم از این شغل استعفا دهم»

این مورد شاید آشناترین نمونه از گفتگوهای سخت باشد که ظاهر آن فوق‌العاده آسان به نظر می‌رسد. اما در موارد بسیاری کار در عمل به راحتی پیش نمی‌رود. شاید شما نیز در زمره افرادی باشید که از شرایط شغلی خود رضایت ندارید و در ذهن‌تان بارها لحظه‌ای را تصور کرده‌اید که نزد مدیر رفته و از ترک شغل خود حرف زده‌اید. اما زمانی که لحظه رؤیایی شما فرا می‌رسد، خواهید دید که گفتن این جمله ساده و سرراست بسیار دشوارتر از تصور است. در کنار ترس‌های مربوط به آینده، احساس شرمساری و آسیب به سازمان نیز گریبان شما را می‌گیرد و ممکن است حتی از انجام این کار منصرف شوید. در مقابل، اگر در مدت حضور در مجموعه آزار دیده باشید، ممکن است در زمان طرح مسأله از کوره در رفته و یک جدایی حرفه‌ای را به مشاجره‌ای داغ تبدیل کنید. امری که برای وجهه کاری شما در آینده مناسب نیست.

برای مواجه شدن با چنین موقعیت‌هایی، کلید اصلی رفتار محبت‌آمیز، صادقانه و البته صریح است. سعی کنید مؤدبانه و بدون حاشیه رفتن از ترک شغل خود خبر دهید، بی آنکه احساس شرم شما را مردد نشان دهد یا آنکه خشم‌های نهفته را بیرون بریزید. با احساسات خود در لحظه اعلام خبر مقابله نکنید. نوعی شرم، حسرت یا خشم کاملاً طبیعی است. آن را احساس کنید و سپس مانع تأثیرش بر بیان خود شوید.

 

۲- «تو اخراجی!»

گفتن این جمله حقیقتاً دشوار است. کارمندی که ماه‌ها و سال­ها در کنار شما کار کرده و علاوه بر ارتباط کاری، نوعی تعامل عاطفی و دوستانه نیز با او دارید، قرار است از لحظه بعد از ادای این عبارت دیگر همکار شما نباشد. طبیعی است که این موقعیتی بسیار دشوار باشد و احساسات شما را تحت تأثیر قرار دهد. اما به هرحال چاره‌ای نیست. فرض را بر این قرار می‌دهیم که تصمیم شما با بررسی دقیق اخذ شده و برای آینده سازمان ضروری است. شما باید وظایفی را که بر عهده دارید انجام دهید و ظاهراً جایی برای شرمندگی وجود ندارد. با این حال، ضروری بودن تصمیم مانع از سختی کار نمی‌شود!

برای مواجه شدن با چنین موقعیت‌هایی، توجه به نکات متفاوتی ضرورت دارد. نخست آنکه، باید نسبت به درستی تصمیم خود اطمینان داشته باشید. مسأله را از جنبه‌های گوناگون بررسی کنید و هرگز درباره آینده شغلی افراد بی‌محابا و بدون برنامه‌ریزی عمل نکنید. تردیدهای احتمالی به لحاظ احساسی روی شما تأثیر خواهد داشت و کار را برایتان سخت‌تر می‌کند. پس از این گام، کارمند خود را فراخوانده و با رعایت ادب و در بیانی کاملاً دوستانه مسأله را با او در میان بگذارید. نیازی نیست برای تصمیم درست خود عذرخواهی کنید، اما تلاش برای دلجویی و بازگرداندن اعتماد به نفس مخاطب عملی انسانی و البته کاملاً حرفه‌ای است. در کنار این موارد، اگر امکانات مالی شرکت اجازه می‌دهد، سعی کنید از طریق پرداخت پاداش و هدایای کمکی، مقداری از نارحتی کارمندتان را کاهش دهید.

 

۳- «دست از آزار من بردار!»

