بسم الله الرحمن الرحیم

دسته بندی : داستان جلد

۰۷ بهمن ۱۳۹۶

EstimationBias-01

سال‌های نخستین کار، دوران آموختن و کسب مهارت است. این مهارت‌ها نه تنها جنبه‌های فنی و تخصصی هر شغل، بلکه شیوه‌های حضور مؤثر در محیط کار و مدیریت بهینۀ شرایط را در بر می‌گیرد. این گروه از مهارت‌های عمومی به شغلی خاصوابسته نیست و آموختن آنها به همۀ گروه‌ها در مسیر پیشرفت یاری خواهد رساند. برخی از مهم‌ترین مهارت‌های شغلی عمومی را در ادامه به اختصار توضیح می‌دهیم:

 

۱- سخن گفتن در برابر افراد ارشد سازمان

احساس شرم یا ترس در برابر افراد ارشد و قدیمی سازمان امری کاملاً طبیعی است. به‌ویژه برای فردی که‌تازه به جمع کاری پیوسته باشد؛ اما ملاحظه‌کاری نباید از حد خود تجاوز کند و  به کیفیت کاری فرد آسیب بزند. اگر در مواجهه با این افراد بیش از اندازه تردید داشته باشید، در کنار آسیب به اعتماد به نفس خود، آنها را نیز از توانایی خود مأیوس خواهید کرد. خجالتی نباشید و در صورت لزوم با قدرت و احترام با افراد ارشد مواجه شوید. به یاد داشته باشید که آنها نیز همکاران شمایند و بالا بودن مرتبۀ سازمانی به معنای غلبۀ شخصیتی آنها بر شما نیست.

 

۲- پاسخ به بازخوردهای انتقادی

همۀ ما تلاش می‌کنیم تا وظایف خود را به بهترین روش انجام دهیم؛ تقاضای مشتری را تأمین کنیم و رضایت او را به دست آوریم؛ اما این تلاش‌ها همیشه به نتیجۀ مطلوب نمی‌رسد. گاه به دلایل مختلف، رضایت مشتری تأمین نمی‌شود یا مدیر ارشد از عملکرد ما ناراضی است. در این وضعیت، انتقادات متعددی از داخل و خارج سازمان مطرح خواهد شد که ظرفیت پذیرش و شنیدن آنها ازمهم‌ترین مهارت‌های حرفه‌ای است. در زمان برخورد با نقد دیگران، نباید آشفته شوید و در پی دفاعو توجیه باشید. سعی کنید با صبر و حوصله، تمام انتقادات را بشنوید و حتی منتقد را تشویق کنید که حرف‌های ناگفته‌اش را نیز بر زبان آورد. نخستین فایدۀ این رویکردِ باز این است که فرد با گفتن انتقاداتکمی آرام می‌شود و تنش احتمالی کاهش می‌‌یابد. به علاوه، شنیدن انتقادات باعث می‌شود از نقاط ضعف خود آگاه شوید و آنها را در جهت منطقی اصلاح کنید.

 

۳- مذاکره دربارۀ دستمزد

شاید از حقوق دریافتی خود ناراضی باشید و بخواهید برای افزایش آن با مدیر خود گفتگو کنید. این مسئله به‌ویژه زمانی جدی‌تر می‌شود که پیشنهاد بهتری از شرکت دیگری دریافت کرده باشید و ارادۀ شما برای تغییر شغل قوی‌تر شده باشد؛ اما در طرح مسئله عجله نکنید. پیش از هر چیز به یاد داشته باشید که ۲۰ تا ۲۵ درصد از اضافه حقوق احتمالی کار جدید، باید صرف هزینه‌های روانی و واقعی جابه‌جایی شود. از این رو بهتر است به ماندن در کار فعلی اولویت دهید و صرفاً برای بهبود دستمزد مذاکره کنید. همچنین در زمان گفتگو با مدیر، از اشارۀ مستقیم به پیشنهاد شغلی جدید، به‌ویژه با لحنی تهدیدآمیز خودداری کنید؛ زیرا مدیر حتی اگر درخواست افزایش حقوق شما را نیز منطقی بداند، باز هم در برابر لحن تهدیدآمیز به لحاظ روانی مقاومت کرده و دستِ رد به سینۀ شما خواهد زد.

 

۴- تحقیقات بازار

این اصطلاح هرچند در ابتدا اندکی پیچیده به نظر می‌رسد، اما منطق اصلی آن بسیار ساده است. بررسی و ارزیابی دقیق شرایط حاکم بر بازار در تمام موقعیت‌های کاری، به‌ویژه اگر مسئولیت سازمان بر عهدۀ شماست، اهمیت بسیاری دارد. می‌توانید ضمن گفتگو با همکاران و فعالان صنف خود، اطلاعات بسیار سودمندی دربارۀ عرضه و تقاضا و دیگر مسائل مرتبط با فعالیت تجاری به دست آورید. با طبقه‌بندی این نتایج، امکان برنامه‌ریزی مناسب و تدوین استراتژی بهینه برای کسب و کار شما ایجاد خواهد شد.

