بسم الله الرحمن الرحیم

دسته بندی : مجله

۰۷ بهمن ۱۳۹۶

Jeld 41-1

تعمیر یا تعویض؟

- سلام‌ علیکم اکبر آقا، خوبید؟ بِچا خوبن؟ اهل و عیال چطورن؟

- سلام نازخاتون خانم، ممنون. شما خوبین؟

- اکبر آقا، هوا خیلی سردِسا. عجب برفی اومِدسا. خیلی وقته همچین برفی نیومدِس. الان چند روزه نوه‌هام خونه‌مان، تعطیلن. طفلیا برف یادشون رفتِس.

- آره ماشالله، خدا رو شکر.

-ولی با این برفا که مشکل حل نمی‌شِد، اکبر آقا. اگه مردم قناعت نکنن تا چند سال دیگه مجبور می‌شن خودشون رو با اسپری بدون آب حموم بدن و برای بِچاشون تعریف کنن: «یادش به‌خیر اون قدیما حموما دوش داشت. ما با آب بازی می‌کردیم. خونه‌ها حیاط و باغچه داشت. با شِلنگ حیاط رو می‌شستیم، ماشین می‌شستیم، فرش می‌شستیم».

- امرتون چیه نازخاتون خانم.

- اکبر آقا، چرخ گوشت‌مون آماده شدس؟ امشب بچا خونه مان. می‌خوام برا بچا کوفته درست کنم. لازمِ‌ست.

- نه، درست نشد.

- واا، اکبر آقا مگه چش بود؟

- یه قطعه می‌خواد، پیدا نمی‌شه.

- چرا پیدا نمی‌شه، ننه؟

- خب چرخ‌گوشت قدیمیه مادر. اینا اصلاً دیگه از مد افتاده. بهتره یه دونه جدیدش رو بخری.

- خُب، اونوقت اینو چیکارش کنم!

- می‌تونی زیرگلدونیش کنی یا بدیش به سازمان میراث فرهنگی بذارن تو موزه.

- اکبر آقا شوخیت گرفته‌س. این وسیله دستِمِس، قدیمیِ‌س، یادگاری پدر بچاست. با صد تا از این جدیدیام عوضش نمی‌کنم. تازه مگه این جدیدیا چی‌کار می‌کنن. گوشتو چرخ می‌کنن و بعد بهش ادویه و نمک می‌زنن و مشت و مالش می‌دن و کباب و کوفته می‌کنن می‌دن بیرون! نه، خُب. اونام گوشت چرخ می‌کنن دیگه. حالا مدل و رنگاش عوض شده، کارشون همونِست، عَوِض نشدس که. ما قدیمیا مثل شوما جوونا نیستیم که دنبال رنگ و مد باشیم. حالاییا والله خیلی خوش‌شونست. زرتی فرش عوض می‌کنن، مبل عوض می‌کنن، خونه عوض می‌کنن. ما این‌قده فرش رو استفاده می‌کردیم که نخ‌نما می‌شد. تازه بعد نخ‌نماشدن از مهمون‌خونه می‌اوردیمش می‌نداختیم آشپزخونه. وقتی هم پاره می‌شد، تیکه‌های سالمش رو می‌بریدیم پادری می‌کردیم.

  • می‌خریم.
  • می‌سازیم.
  • صرفه‌جویی می‌کنیم.
  • تاخت می‌زنیم.
  • قرض می‌گیریم.
  • هرچی داریم رو استفاده می‌کنیم.

           منحنی نازلو

- خب چه فایده! زندگی‌تون تنوع نداشت.

- درعوض دلامون شاد بود. این همه قسط و غصه نداشتیم. سرمون رو راحت رو بالش می‌ذاشتیم. از اونایی که داشتیم لذت می‌بردیم. اکبر آقا! اصلاً حالا چرا اون قطعه رو تعمیر نمی‌کنی؟ مگه شما تعمیرکار نیستی؟

- چرا مادر، تعمیرکارم. ولی اگه بخوام اون قطعه رو درست کنم، هزینه فرصتش برام خیلی زیاده.

