بسم الله الرحمن الرحیم

دسته بندی : داستان جلد

۰۹ اسفند ۱۳۹۶

EstimationBias

یکی از باورهای رایج در اغلب افراد این است که احساس سپاس از آن‌چه داریم و پذیرش شرایط موجب خوشبختی و شادمانی بیشتر است. البته این به معنای پذیرش فشارها و تسلیم در برابر بحران‌ها نیست. اما بدون شک، احساس پذیرابودن می‌تواند نوعی گشودگی در افراد ایجاد کند و آن‌ها را برابر شرایط سخت مقاوم‌تر سازد. با توجه به این نکته، طبیعی است که نتیجه بگیریم، آرزوهای دور و دراز در نهایت به کاهش شادمانی و افزایش نگرانی و فشار دورنی منتهی خواهد شد. به‌ویژه آن‌که در فرهنگ ما بر این مسأله و نوعی زندگی زاهدانه تأکید ویژه‌ای می‌شود و باور مورد اشاره از طریق فرهنگ تقویت می‌گردد.

البته در درستی این باور به‌طور کلی ابهامی وجود ندارد. اما به مانند سایر باورها، در این‌جا نیز امکانات دیگری نهفته است که برخی از مطالعات اخیر آن را نشان داده‌اند. بر این اساس، جاه‌طلبی و انتخاب اهداف بزرگ لزوماً به معنای دشوارتر شدن زندگی نیست. بر اساس این پژوهش‌ها که روی دو گروه از افراد با سطوح متفاوتی از بلندپروازی صورت گرفته است، ثابت شده که افرادی که اهداف جاه‌طلبانه دارند در مقایسه با افرادی با محافظه‌کاری بیشتر، از زندگی رضایت بیشتری داشته‌اند. این مسأله بنا بر تحلیل در نکته‌ای روان‌شناختی ریشه دارد که مطابق آن، نتایج حاصل از اهداف محافظه‌کارانه اغلب محدود هستند، در حالی که اهداف بلند در صورت تحقق به نتایج فوق‌العاده‌ای خواهند انجامید. از این رو متخصصان توصیه می‌کنند در زمان تدوین اهداف، سعی کنید تا حد امکان محدودیت‌های ذهنی را کنار گذاشته و آزادانه در آسمان خیال پرواز کنید. پس از این مرحله است که می‌توان به زمین بازگشت و تناسب این اهداف با واقعیت و البته ارتباط جهت‌گیری آن‌ها با فرآیند «رشد شخصی» را بررسی کرد. این گام نهایی مانع دور شدن از واقعیت می‌شود و در عین حال هسته مرکزی و بلندپروازانه را حفظ می‌کند.

 

چنان‌که اشاره شد، کلید اصلی در این‌جا میزان تناسب اهداف با مسیر رشد شخصی شما است. این‌که تلاش برای تحقق هدفی خاص و نتیجه نهایی حاصل از آن به چه میزان باعث ارتقای ویژگی‌های شخصیتی مثبت و کاهش نقاط ضعف شما می‌شود. این امر بیش از همه به معنای تعیین منبعی درونی برای موفقیت و شادمانی است. این منبع درونی رضایت می‌تواند در برابر دشواری‌ها یاری¬گر فرد باشد و در نهایت احساس خوشبختی از آن حاصل می‌شود. در حالی که در سوی دیگر، تکیه بر اهدافی که نوعی منبع رضایت بیرونی تلقی می‌شوند، به صورت مستقیم قادر به ایجاد احساس خوشبختی نیست و به همین جهت، باید واسطه‌ای درونی به‌وجود آید تا نتایج آن را برای ما ملموس سازد.

 

متخصصان از سه عامل اساسی در فرآیند انتخاب اهداف با منبع رضایت درونی یاد کرده‌اند. به این ترتیب که اهداف مطلوب آنهایی هستند که احساس اختیار، رقابت و ارتباط را در ما تقویت کنند. اگر هدفی توانایی کنترل شرایط را در ما ایجاد نموده و این احساس را برانگیزد که می‌توانیم بر امور غلبه کنیم، این هدف مطلوب تلقی می‌شود. به علاوه حس ارتباط و پیوستگی با دیگران، در عین حفاظت از ماهیت رقابتی زندگی و برتری‌طلبی ذاتی بشر نیز دو عامل اساسی دیگر در ارزیابی اهداف هستند.

با نظر به این نکات می‌توان پرسش خوبی یا بدی جاه‌طلبی را به پرسش دیگری تبدیل کرد. به این‌صورت که مطلوبیت هدف، بیشتر به درونی بودن و بیرونی بودن آن بستگی دارد. در حوزه احساس رضایت درونی و تحول شخصی هیچ هدفی، هرچند جاه طلبانه، نامعقول نیست. در حالی که اهدافی با منبع رضایت خارجی در هدایت عوامل کنترل‌ناپذیر هستند و به‌طور مستقیم به شادمانی ما نخواهند افزود.

 

ماهنامه معیشت، شماره ۲۱، تیر ۱۳۹۵

یکی از باورهای رایج در اغلب افراد این است که احساس سپاس از آن‌چه داریم و پذیرش شرایط موجب خوشبختی و شادمانی بیشتر است. البته این به معنای پذیرش فشارها و تسلیم در برابر بحران‌ها نیست. اما بدون شک، احساس پذیرابودن می‌تواند نوعی گشودگی در افراد ایجاد کند و آن‌ها را برابر شرایط سخت مقاوم‌تر سازد. با توجه به این ...