امیدوارم که خوش‌شانس باشید و در تمام طول دوران کاری، با آزار و اذیت همکاران خود مواجه نشوید. اما این آرزو متأسفانه در مواردی برآورده نمی‌شود. کارکنان و مدیران سازمان‌ها نیز مانند دیگر انسان‌ها نقاط قوت و ضعفی دارند و در کنار خوبی‌ها، گاه نیز شریرانه عمل می‌کنند. موارد این‌گونه آزار و اذیت‌ها بسیار متنوع است و نمونه‌هایی چون آزار جنسی، قومی یا زبانی و رفتارهای مبتنی بر رقابت از جمله آنها است. اگر مسأله جدی است، هرگز سعی نکنید به تنهایی موضوع را حل کنید. در صورتی‌که به مدیران مجموعه اعتماد دارید، مشکل را برای آن مطرح کنید و در صورت نتیجه ندادن این روش، از ابزارهای قانونی و قضایی استفاده کنید. در کنار تمام این موارد، ترک کردن شغل نیز می‌تواند گزینه مناسبی باشد، چراکه آزار و اذیت جدی به هرحال بر روح و روان شما تأثیر می‌گذارد و میزان دریافتی به هیچ وجه نمی‌تواند آن را جبران کند. اما اگر مسأله چندان جدی نیست، باید با گفتگو مانع آزار همکاران خود شوید.

برای مواجه شدن با چنین موقعیت‌هایی، فرد مورد نظر را برای گفتگویی دو نفره دعوت نموده و او را با جدیت و مؤدبانه از ادامه روش نادرست خود بازدارید. بر درخواست خود زیاد اصرار نکنید، چون در صورتی‌که مخاطب نوعی مشکل روان‌شناختی داشته باشد، احتمالاً با اصرار شما بیشتر تشویق می‌شود تا آزار و اذیت را ادامه دهد. به‌علاوه هر زمان که احساس نیاز کردید، بدون هیچ‌گونه ملاحظه‌ای از قدرت مدیریت سازمان و دیگر نهادهای نظارتی برای کنترل فرد استفاده کنید.

 

۴- «اشتباه بزرگی کرد‌ه‌ام»

ما موجودات کاملی نیستیم و همگی اشتباه می‌کنیم. اما گاهی اوقات خطاهای ما بزرگتر از حد معمول است و به همین دلیل با خبر کردن مدیران و عذرخواهی بسیار دشوار است. ممکن است برای پرهیز از عواقب احتمالی و یا مواجه نشدن با موقعیتی خجالت‌آور، سعی در پنهان کردن مسأله داشته باشیم. به شما اطمینان می‌دهم که این بدترین کار ممکن است. نمی‌توان یک مشکل را برای ابد پنهان کرد و اگر امکان جبران فوری وجود نداشته باشد، در نهایت دیگران از این مسأله باخبر می‌شوند و شما نه تنها به سبب خطا بلکه برای پنهان‌کاری نیز مورد مواخذه قرار می‌گیرید.

برای مواجه شدن با چنین موقعیت‌هایی بایستی بر خود مسلط شوید و نزد مدیر یا همکار مربوطه بروید. با نهایت صداقت و شفافیت مسأله را مطرح کنید و ضمن عذرخواهی برای جبران نتایج خطای خود متعهد شوید. به مدیر خود بگویید که جدی بودن مسأله را به خوبی درک می‌کنید و حاضرید برای جبران مسائل بیشتر تلاش کنید. اگر مدیر در مقابل برافروخته شد و شما را مؤاخذه کرد در موضع دفاعی نروید؛ چراکه به هر حال تا حدودی حق با او است. صرفاً آرام باشید و سعی کنید او را از جبران مشکل و البته تکرار نشدن آن مطمئن سازید. اگر مدیر شما فردی باتجربه و معقول باشد، توضیح شما را خواهد پذیرفت. اما در صورتی‌که با برخورد بی‌ادبانه یا خارج از عرف مواجه شدید، شاید زمان تغییر شغل و کار تحت نظارت فردی موجه و معقول برای شما فرارسیده باشد!

 

ماهنامه معیشت، شماره ۱۶، دی ۹۴

کتابهای منتشره

اصل بعیدبودن: چرا هم‌رخدادی‌ها و رویدادهای معجزه‌آسا و نادر همه‌روزه رخ می‌دهند

این کتابی‌ست درباره‌ی رویدادهای خارق‌العاده‌ی نامحتمل و ‏بعید؛ درباره‌ی این‌که چرا چیزهایی بسیار بعید رخ می‌دهند. و ناگفته نماند، درباره‌ی ‏این‌که چرا پشت سر هم رخ می‌دهند و رخ می‌دهند، و باز هم رخ می‌دهند. ‏ در نگاه نخست،...[]