- چی؟ حرف‌های خارجی می‌زنی اکبر آقا! این‌قده تو این مملکت هزینه فرصت‌هامون رو حداقل کردیم که دیگه هیچ منابعی نداریم؛ نه آب، نه نفت، نه خاک، نه حتی هوا. اصلاً این چه فرهنگی‌یه که تازه باب شده! همه‌چیز رو سریع عوض می‌کنن؛ خونه، ماشین، زن، شوهر، مدرسۀ بچه، معلم، استاد، مدیران اجرایی. اصلاً اینگار دیگه کسی طاقت هیچی رو نداره. همه مثل شوما تعویض‌کار شدن. دیگه کوجاست اون تعمیرکارای قدیم.

اکبر آقا! من به این سادگیا دست از این چرخ گوشت برنمی‌دارم. اصلاً می‌دونی من یه شکلی توی ذهنم دارم به اسم هرم نازلو. یه وقت فکر نکنی از روی مازلو کپی کردما، نه دادا. من و اون خدا بیامرز، آقامون، این شکل رو باهم کشیدیم و زندگیمون رو ساختیم. الان برات توضیح می‌دم. ما اول سعی می‌کنیم از هرچی داریم به نحو احسن استفاده کنیم. اگه چیزی رو لازم داریم و نداریم و چندبار بیشتر نمی‌خوایم استفاده کنیم، از یکی قرض می‌گیریم. یا سعی می‌کنیم یه وسیله‌ای که داریم و نیاز بهش نداریم رو با اون چیزی که نیاز داریم، تاخت بزنیم و معاوضه ‌کنیم. اگر هیچ‌کدوم از این موارد نشد، اون‌وقت تا بتونیم صرفه‌جویی می‌کنیم و نیازمون را با یه چیز دیگه رفع می‌کنیم. در بعضی موارد اگه تونستیم خودمون اون چیزی که نیاز داریم رو می‌سازیم و درنهایت اگه نشد سراغ خریدش می‌ریم. شاید این مدل ذهنی مال عصر گاوآهن به‌نظر برسه؛ اما الان اروپایی‌ها تازه بهش رسیدن. می‌دونی چرا؟ چون ما یه زمین بیشتر نداریم و این‌طورکه بشر داره مصرف می‌کنه و زباله و آشغال تولید می‌کنه، دیگه جایی برای آشغال ریختن باقی نمی‌مونه. حتی در کشورهایی مثل سوئد و ایرلند اگه کسی بتونه لوازمش رو تعمیر کنه و استفاده کنه، می‌تونه از بخشودگی‌های مالیاتی استفاده کنه. اونا حتی یه جاهایی برای معاوضۀ کالا دارن. اتحادیه اروپا اخیراً رویکرد اقتصاد مدور (گردشی)[۱] رو درپیش گرفته. اقتصاد مدور نقطۀ مقابل اقتصاد خطی هستش. در اقتصاد متداول خطی تولید می‌کنیم مصرف می‌کنیم و دور می‌ندازیم. اما در اقتصاد مدور، ایدۀ اصلی بازیافت محصول یا بخشی از اون و ورود مجدد اون به چرخۀ تولیده. اتحادیه اروپا پیش‌بینی کرده تا سال ۲۰۳۰ بتونه با این رویکرد سالی ۶۰۰ میلیارد یورو برای اقتصاد اروپا صرفه‌جویی کنه[۲].

الانی یه مراکز تعمیری تو دنیا راه افتاده به اسم «کافه تعمیر». اولین کافه تعمیر سال ۲۰۰۹ تو آمستردام راه‌اندازی شد و بنیاد کافه تعمیر[۳] می‌گه درحال‌حاضر بیش از ۴۰۰ تا از این مراکز در سراسر جهان وجود داره. حالا می‌دونی کافه تعمیر چیه؟ ساکنای محلی به‌طور هفتگی، ماهانه یا فصلی، یه نمایشگاه توی پارک یا هر جای در دسترس دیگه برگزار می‌کنن و همه اون‌هایی که یه چیز تعمیری تو خونشون دارن و اونایی که تعمیر یه کالایی رو بلدن (مثل دوچرخه، مبل، اقلام برقی و…) اونجا جمع می‌شن. داوطلبای تعمیرکار لزوماً برای گرفتن پول اونجا نمیان و ممکنه فقط افرادی علاقه‌مند باشن و دوست داشته باشن که با اشیا کار کنن. مثلاً‌ بعضیا دوچرخه سواری رو دوست دارن و یاد گرفتن که چطور دوچرخه رو تعمیر و نگهداری کنن. بعضیا رفوکردن لباس رو بلدن. بعضیا بلدن زیپای خراب رو درست کنن. جالب اینه که خیلی از بازدیدکنندهای کافه تعمیرا درنهایت تعمیرکار می‌شن.