 

۵- برگزاری نشست‌های کاری

این مورد نیز از مهارت‌های بسیار کارساز است. اگر در فرایند ادارۀ یک نشست، کنترل جلسه را از دست بدهید، شرکت‌کنندگان، کار را به بحث‌های دونفره و آشفتگی خواهند کشاند و هیچ نتیجۀ ملموسی به دست نخواهد آمد. برای پرهیز از بی‌نظمی، فرمی آماده کنید و در آن، زمان و مکان نشست، دستور جلسه و مراحل انجام آن را ذکر کنید. با این روش می‌توانید پس از آغاز نشست، تک‌تک موارد را بر اساس فهرست تهیه شده پیش ببرید. اگر احتمال می‌دهید که برخی از همکاران از این فهرست پیروی نمی‌کنند، پیش از ابلاغ آن به دیگران، تأیید مدیر ارشد را برای دستور کار نشست دریافت کنید.

 

۶- مدیریت مذاکرات دشوار

برخی از گفتگوهای شما با همکاران، مدیران یا مشتریان به‌طور طبیعی دشوار است. به‌طور مثال: اگر بخواهید برای افزایش حقوق با مدیر خود گفتگو کنید یا تصمیم به ترک شرکت را به اطلاع او برسانید، این کار را چندان آسان نخواهید یافت. رمز موفقیت در این مذاکرات، صراحت و صداقت مؤدبانه است. به این معنا که تا بتوانید از پیچیده کردن بیهودۀ بحث و زمینه‌سازی طولانی خودداری کنید. با صداقت از دیدگاه خود سخن بگویید و موضوع مورد نظر را طرح کنید. اگر این صداقت با لحنی دوستانه بیان شود، بدون شک تأثیر مثبتی در فرد مقابل خواهد داشت.

 

۷-کلمۀ کلیدی «نه»

در طول دوران کاری مدام به موقعیت‌هایی برخورد خواهید کرد که باید «نه» بگویید. اما اغلب ما به دلایل شخصیتی یا فضای فرهنگی نمی‌توانیم از این ابزار مهم در برخوردها استفاده کنیم. به این ترتیب، ناچار از پذیرش مسئولیت‌هایی می‌شویم که تمایل چندانی به انجام آنها نداریم و یا منفعت کافی به‌دست نمی‌آوریم. در این موقعیت‌ها همواره به یاد داشته باشید که وکیل مدافعی جز خودتان ندارید. اگر با پذیرفتن موقعیت‌های نامطلوب به خودتان خیانت کنید، هیچ‌کس مسئول آیندۀ شما نخواهد بود. پس گفتن کلمۀ کلیدی «نه» را به صورتی دوستانه و با احترام بیاموزید و خود را از گرفتاری‌های بی‌ثمر آتی ایمن نگاه دارید.

 

۸- خوش‌نامی و «برند شغلی»

نام خود را مانند یک برند تجاری تلقی کنید. با گذشت سالیان، مجموعه تجربیات، خاطرات و نتایج مرتبط با شغلتان، در نام شما خلاصه خواهد شد و دیگران با شنیدن این نام، تمامی این موارد را به یاد خواهند آورد. از این رو بهتر است در تمام دوران کاری خود، از برند شخصی‌تان به‌خوبی نگهداری کنید و شهرت و اعتبار را منبع اصلی موفقیت بدانید. برند شغلی مانند تابلوی راهنمایی است که با گذشت روزگار، موقعیت شما را در بازار مشخص می‌کند. افراد دیگر با دیدن این تابلو به‌سادگی تمام نکات مرتبط با شما را به یاد خواهند آورد. از این رو باید همواره نسبت به برند شخصی هوشیار باشید و به هیچ قیمتی اجازه ندهید اعتبارتان خدشه‌دار شود.

 

ماهنامه معیشت، شماره ۲۲، مرداد ۱۳۹۵

سال‌های نخستین کار، دوران آموختن و کسب مهارت است. این مهارت‌ها نه تنها جنبه‌های فنی و تخصصی هر شغل، بلکه شیوه‌های حضور مؤثر در محیط کار و مدیریت بهینۀ شرایط را در بر می‌گیرد. این گروه از مهارت‌های عمومی به شغلی خاصوابسته نیست و آموختن آنها به همۀ گروه‌ها در مسیر پیشرفت یاری خواهد رساند. برخی از مهم‌ترین مهارت‌های شغلی ...

