با عضویت در خبرنامه از 10 درصد تخفیف در خرید مجله معیشت بهره مند شوید


طنزهای استخدامی

زمان مطالعه: 2 دقیقه
تاریخ انتشار مطلب : ۲۰ اسفند ۱۳۹۷
استخدام

شوخي با مدير

در پايان مصاحبه شغلي براي استخدام در شركتي، مدير منابع انساني شركت از مهندس جوان صفر كيلومتر ام‌آي‌تي پرسيد:

«براي شروعِ كار، حقوق مورد انتظار شما چقدر است؟»
مهندس گفت: «حدود ۱۰۰ هزار دلار در سال، بسته به اين‌كه چه مزايايي داده شود».
مدير منابع انساني گفت: «خب، نظر شما درباره ۵ هفته تعطيلي، ۱۴ روز تعطيلي با حقوق، بيمه كامل درماني و حقوق بازنشستگي ويژه و خودروي شيك و مدل بالا چيست؟»
مهندس جوان از جا پريد و با تعجب پرسيد: «شوخي مي‌كنيد؟»
مدير منابع انساني گفت: «بله، اما يادت باشه اول تو شروع كردي!»

کارمند تازه وارد

مردي به استخدام شرکت بزرگي درآمد. در اولين روز کار خود، با کافه‌تريا تماس گرفت و فرياد زد: «يک فنجان قهوه براي من بياريد».
صدايي از آن طرف پاسخ داد: «شماره داخلي را اشتباه گرفته‌اي. تو مي‌دوني با کي داري حرف مي‌‌زني؟»
کارمند تازه وارد گفت: «نه!»
صداي آن طرف گفت: «من مدير اجرايي شرکتم، ديوانه!».
مردِ تازه‌وارد با لحني حق به جانب گفت: «و تو مي‌دوني با کي حرف مي‌زني، بيچاره!»
مدير اجرايي گفت: «نه!»
کارمند تازه وارد گفت: «خوبه!» و سريع گوشي را گذاشت.

مدير بزرگ

مردي به مغازه فروش حيوانات رفت و درخواست يک طوطي کرد. صاحب فروشگاه به سه طوطي خوش‌چهره اشاره کرد و گفت: طوطي سمت چپ ۵۰۰ دلار است.
مشتري: چرا اين طوطي اين‌قدر گران است؟
صاحب فروشگاه: اين طوطي توانايي انجام تحقيقات علمي و فني را دارد.
مشتري: قيمت طوطي وسطي چقدر است؟‌
صاحب فروشگاه: طوطي وسطي ۱۰۰۰ دلار است. براي اين‌که اين طوطي توانايي نوشتن مقاله‌اي که در هر مسابقه‌اي پيروز شود را دارد.
و سرانجام مشتري از طوطي سوم پرسيد و صاحب فروشگاه گفت: ۴۰۰۰ دلار.

مشتري: اين طوطي چه کاري مي‌تواند انجام دهد؟

صاحب فروشگاه:‌ صادقانه بگويم من چيز خاصي از اين طوطي نديده‌ام ولي دو طوطي ديگر او را مدير صدا مي زنند!


نویسنده : ماهنامه معیشت

نظرات

بخش نظرات