- ننه، ماشالله به این چونه! تو همین زمانی‌که داشتی نطق می‌کردی، چرخ‌گوشتت رو درست کردم. بیا بگیر ببر! اینو ببری هزینه فرصتم پایین میاید تازه.

- وااا، ننه من که هنوز چیزی نگفتم، تازه می‌خواستم اقتصاد مدور رو برات بشکافم. حالا چقد می‌شه دستمزدتون؟

 

نویسنده: رضا ابراهیمی

 

[۱] Circular economy

[۲] Towards a circular economy: A zero waste programme for Europe, http://ec.europa.eu/environment/circular-economy/index_en.htm

[۳] Repair Café Foundation

 

ماهنامه معیشت، شماره ۴۱، اسفند ۱۳۹۶

 

تعمیر یا تعویض؟ - سلام‌ علیکم اکبر آقا، خوبید؟ بِچا خوبن؟ اهل و عیال چطورن؟ - سلام نازخاتون خانم، ممنون. شما خوبین؟ - اکبر آقا، هوا خیلی سردِسا. عجب برفی اومِدسا. خیلی وقته همچین برفی نیومدِس. الان چند روزه نوه‌هام خونه‌مان، تعطیلن. طفلیا برف یادشون رفتِس. - آره ماشالله، خدا رو شکر. -ولی با این برفا که مشکل حل نمی‌شِد، اکبر آقا. اگه مردم قناعت ...

تعمیر یا تعویض؟

- سلام‌ علیکم اکبر آقا، خوبید؟ بِچا خوبن؟ اهل و عیال چطورن؟

- سلام نازخاتون خانم، ممنون. شما خوبین؟

- اکبر آقا، هوا خیلی سردِسا. عجب برفی اومِدسا. خیلی وقته همچین برفی نیومدِس. الان چند روزه نوه‌هام خونه‌مان، تعطیلن. طفلیا برف یادشون رفتِس.

- آره ماشالله، خدا رو شکر.

-ولی با این برفا که مشکل حل نمی‌شِد، اکبر آقا. اگه مردم قناعت نکنن تا چند سال دیگه مجبور می‌شن خودشون رو با اسپری بدون آب حموم بدن و برای بِچاشون تعریف کنن: «یادش به‌خیر اون قدیما حموما دوش داشت. ما با آب بازی می‌کردیم. خونه‌ها حیاط و باغچه داشت. با شِلنگ حیاط رو می‌شستیم، ماشین می‌شستیم، فرش می‌شستیم».

- امرتون چیه نازخاتون خانم.

- اکبر آقا، چرخ گوشت‌مون آماده شدس؟ امشب بچا خونه مان. می‌خوام برا بچا کوفته درست کنم. لازمِ‌ست.

- نه، درست نشد.

- واا، اکبر آقا مگه چش بود؟

- یه قطعه می‌خواد، پیدا نمی‌شه.

- چرا پیدا نمی‌شه، ننه؟

- خب چرخ‌گوشت قدیمیه مادر. اینا اصلاً دیگه از مد افتاده. بهتره یه دونه جدیدش رو بخری.

- خُب، اونوقت اینو چیکارش کنم!

- می‌تونی زیرگلدونیش کنی یا بدیش به سازمان میراث فرهنگی بذارن تو موزه.