سال‌های نخستین کار، دوران آموختن و کسب مهارت است. این مهارت‌ها نه تنها جنبه‌های فنی و تخصصی هر شغل، بلکه شیوه‌های حضور مؤثر در محیط کار و مدیریت بهینۀ شرایط را در بر می‌گیرد. این گروه از مهارت‌های عمومی به شغلی خاصوابسته نیست و آموختن آنها به همۀ گروه‌ها در مسیر پیشرفت یاری خواهد رساند. برخی از مهم‌ترین مهارت‌های شغلی عمومی را در ادامه به اختصار توضیح می‌دهیم:

 

۱- سخن گفتن در برابر افراد ارشد سازمان

احساس شرم یا ترس در برابر افراد ارشد و قدیمی سازمان امری کاملاً طبیعی است. به‌ویژه برای فردی که‌تازه به جمع کاری پیوسته باشد؛ اما ملاحظه‌کاری نباید از حد خود تجاوز کند و  به کیفیت کاری فرد آسیب بزند. اگر در مواجهه با این افراد بیش از اندازه تردید داشته باشید، در کنار آسیب به اعتماد به نفس خود، آنها را نیز از توانایی خود مأیوس خواهید کرد. خجالتی نباشید و در صورت لزوم با قدرت و احترام با افراد ارشد مواجه شوید. به یاد داشته باشید که آنها نیز همکاران شمایند و بالا بودن مرتبۀ سازمانی به معنای غلبۀ شخصیتی آنها بر شما نیست.

 

۲- پاسخ به بازخوردهای انتقادی

همۀ ما تلاش می‌کنیم تا وظایف خود را به بهترین روش انجام دهیم؛ تقاضای مشتری را تأمین کنیم و رضایت او را به دست آوریم؛ اما این تلاش‌ها همیشه به نتیجۀ مطلوب نمی‌رسد. گاه به دلایل مختلف، رضایت مشتری تأمین نمی‌شود یا مدیر ارشد از عملکرد ما ناراضی است. در این وضعیت، انتقادات متعددی از داخل و خارج سازمان مطرح خواهد شد که ظرفیت پذیرش و شنیدن آنها ازمهم‌ترین مهارت‌های حرفه‌ای است. در زمان برخورد با نقد دیگران، نباید آشفته شوید و در پی دفاعو توجیه باشید. سعی کنید با صبر و حوصله، تمام انتقادات را بشنوید و حتی منتقد را تشویق کنید که حرف‌های ناگفته‌اش را نیز بر زبان آورد. نخستین فایدۀ این رویکردِ باز این است که فرد با گفتن انتقاداتکمی آرام می‌شود و تنش احتمالی کاهش می‌‌یابد. به علاوه، شنیدن انتقادات باعث می‌شود از نقاط ضعف خود آگاه شوید و آنها را در جهت منطقی اصلاح کنید.

 

۳- مذاکره دربارۀ دستمزد

شاید از حقوق دریافتی خود ناراضی باشید و بخواهید برای افزایش آن با مدیر خود گفتگو کنید. این مسئله به‌ویژه زمانی جدی‌تر می‌شود که پیشنهاد بهتری از شرکت دیگری دریافت کرده باشید و ارادۀ شما برای تغییر شغل قوی‌تر شده باشد؛ اما در طرح مسئله عجله نکنید. پیش از هر چیز به یاد داشته باشید که ۲۰ تا ۲۵ درصد از اضافه حقوق احتمالی کار جدید، باید صرف هزینه‌های روانی و واقعی جابه‌جایی شود. از این رو بهتر است به ماندن در کار فعلی اولویت دهید و صرفاً برای بهبود دستمزد مذاکره کنید. همچنین در زمان گفتگو با مدیر، از اشارۀ مستقیم به پیشنهاد شغلی جدید، به‌ویژه با لحنی تهدیدآمیز خودداری کنید؛ زیرا مدیر حتی اگر درخواست افزایش حقوق شما را نیز منطقی بداند، باز هم در برابر لحن تهدیدآمیز به لحاظ روانی مقاومت کرده و دستِ رد به سینۀ شما خواهد زد.

 

۴- تحقیقات بازار

این اصطلاح هرچند در ابتدا اندکی پیچیده به نظر می‌رسد، اما منطق اصلی آن بسیار ساده است. بررسی و ارزیابی دقیق شرایط حاکم بر بازار در تمام موقعیت‌های کاری، به‌ویژه اگر مسئولیت سازمان بر عهدۀ شماست، اهمیت بسیاری دارد. می‌توانید ضمن گفتگو با همکاران و فعالان صنف خود، اطلاعات بسیار سودمندی دربارۀ عرضه و تقاضا و دیگر مسائل مرتبط با فعالیت تجاری به دست آورید. با طبقه‌بندی این نتایج، امکان برنامه‌ریزی مناسب و تدوین استراتژی بهینه برای کسب و کار شما ایجاد خواهد شد.