یکی از باورهای رایج در اغلب افراد این است که احساس سپاس از آن‌چه داریم و پذیرش شرایط موجب خوشبختی و شادمانی بیشتر است. البته این به معنای پذیرش فشارها و تسلیم در برابر بحران‌ها نیست. اما بدون شک، احساس پذیرابودن می‌تواند نوعی گشودگی در افراد ایجاد کند و آن‌ها را برابر شرایط سخت مقاوم‌تر سازد. با توجه به این نکته، طبیعی است که نتیجه بگیریم، آرزوهای دور و دراز در نهایت به کاهش شادمانی و افزایش نگرانی و فشار دورنی منتهی خواهد شد. به‌ویژه آن‌که در فرهنگ ما بر این مسأله و نوعی زندگی زاهدانه تأکید ویژه‌ای می‌شود و باور مورد اشاره از طریق فرهنگ تقویت می‌گردد.

البته در درستی این باور به‌طور کلی ابهامی وجود ندارد. اما به مانند سایر باورها، در این‌جا نیز امکانات دیگری نهفته است که برخی از مطالعات اخیر آن را نشان داده‌اند. بر این اساس، جاه‌طلبی و انتخاب اهداف بزرگ لزوماً به معنای دشوارتر شدن زندگی نیست. بر اساس این پژوهش‌ها که روی دو گروه از افراد با سطوح متفاوتی از بلندپروازی صورت گرفته است، ثابت شده که افرادی که اهداف جاه‌طلبانه دارند در مقایسه با افرادی با محافظه‌کاری بیشتر، از زندگی رضایت بیشتری داشته‌اند. این مسأله بنا بر تحلیل در نکته‌ای روان‌شناختی ریشه دارد که مطابق آن، نتایج حاصل از اهداف محافظه‌کارانه اغلب محدود هستند، در حالی که اهداف بلند در صورت تحقق به نتایج فوق‌العاده‌ای خواهند انجامید. از این رو متخصصان توصیه می‌کنند در زمان تدوین اهداف، سعی کنید تا حد امکان محدودیت‌های ذهنی را کنار گذاشته و آزادانه در آسمان خیال پرواز کنید. پس از این مرحله است که می‌توان به زمین بازگشت و تناسب این اهداف با واقعیت و البته ارتباط جهت‌گیری آن‌ها با فرآیند «رشد شخصی» را بررسی کرد. این گام نهایی مانع دور شدن از واقعیت می‌شود و در عین حال هسته مرکزی و بلندپروازانه را حفظ می‌کند.

 

چنان‌که اشاره شد، کلید اصلی در این‌جا میزان تناسب اهداف با مسیر رشد شخصی شما است. این‌که تلاش برای تحقق هدفی خاص و نتیجه نهایی حاصل از آن به چه میزان باعث ارتقای ویژگی‌های شخصیتی مثبت و کاهش نقاط ضعف شما می‌شود. این امر بیش از همه به معنای تعیین منبعی درونی برای موفقیت و شادمانی است. این منبع درونی رضایت می‌تواند در برابر دشواری‌ها یاری¬گر فرد باشد و در نهایت احساس خوشبختی از آن حاصل می‌شود. در حالی که در سوی دیگر، تکیه بر اهدافی که نوعی منبع رضایت بیرونی تلقی می‌شوند، به صورت مستقیم قادر به ایجاد احساس خوشبختی نیست و به همین جهت، باید واسطه‌ای درونی به‌وجود آید تا نتایج آن را برای ما ملموس سازد.

 

متخصصان از سه عامل اساسی در فرآیند انتخاب اهداف با منبع رضایت درونی یاد کرده‌اند. به این ترتیب که اهداف مطلوب آنهایی هستند که احساس اختیار، رقابت و ارتباط را در ما تقویت کنند. اگر هدفی توانایی کنترل شرایط را در ما ایجاد نموده و این احساس را برانگیزد که می‌توانیم بر امور غلبه کنیم، این هدف مطلوب تلقی می‌شود. به علاوه حس ارتباط و پیوستگی با دیگران، در عین حفاظت از ماهیت رقابتی زندگی و برتری‌طلبی ذاتی بشر نیز دو عامل اساسی دیگر در ارزیابی اهداف هستند.

با نظر به این نکات می‌توان پرسش خوبی یا بدی جاه‌طلبی را به پرسش دیگری تبدیل کرد. به این‌صورت که مطلوبیت هدف، بیشتر به درونی بودن و بیرونی بودن آن بستگی دارد. در حوزه احساس رضایت درونی و تحول شخصی هیچ هدفی، هرچند جاه طلبانه، نامعقول نیست. در حالی که اهدافی با منبع رضایت خارجی در هدایت عوامل کنترل‌ناپذیر هستند و به‌طور مستقیم به شادمانی ما نخواهند افزود.

 

ماهنامه معیشت، شماره ۲۱، تیر ۱۳۹۵

کتابهای منتشره

اصل بعیدبودن: چرا هم‌رخدادی‌ها و رویدادهای معجزه‌آسا و نادر همه‌روزه رخ می‌دهند

این کتابی‌ست درباره‌ی رویدادهای خارق‌العاده‌ی نامحتمل و ‏بعید؛ درباره‌ی این‌که چرا چیزهایی بسیار بعید رخ می‌دهند. و ناگفته نماند، درباره‌ی ‏این‌که چرا پشت سر هم رخ می‌دهند و رخ می‌دهند، و باز هم رخ می‌دهند. ‏ در نگاه نخست،...[]