- اکبر آقا شوخیت گرفته‌س. این وسیله دستِمِس، قدیمیِ‌س، یادگاری پدر بچاست. با صد تا از این جدیدیام عوضش نمی‌کنم. تازه مگه این جدیدیا چی‌کار می‌کنن. گوشتو چرخ می‌کنن و بعد بهش ادویه و نمک می‌زنن و مشت و مالش می‌دن و کباب و کوفته می‌کنن می‌دن بیرون! نه، خُب. اونام گوشت چرخ می‌کنن دیگه. حالا مدل و رنگاش عوض شده، کارشون همونِست، عَوِض نشدس که. ما قدیمیا مثل شوما جوونا نیستیم که دنبال رنگ و مد باشیم. حالاییا والله خیلی خوش‌شونست. زرتی فرش عوض می‌کنن، مبل عوض می‌کنن، خونه عوض می‌کنن. ما این‌قده فرش رو استفاده می‌کردیم که نخ‌نما می‌شد. تازه بعد نخ‌نماشدن از مهمون‌خونه می‌اوردیمش می‌نداختیم آشپزخونه. وقتی هم پاره می‌شد، تیکه‌های سالمش رو می‌بریدیم پادری می‌کردیم.

  • می‌خریم.
  • می‌سازیم.
  • صرفه‌جویی می‌کنیم.
  • تاخت می‌زنیم.
  • قرض می‌گیریم.
  • هرچی داریم رو استفاده می‌کنیم.

           منحنی نازلو

- خب چه فایده! زندگی‌تون تنوع نداشت.

- درعوض دلامون شاد بود. این همه قسط و غصه نداشتیم. سرمون رو راحت رو بالش می‌ذاشتیم. از اونایی که داشتیم لذت می‌بردیم. اکبر آقا! اصلاً حالا چرا اون قطعه رو تعمیر نمی‌کنی؟ مگه شما تعمیرکار نیستی؟

- چرا مادر، تعمیرکارم. ولی اگه بخوام اون قطعه رو درست کنم، هزینه فرصتش برام خیلی زیاده.

- چی؟ حرف‌های خارجی می‌زنی اکبر آقا! این‌قده تو این مملکت هزینه فرصت‌هامون رو حداقل کردیم که دیگه هیچ منابعی نداریم؛ نه آب، نه نفت، نه خاک، نه حتی هوا. اصلاً این چه فرهنگی‌یه که تازه باب شده! همه‌چیز رو سریع عوض می‌کنن؛ خونه، ماشین، زن، شوهر، مدرسۀ بچه، معلم، استاد، مدیران اجرایی. اصلاً اینگار دیگه کسی طاقت هیچی رو نداره. همه مثل شوما تعویض‌کار شدن. دیگه کوجاست اون تعمیرکارای قدیم.

اکبر آقا! من به این سادگیا دست از این چرخ گوشت برنمی‌دارم. اصلاً می‌دونی من یه شکلی توی ذهنم دارم به اسم هرم نازلو. یه وقت فکر نکنی از روی مازلو کپی کردما، نه دادا. من و اون خدا بیامرز، آقامون، این شکل رو باهم کشیدیم و زندگیمون رو ساختیم. الان برات توضیح می‌دم. ما اول سعی می‌کنیم از هرچی داریم به نحو احسن استفاده کنیم. اگه چیزی رو لازم داریم و نداریم و چندبار بیشتر نمی‌خوایم استفاده کنیم، از یکی قرض می‌گیریم. یا سعی می‌کنیم یه وسیله‌ای که داریم و نیاز بهش نداریم رو با اون چیزی که نیاز داریم، تاخت بزنیم و معاوضه ‌کنیم. اگر هیچ‌کدوم از این موارد نشد، اون‌وقت تا بتونیم صرفه‌جویی می‌کنیم و نیازمون را با یه چیز دیگه رفع می‌کنیم. در بعضی موارد اگه تونستیم خودمون اون چیزی که نیاز داریم رو می‌سازیم و درنهایت اگه نشد سراغ خریدش می‌ریم. شاید این مدل ذهنی مال عصر گاوآهن به‌نظر برسه؛ اما الان اروپایی‌ها تازه بهش رسیدن. می‌دونی چرا؟ چون ما یه زمین بیشتر نداریم و این‌طورکه بشر داره مصرف می‌کنه و زباله و آشغال تولید می‌کنه، دیگه جایی برای آشغال ریختن باقی نمی‌مونه. حتی در کشورهایی مثل سوئد و ایرلند اگه کسی بتونه لوازمش رو تعمیر کنه و استفاده کنه، می‌تونه از بخشودگی‌های مالیاتی استفاده کنه. اونا حتی یه جاهایی برای معاوضۀ کالا دارن. اتحادیه اروپا اخیراً رویکرد اقتصاد مدور (گردشی)[۱] رو درپیش گرفته. اقتصاد مدور نقطۀ مقابل اقتصاد خطی هستش. در اقتصاد متداول خطی تولید می‌کنیم مصرف می‌کنیم و دور می‌ندازیم. اما در اقتصاد مدور، ایدۀ اصلی بازیافت محصول یا بخشی از اون و ورود مجدد اون به چرخۀ تولیده. اتحادیه اروپا پیش‌بینی کرده تا سال ۲۰۳۰ بتونه با این رویکرد سالی ۶۰۰ میلیارد یورو برای اقتصاد اروپا صرفه‌جویی کنه[۲].