 

۵- برگزاری نشست‌های کاری

این مورد نیز از مهارت‌های بسیار کارساز است. اگر در فرایند ادارۀ یک نشست، کنترل جلسه را از دست بدهید، شرکت‌کنندگان، کار را به بحث‌های دونفره و آشفتگی خواهند کشاند و هیچ نتیجۀ ملموسی به دست نخواهد آمد. برای پرهیز از بی‌نظمی، فرمی آماده کنید و در آن، زمان و مکان نشست، دستور جلسه و مراحل انجام آن را ذکر کنید. با این روش می‌توانید پس از آغاز نشست، تک‌تک موارد را بر اساس فهرست تهیه شده پیش ببرید. اگر احتمال می‌دهید که برخی از همکاران از این فهرست پیروی نمی‌کنند، پیش از ابلاغ آن به دیگران، تأیید مدیر ارشد را برای دستور کار نشست دریافت کنید.

 

۶- مدیریت مذاکرات دشوار

برخی از گفتگوهای شما با همکاران، مدیران یا مشتریان به‌طور طبیعی دشوار است. به‌طور مثال: اگر بخواهید برای افزایش حقوق با مدیر خود گفتگو کنید یا تصمیم به ترک شرکت را به اطلاع او برسانید، این کار را چندان آسان نخواهید یافت. رمز موفقیت در این مذاکرات، صراحت و صداقت مؤدبانه است. به این معنا که تا بتوانید از پیچیده کردن بیهودۀ بحث و زمینه‌سازی طولانی خودداری کنید. با صداقت از دیدگاه خود سخن بگویید و موضوع مورد نظر را طرح کنید. اگر این صداقت با لحنی دوستانه بیان شود، بدون شک تأثیر مثبتی در فرد مقابل خواهد داشت.

 

۷-کلمۀ کلیدی «نه»

در طول دوران کاری مدام به موقعیت‌هایی برخورد خواهید کرد که باید «نه» بگویید. اما اغلب ما به دلایل شخصیتی یا فضای فرهنگی نمی‌توانیم از این ابزار مهم در برخوردها استفاده کنیم. به این ترتیب، ناچار از پذیرش مسئولیت‌هایی می‌شویم که تمایل چندانی به انجام آنها نداریم و یا منفعت کافی به‌دست نمی‌آوریم. در این موقعیت‌ها همواره به یاد داشته باشید که وکیل مدافعی جز خودتان ندارید. اگر با پذیرفتن موقعیت‌های نامطلوب به خودتان خیانت کنید، هیچ‌کس مسئول آیندۀ شما نخواهد بود. پس گفتن کلمۀ کلیدی «نه» را به صورتی دوستانه و با احترام بیاموزید و خود را از گرفتاری‌های بی‌ثمر آتی ایمن نگاه دارید.

 

۸- خوش‌نامی و «برند شغلی»

نام خود را مانند یک برند تجاری تلقی کنید. با گذشت سالیان، مجموعه تجربیات، خاطرات و نتایج مرتبط با شغلتان، در نام شما خلاصه خواهد شد و دیگران با شنیدن این نام، تمامی این موارد را به یاد خواهند آورد. از این رو بهتر است در تمام دوران کاری خود، از برند شخصی‌تان به‌خوبی نگهداری کنید و شهرت و اعتبار را منبع اصلی موفقیت بدانید. برند شغلی مانند تابلوی راهنمایی است که با گذشت روزگار، موقعیت شما را در بازار مشخص می‌کند. افراد دیگر با دیدن این تابلو به‌سادگی تمام نکات مرتبط با شما را به یاد خواهند آورد. از این رو باید همواره نسبت به برند شخصی هوشیار باشید و به هیچ قیمتی اجازه ندهید اعتبارتان خدشه‌دار شود.

 

ماهنامه معیشت، شماره ۲۲، مرداد ۱۳۹۵

کتابهای منتشره

اصل بعیدبودن: چرا هم‌رخدادی‌ها و رویدادهای معجزه‌آسا و نادر همه‌روزه رخ می‌دهند

این کتابی‌ست درباره‌ی رویدادهای خارق‌العاده‌ی نامحتمل و ‏بعید؛ درباره‌ی این‌که چرا چیزهایی بسیار بعید رخ می‌دهند. و ناگفته نماند، درباره‌ی ‏این‌که چرا پشت سر هم رخ می‌دهند و رخ می‌دهند، و باز هم رخ می‌دهند. ‏ در نگاه نخست،...[]