الانی یه مراکز تعمیری تو دنیا راه افتاده به اسم «کافه تعمیر». اولین کافه تعمیر سال ۲۰۰۹ تو آمستردام راه‌اندازی شد و بنیاد کافه تعمیر[۳] می‌گه درحال‌حاضر بیش از ۴۰۰ تا از این مراکز در سراسر جهان وجود داره. حالا می‌دونی کافه تعمیر چیه؟ ساکنای محلی به‌طور هفتگی، ماهانه یا فصلی، یه نمایشگاه توی پارک یا هر جای در دسترس دیگه برگزار می‌کنن و همه اون‌هایی که یه چیز تعمیری تو خونشون دارن و اونایی که تعمیر یه کالایی رو بلدن (مثل دوچرخه، مبل، اقلام برقی و…) اونجا جمع می‌شن. داوطلبای تعمیرکار لزوماً برای گرفتن پول اونجا نمیان و ممکنه فقط افرادی علاقه‌مند باشن و دوست داشته باشن که با اشیا کار کنن. مثلاً‌ بعضیا دوچرخه سواری رو دوست دارن و یاد گرفتن که چطور دوچرخه رو تعمیر و نگهداری کنن. بعضیا رفوکردن لباس رو بلدن. بعضیا بلدن زیپای خراب رو درست کنن. جالب اینه که خیلی از بازدیدکنندهای کافه تعمیرا درنهایت تعمیرکار می‌شن.

- ننه، ماشالله به این چونه! تو همین زمانی‌که داشتی نطق می‌کردی، چرخ‌گوشتت رو درست کردم. بیا بگیر ببر! اینو ببری هزینه فرصتم پایین میاید تازه.

- وااا، ننه من که هنوز چیزی نگفتم، تازه می‌خواستم اقتصاد مدور رو برات بشکافم. حالا چقد می‌شه دستمزدتون؟

 

نویسنده: رضا ابراهیمی

 

[۱] Circular economy

[۲] Towards a circular economy: A zero waste programme for Europe, http://ec.europa.eu/environment/circular-economy/index_en.htm

[۳] Repair Café Foundation

 

ماهنامه معیشت، شماره ۴۱، اسفند ۱۳۹۶

 

کتابهای منتشره

اصل بعیدبودن: چرا هم‌رخدادی‌ها و رویدادهای معجزه‌آسا و نادر همه‌روزه رخ می‌دهند

این کتابی‌ست درباره‌ی رویدادهای خارق‌العاده‌ی نامحتمل و ‏بعید؛ درباره‌ی این‌که چرا چیزهایی بسیار بعید رخ می‌دهند. و ناگفته نماند، درباره‌ی ‏این‌که چرا پشت سر هم رخ می‌دهند و رخ می‌دهند، و باز هم رخ می‌دهند. ‏ در نگاه نخست،...[]